نوشته‌ها

مهارت نه گفتن

مهارت نه گفتن

مهارت نه گفتن

مهارت «نه گفتن»

 

برای همه ما پیش میاد که با درخواست ها یا پیشنهادهایی مواجه شویم . به هر دلیلی پاسخ مان منفی است .

 

ممکن است با درخواست ها یا پیشنهاداتی مواجه شویم که مغایر با ارزش هایمان  هستند.

 

ممکن است برای ما مناسب نباشند و ما تمایلی به پذیرش آنها نداشته باشیم.

 

چرا نمی توانیم نه بگوییم؟

 

  • اگر نه بگوییم زشت است.

  • اگر به دوستم بگویم «نه» از من دلخور و ناراحت می شود.

اگر به درخواستی پاسخ مثبت دهیم ، در حالی پاسخ قلبی و درونی مان « نه » است چه احساسی خواهیم داشت؟

 

ممکن است خودمان را سرزنش کنیم .

 

در برخی موارد به ویژه موارد مالی دچار اضطراب و تنش می شویم.

 

احساس ناتوانی از اینکه بر خلاف میل باطنی کاری را انجام داده ام.

 

که در نهایت همه اینها باعث آسیب رساندن به عزت نفس ما خواهد شد.

 

بنابراین در این مقاله می خواهیم به بررسی این مسئله بپردازیم تا بتوانیم به گونه ای « نه » بگوییم که :

 

دیگر نگرانی و حس های ناخوشایند را تجربه نکنیم .

 

دیگران هم از پاسخ «نه» ما ناراحت و دلخور نشوند یا خیلی کمتر ناراحت شوند.

 

مدل های رایج « نه گفتن»

 

به طور معمول به یکی از حالت های زیر پاسخ نه خود را می گوییم.

 

1) رودربایستی (رودرواسی)

 

به دلیل خجالت یا جایگاه ویژه ای که شخص مقابل نزد ما دارد،از گفتن « نه» اجتناب می کنیم.

 

با اینکه تمایلی به پذیرش آن درخواست نداریم اما آن را می پذیریم. با او همراه می شویم.

 

به عبارتی درگیر رودرواسی می شویم.

 

مثلا ممکن است یکی از دوستان از ما بخواهد که به اتفاق هم به دیدن دوستی  دیگربرویم.

 

ما تمایلی به دیدار و هم نشینی شخص سوم نداریم.

 

ولی به دلیل رودرواسی ،علیرغم میل باطنی با دوست خود همراه می شویم. 

 

2) نه غیرواضح

 

ما همچنان با درخواست و پیشنهاد مورد نظر مخالفیم؛ اما ابراز مخالفت ما خیلی واضح نیست.

 

کمی ابراز مخالفتمی کنیم اما در نهایت شخص مقابل دست ما را گرفته و با خود همراه می کند.

 

مثلا دوستی از ما درخواست مبلغی پول به عنوان قرض نماید.

 

ما هم مبلغ مورد نظر را داریم ؛اما دو روز دیگر به آن نیاز داریم.

 

به دوستمان می گوییم: این مبلغ رو دارم اما چون پس فردا قصد خرید دارم نمی تونم قرض بدم.

 

دوست ما می گوید: تا پس فردا پول رو بر میگردونم.

 

دراین حالت ما تمایلی به قرض دادن نداریم .

 

با اصرار پی در پی دوستمان مواجه می شویم و پول را به او می دهیم.

 

در نتیجه خود را با استرس بازگرداندن به موقع پول مواجه می کنیم.

 

3) پرتاب « نه»

 

در این حالت ما با هر درخواستی که تمایل به پذیرش نداریم در همان ابتدا مخالفت می کنیم.

 

بعد از مدتی متوجه می شویم که دوستان ما به علت مخالفت های پی در پی از ما دلگیر می شوند.

 

دامنه ارتباطات ما کم می شود.

 

افرادی که مسلط به مهارت های ارتباطی و کلام هستند، با درخواست ها و پیشنهادات مخالفت می کنند.

 

مخالفت این گروه به گونه ای است که :

 

نه تنها شخص مقابل از مخالفت آنها ناراحت نمی شود .

 

بلکه تقریبا از ادامه درخواست و اصرار ورزیدن هم خودداری می کند.

 

بی شک ، نه گفتن به شکلی زیبا، حاصل تمرین و تجربه فراوان در ارتباط با دیگران است .

 

برای شروع مخالفت و نه گفتن می توانید  از روش زیر استفاده کنید.

 

دراین روش طی چهار گام ، به راحتی می توانید با هرگونه درخواست  یا پیشنهادی مخالفت کنید.

 

گام اول : گرفتن تصمیم قطعی

 

قبل از هر گونه « نه گفتن » لازم است کمی مکث کنید. فکر کنید. به طور قاطعانه تصمیم خود را بگیرید.

 

این گام بسیار مهم است . ارتباط مستقیم با عزت نفس شما دارد.

 

فراموش نکنید اگر تصمیم شما مخالفت با پیشنهاد و درخواست شخص مقابل باشد:

 

تحت هرشرایطی باید این مخالفت را ابرازکنید. از تصمیم خود منصرف نشوید.

 

گام دوم : همراهی اولیه و تقدیر

 

در این مرحله برای شروع صحبت ، کمی از تصمیم او تمجید کرده و با او همراهی کنید.

 

از او تشکر کنید که شما را به عنوان  یکی از نزدیکان خود انتخاب  کرده ، موضوع را با شما در میان گذاشته است.

 

این همراهی و تقدیر شما ، حس خوبی را در شخص مقابل ایجاد خواهد کرد .

 

این حس مثبت با عث می شود زمانی که نظر قطعی خود را مبنی برمخالفت اعلام می کنید؛ حس بد ناراحتی در شخص مقابل

 

ایجاد نشود یا شدت آن کمتر باشد.

 

گام سوم: آوردن دلیل و گفتن نه

 

بعد از ایجاد حس مثبت درمخاطب ، اکنون زمان آن رسیده که مخالفت خود را ابراز کنید.

 

برای اینکه از شدت ناراحتی احتمالی شخص مقابل و اصرار های احتمالی او کم شود:

 

قبل از نه گفتن دلایل منطقی خود را بیان کنید.

 

در ادامه با اشاره به دلایل گفته شده ، قاطعانه «نه» را بگویید . ابراز مخالفت کنید. بلافاصله گام چهارم را بردارید.

 

گام چهارم : پیشنهاد راهکار

 

بلافاصله بعد از گفتن «نه» راهکاری را به شخص مقابل پیشنهاد کنید.

 

به طور مثال شخص یا راه حل مناسبی را به وی معرفی کنید.

 

برای درک بهتر بیایید چهار گام گفته شده را در قالب یک مثال بررسی کنیم.

 

مثال : یکی از دوستانتان از شما درخواست می کند که امروز عصر همراه دوست دیگری به پارک بروید.

 

به هر دلیلی شما تمایل به معاشرت با دوست سوم ندارید. قصد دارید با این درخواست مخالفت کنید.

 

قبل از خواندن ادامه مقاله لطفا ، شما پاسخ خودتان را روی کاغذ بنویسید.

پاسخ پیشنهادی می تواند به شکل زیر بیان شود.

 

ممنون از اینکه همیشه به فکر این هستی که کنار هم باشیم و باهم خوش باشیم . این کار تو واقعا ارزشمنده.

 

ولی همونطور که میدونی معیارهای اخلاقی من با فلانی هم خوانی نداره. به همین دلیل وقتی در جمعی هستم که فلانی

 

هم هست به من خوش نمی گذره .

 

به همین علت من تصمیم گرفتم برای اینکه دلخوری پیش نیاد تا جایی که می تونم بافلانی معاشرت نداشته باشم.

 

من می خوام همیشه با تو دوست باشم و باهم خوش باشیم . بنابراین من با شما نمیام و ممنون میشم که دیگه اینو

 

از من نخوای.

 

پیشنهاد می کنم امروز خودت بری پیش فلانی و فردا غروب خودمون باهم باشیم. ممنون که درک می کنی.

 

بدون شک این جملات با توجه به ادبیات گفتاری شما و همچنین تجربه ارتباطی شما قابل تغییر است.

 

در مواجه  با درخواست ها و پیشنهادهایی که با معیارهای خانوادگی ، تربیتی واخلاقی ما هم خوانیندارند:

 

می توانیم در همان ابتدا به طور کاملا قاطعانه وحتی با پرتاب نه ، مخالفت کرده واز ادامه صحبت در این خصوص خودداری

 

کنیم.

 

لطفا همین حالا چندین بار با موضاعات مختلف ، ابراز ممخالفت را تمرین کنید.

 

اثر تمرین مستمر و همیشگی را جدی بگیرید.

 

به قدری تمرین کنید که ذهنتان همیشه آماده باشد و درسریع ترین زمان ممکن بتوانید نه بگویید.

 

توانا بود هرکه تمرین کند.

 

فراموش نکنید مخالفت های به جا و به موقع ارتباط مستقیم با عزت نفس دارد.

 

هربار که شما علیرغم میل تان در خواستی را می پذیرید، ضربه ای به عزت نفس تان وارد می سازید.

 

اگر ارتباطات شما به همین شکل ادامه یابد بعد از مدتی اعتماد به نفس اجتماعی خود را از دست خواهید داد.

 

بازیچه تصمیمات دیگران خواهید شد.

 

بنابراین لطفا به مهارت نه گفتن و مخالفت کردن ، توجهی ویژه داشته باشید.

عزیزوجذاب

رموز عزیز وجذاب بودن

عزیز و جذاب

چگونه عزیز و جذاب باشیم؟

 

همه ما انسان‌ها دوست داریم مورد تائید دیگران باشیم. به‌عبارت‌دیگر برای دیگران عزیز باشیم.

 

برای رسیدن به حس عزیز وجذاب بودن اکثریت  به بیراهه می‌روند. هزینه‌های گزاف می‌پردازند.

 

به‌عنوان‌مثال به دنبال فراهم کردن زیبایی‌های ظاهری به هر قیمتی ، حتی سلامتی فقط برای ازینکه گمان میکنیم به این

 

وسیله عزیز خواهیم شد.

 

متأسفانه شاهد انجام اعمال جراحی پر ریسک زیبایی هستیم و زمانی که دلیل آن را می‌پرسیم پاسخ آن چیزی نیست جز

 

جذب همسر و خود را عزیز و جذاب کردن برای او.

 

اما واقعاً زیبایی‌ها ظاهری می‌تواند جایگزین شیوه‌های ارتباط مؤثر باشد؟

 

تصور کنید همسر شما چهره زیبایی داشته باشد، ازنظر ارتباطی ضعیف باشد و همیشه در حال بحث و جدال باشید،زیبایی

 

همسرتان می‌تواند باعث شود که شما این شرایط را بپذیرید؟ آیا بازهم برایتان عزیز خواهد بود؟

 

قطعاً پاسخ این سؤال «خیر »است.

 

به خاطر داشته باشید ما انسان‌ها موجوداتی  100درصد احساساتی هستیم و فقط با منطق احساساتمان را توجیه می‌کنیم .

 

احساس عزیز و مورد تائید بودن قوی‌ترین و مهم‌ترین احساس در همه انسان‌هاست .

 

اصول عزیز  وجذاب بودن

 

اصل اول : سربه‌سر دیگران نگذارید.

 

یکی از عادات رایج در فرهنگ ما انتقاد کردن و عیب‌جویی از دیگران است. اگر می خواهید عزیز باشید، انتقاد سم رابطه است.

 

زمانی که خودتان موردانتقاد قرار می‌گیرید چه احساسی دارید؟

 

همه در مقابل انتقاد جبهه می‌گیرند حتی اگر به شیوه اصولی و صحیح آن انجام شود.

 

انتقاد تلخ و گزند باعث شد توماس هاردی ، یکی از بهترین نویسندگان رمان در ادبیات انگلیسی ، نوشتن داستان را برای

 

همیشه کنار بگذارد.

 

انتقاد باعث شد که توماس چترتون ، شاعر انگلیسی ،  خودکشی  کند.

 

بنیامین فرانکلین که در جوانی فردی بی‌سیاست بود، سیاست‌مداری بزرگ شد.

 

فرانکلین مهارت زیادی در رفتار با مردم داشت و همین باعث شد  به‌عنوان سفیر آمریکا در فرانسه انتخاب شود. راز موفقیت او

 

چه بود؟

 

فرانکلین گفت:«من از کسی بد نمی‌گویم و همیشه در مورد خوبی‌های افراد صحبت می‌کنم .»

 

پس بیاییم به‌جای محکوم کردن افراد آن‌ها را درک کنیم.

 

دلیل انجام کارهایشان را بفهمیم. این کار مفیدتر و جالب‌تر از انتقاد است. سبب ایجاد همدردی و صبر و مهربانی می‌شود.

 

برای درک بهتر دیگران می‌توانید به مقاله ادراک مراجعه کنید.

 

دکتر جانسون می‌گوید:« خود خدا هم تا قیامت در مورد مردم قضاوت نمی‌کند.» پس چرا من و تو این کار را نکنیم؟

 

اول ، دوم، سوم                        انتقاد، گلایه و سرزنش ممنوع.

 

در صورتی اجازه انتقاد دارید که با اصول صحیح آن را انجام دهید .

 

برای خواندن مقاله در موردانتقاد صحیح مقالات زیر به شما کمک می‌کند.

 

جراحی روح

شیوه صحیح انتقاد

 

اصل دوم : تحسین کنید.

 

می‌توان به‌جرئت ادعا کرد این اصل راز بزرگ رفتار با مردم است. بی شک برای عزیز وجذاب بودن این اصل باید فراموش نشود.

 

البته فراموش نکنید منظورمان از تحسین ، چاپلوسی در معنای عام نیست. هدف ، تحسین و تمجید کاملاً صمیمانه و محترمانه

 

است.

 

 

بنابراین باید در اینجا نیز به ویژگی‌های مثبت و نقاط قوت و توانمندی‌های فرد توجه کنیم و صمیمانه آن را به فرد انعکاس دهیم.

 

اگر می‌خواهید دیگران کاری برایتان انجام دهند فقط یک را ه وجود دارد.

 

کاری کنید دیگران بخواهند آن کار را انجام دهند.

 

راه دیگری وجود ندارد. می‌دانید چرا ؟

 

جان دیویی یکی از ژرف‌اندیش‌ترین فیلسوفان آمریکایی  می‌گوید: عمیق‌ترین نیاز در فطرت بشر میل به مهم بودن است.

 

این عبارت را به خاطر داشته باشید: «میل به مهم بودن». واضح و مشخص است. کسی که این میل را در دیگران برآورده کند

 

عزیز خواهد بود.

 

نکته اینجاست که این میل به‌ندرت برآورده می‌شود . چون دیگران معمولاً عادت دارند به انتقاد و سرزنش دارند نه تحسین و

 

تمجید.

 

بنابراین برآورده کردن این نیاز مهم می‌تواند شما را متمایز کند. به عبارتی شما عزیز خواهید شد.

 

فراموش نکنید همه از تمجید خوششان می‌آید.

 

بیاییم سعی کنیم

 

نقاط مثبت افراد را مجسم کنیم.

 

چاپلوسی را فراموش و صادقانه دیگران را ستایش کنیم .

 

یکی از را هایی که به شما کمک می کند تا عزیز و جذاب باشید این است که :

 

از ته دل دیگران را ستایش کنید و در تعریف و تمجید از دیگران افراط کنید.

 

مردم سخنان شمارا به یادمی آورند و برای آن‌ها ارزش فراوان قائل خواهند بود.

 

در ساعات زندگی خود ، آن‌ها را تکرار می‌کنند و سال‌ها بعدازاینکه شما آن‌ها را فراموش کرده‌اید ، این جمله‌ها را تکرار می‌کنند.

 

پس

صادقانه و صمیمانه مردم را تحسین و از آن‌ها تمجید کنید.

 

بازی

بازی با کودک

  بازی چیست ؟

بازی به معنای تلاش و فعالیت لذت بخش و خوشایند و تفریح است.

برای رشد همه جانبه کودک ضرورت دارد.

به ویژه در دوره پیش دبستانی باعث رشد شخصیت کودک می شود.

کودک از طریق بازی  احساسات و ارزوهایش رابیان می کند، استعداد هایش را شکوفا می سازد.

به کمک بازی کنترل به موقع اعمال و حرکات را می آموزد، به عبارتی از نظر حرکتی رشد می کند.

در بازی ترس هایش ظاهر می شود . چیزهای تازه می آموزد.بر تجاربش افزوده می شود.

در بازی پاسخ پرسش ها و کنجکاوی هایش را می یابد.حواس پنج گانه اش  را تقویت می کند.

به این وسیله دنیای درون و مشکلاتش را آشکارمی کند.

موجب می شود نیروی ذخیره اش رادر جهت مطلوب  مصرف کند.(تخلیه انرژی به صورت مثبت)

یکی از مهم ترین روش های یادگیری کودک است.

کودک به کمک آن زندگی کردن را می آموزد.

انواع بازی

در روانشناسی بازی به سه دسته کلی تقسیم می شود که شامل :

بازی های مهارتی :

این بازی ها به رشد حرکات کودک کمک می کند. کودک از پرداختن به آن لذت می برد.

به عنوان مثال کودکی که سوار تاب می شود ، علاوه بر احساس شادی و لذت یاد می گیرد :

که روی تاب چگونه کنترل خود را حفظ کند.

بازی  های نمادین :

در سنین 5-2 سالگی از طریق  بازی های نمادین ، با استفاده از خیال بافی ،واقعیت اشیای در دسترس را تغییر می دهد .

به گونه ای با اشیا برخورد می کند گویی واقعی هستند.

به عنوان مثال کودک سوار بر یک قطعه چوب آن چنان عمل می کند که گویا سوار بر اسبی شده است.

استفاده از این گونه بازی ها کودک را از محدودیت های محیطی رها می سازد .

به آرزوهایش جامه عمل می پوشاند.

 

بازی های با قاعده:

در سنین 7-4 سالگی بین کودکان مشاهده می شود.

در طول زندگی ادامه می یابد و با گذشت زمان به تدریج کامل تر می شوند.

کودک ، مشارکت ، رعایت حقوق دیگران ، همکاری ، قوانین اجتماعی را یاد می گیرد.

 

نحوه صحیح بازی با کودک

شاید فکر کنید که خوب بازی کردن که دیگر درست و غلط ندارد.

اما توجه کنید که در این مقاله منظور من از بازی تنها به معنای سرگرمی نبود . بازی های ما هدفمند هستند.

نگران نباشید ، قرار نیست وقت زیادی برای این کار صرف کنید.

می خواهیم در عین حال که زمان کمی را صرف کنیم ، بتوانیم کودکمان را نیز پرورش دهیم .

دوست دارید بدانید چگونه؟

کافی است فقط روزی پنج دقیقه برای بازی با کودک به طریقی که برایتان در ادامه توضیح میدهم ، وقت بگذارید.

به خاطر داشته باشید که حتی اگر کودک شما

لجبازی

نافرمانی

پرخاشگری

داشته باشد ، به این شیوه عادات بد او بعد از مدتی از بین خواهد رفت.

بنابراین نیاز به کمی صبوری دارید.

در این بازی روزانه پنج دقیقه ای به نکات زیر توجه کنید:

  • تمجید کردن :

    در این پنج دقیقه شما به بازی کودک دقت کنید و کارهای درست و حتی ظریف او را ببینید و برای آنها از او تعریف و تمجید کنید .

نکته مهم اینکه  همه موارد را با اشتیاق انجام دهید.

دو مدل تمجید داریم:

  • تمجید بدون عنوان : مثل آفرین ، عالی بود ، فوق العاده بود و …
  • تمجید با عنوان : تمثل اینکه تو چقدر عالی این خونه رو نقاشی کردی. چقدر خوب این لگو ها رو به هم وصل کردی . اشتیاق در بیان تمجید فراموش نشود.

پیروی کردن :

از کودک تقلید کنید .

مثلا اگر کاغذ برداشت برای کشیدن نقاشی شماهم بعداز او کاغذی بردارید و شروع به نقاشی کنید.

یا مثلا ماشین برداشت که با آن بازی کند. شما هم ماشین دیگری بردارید و به دنبال ماشین کودک با او حرکت کنید و بازی کنید.

 

نکته : اگر در این مدت زمان کودک کار اشتباهی انجام داد .شما نادید بگیرید و اصلا به کار اشتباه کودک توجه

نکنید. خودتان  راسرگرم کنید.

مثلا اگر فریاد زد ، یا مثلا حین نقاشی روی کاغذ شما خط کشید. توجه نکنید و به نقاشی کشیدن خود ادامه دهید. زیرلب

آوازی بخوانید گویی اصلا متوجه رفتار اشتباه کودک نشده اید.

خواهید دید کودک وقتی ببیند به رفتارش (اشتباهش) توجه نمی شود ، آن را متوقف می کند.

 

توصیف کردن :

بازی کودک را توصیف کنید. آنچه را انجام می دهد بازگوکنید.

مثلا کودک در حال کشیدن یک  خانه در نقاشی است . شما می توانید آن را تو صیف کنید.

تو داری یه خونه می کشی . الان داری برای خونه ات یه پنجره میذاری .

و میتوانید حین توصیف ، تمجید هم کنید.

 

اموارد اشاره شده در بالا را جدی بگیرید .

روزانه پنج دقیقه برای بازی با کودک وقت بگذارید .

نتایج آن را خواهید دید.

مهارت زندگی

مهارت های زندگی

 

مهارت به چه معناست؟

 

به زبان بسیار ساده بخشی از دانش را که در زندگی از آن استفاده عملی و کاربردی می کنیم را مهارت می گویند.

به عنوان مثال کسی که دانش پزشکی دارد و این دانش را به صورت عملی انجام میدهد .

بنابراین پس از مدتی این فرد می تواند در پزشکی به مهارت برسد و به قول خودمان ماهر شود.

فردی که رانندگی را می آموزد . بعداز گرفتن گواهینامه قوانین را رعایت می کند و رانندگی را در زندگی تجربه و تمرین می کند.

چنین فردی بعد از مدتی به مهارت در رانندگی می رسد.

بنابراین لازمه دست یافتن به مهارت این است که دانش خود را به عمل و اقدام تبدیل کنیم.

 

چرا به مهارت زندگی نیاز داریم؟

در بالا برای شما چندمورد از مهارت هایی را که روزمره با آن سرو کار داریم را مثال زدم.

می بینیم که همه مهارت ها آموختنی هستند.

یک پزشک اگر در این زمینه دانش داشته باشد، و به طور عملی در بیمارستان دوره ها را گذرانده باشد و تجربه کسب کرده باشد می تواند به این مهارت دست یابد.

شما برای ماهر شدن و دست یافتن به مهارت در هر کاری  نیاز به آموزش و تمرین عملی دارید.

مثلا نواختن انواع آلات موسیقی ، آیا بدون آموزش و تمرین به مهارت نوازندگی دست می یا بید؟

بدون گذراندن دوران مدرسه خواندن و نوشتن یاد می گیرید؟

حال زندگی که بستر اصلی همه اینهاست.

ما هر لحظه در تجربه زندگی کردن هستیم.

و زندگی هم نیاز به یادگیری دارد تا بتوانیم در مسایل زندگی بهترین و درست ترین تصمیم را بگیریم.

بنابراین به نظر شما آیا برای زندگی نیاز به مهارت نداریم؟

 

تعارف جهانی مهارت های زندگی

 

سازمان جهانی بهداشت :

مهارت های زندگی ، توانایی انجام رفتار سازگارانه و مثبت است .

به گونه ای که فرد بتواند با چالش ها و ضروریات زندگی روزمره خود کنار بیاید.

 

یونیسف:

مهارت های زندگی ، رویکرد مبتنی بر تغییر رفتار یا شکل دهی رفتار است .

برقراری تعادل در سه حوزه را که شامل :

دانش 

نگرش 

مهارت ها

مد نظر قرار میدهد.

 

مهارت های ده گانه زندگی

 

شاید بپرسید «خوب این مهارت های زندگی شامل چه مهارت هایی می شود؟»

 

1)  مهارت خود آگاهی :

توانایی و ظرفیت فرد در شناخت خویش

شناسایی نیازها ، خواسته ها ، احساسات خویش.

مثلا من بدانم که چه زمان هایی خشمگین میشوم؟

آگاه باشم چه رفتارها یا حرف هایی باعث عصبانیت من مآی شود ؟

و…

چون زمانی میتوانم براحساسات خود کنترل داشته باشم که آنها را بشناسم.

زمانی می توانم نیازهایم را برطرف کنم که آن را دقیق بشناسم. بدون خود آگاهی نسبت به خواسته ها نمی توان برای آن ها اقدامی انجام داد.

بدون اقدام هم تغییری رخ نمی دهد .

بنابراین یکی از مواردی که به آن نیاز داریم ، خودآگاهی نسبت به خویش است.

 

2) مهارت حل مسئله :

 

شناخت و تعریف دقیق مشکلی که فرد با آن روبروست.به عبارتی شناخت  صحیح صورت مسیله.

شناسایی و بررسی راه حل های موجود .

انتخاب و اجرای راه حل های  مناسب .

درمرحله آخر بررسی و ارزیابی نتیجه عملکرد.

3) مهارت تصمیم گیری:

در این مهارت فرد می آموزد که تصمیم گیری چیست و چه اهمیتی دارد.

با انواع تصمیم گیری آشنا شده و مراحل تصمیم گیری را گام به گام تمرین می کند.

به لینک زیر برای اطلاعات بیشتر در این زمینه مراجعه نمایید.

مهارت تصمیم گیری

4) مهارت برقراری ارتباط موثر:

این مهارت به معنای ابراز احساسات، نیازها و نقطه نظر های فردی به صورت کلامی و غیر کلامی است.

در این مهارت فرد می آموزد که چگونه می تواند یک ارتباط را شروع کرده، تداوم بخشد و پایان دهد.

 

5) مهارت ایجاد و حفظ روابط میان فردی:

مهارتی است جهت تعامل مثبت با افراد (اعضای خانواده، دوستان، همکاران و…).

موثر کردن این روابط به نحوی که رضایت طرفین را در بر داشته باشد.

 

6 ) مهارت تفکر خلاق:

مهارتی سازنده و پایه برای نیل به سایر مهارت ها ی مرتبط با سبک و شیوه اندیشیدن است.

در این مهارت فرد می آموزد که به شیوه ای متفاوت بیندیشد و از تجربه های متعارف و معمولی خویش فراتر رود .

راه حل هائی را خلق نماید که خاص خودش است.

 

7) مهارت تفکر نقاد:

توانائی تحلیل اطلاعات موجود با توجه به تجارب شخصی.

شناسائی آثار ارزش های اجتماعی، همسالان و رسانه های گروهی بر رفتارهای فردی.

 

جراحی روح

8) مهارت همدلی:

این مهارت عبارت است از فراگیری نحوه درک احساسات دیگران.

در این مهارت فرد می آموزد که چگونه احساسات افراد دیگر را تحت شرایط مختلف درک کند.

تفاوتهای فردی را بپذیرد و روابط بین فردی خود را با آن ها بهبود بخشد.

برای ارتقا این مهارت می توانید مقاله  مهارت  گوش دادن همدلانه  که لینک آِن را برایتان قرار داده ام را مطالعه نمایید.

مهارت گوش دادن

 

9) مهارت مقابله با هیجان ها:

شناخت هیجان ها و تاثیر آن ها بر رفتار.

فراگیری نحوه اداره هیجان های شدید و مشکل آفرین نظیر خشم.

 

10) مهارت مقابله با استرس:

در این مهارت فرد می آموزد که چگونه با فشارها و تنش های ناشی از زندگی مقابله نماید.

 

 

 

 

 

ا

 

تغذیه سالم

تغذیه کودک -بخش دوم

تغذیه سالم

تغییر عادات غذایی کودک

تشویق کودک برای روی آوردن به غذاهای سالم

  • از ابتدا کار را درست شروع کنید.

مثلا به جای نوشیدنی های مضر مثل نوشابه های گاز دار وقندی از آب یا شیر استفاده کنید.

  • دررابطه با غذا ، مراقب رفتار کودکان خود باشید. از همان ابتدا سعی کنید آن ها را از خوردن غذاهای ناسالم که واکنش بدی در افرادایجاد می کنند برحذر دارید.

 

  • برچسب محصولات غذایی را به خوبی بررسی کنید. محصولاتی استفاده کنید که تا حد امکان افزودنیهای مجاز خوراکی نداشته باشد.

 

  • سعی کنید توصیه های غذایی مثل هرم غذایی را مورد توجه قرار دهید.

هرم غذایی

 

به خاطر داشته باشید که چربی های خوب مثل روغن ماهی برای کودکان کم سن و سال بسیار ضروری است.

  • برای کودکان خود هم ازامگا 3 مثل روغن ماهی ، هم از امگا 6 مثل روغن گیاهی استفاده کنید.

 

  • درصورت امکان بیشتر از امگا 3 یا روغن ماهی استفاده کنید.

 

  • از روغن های با ترانس بالا مثل روغن نباتی های هیدروژنه هرگز استفاده نکنید.

 

  • به کودکان خود تفهیم کنید که شما به سلامت جسمی و ذهنی آن ها توجه می کنید.

 

  • به کودکانتان تفهیم کنید که تولید کنندگان محصولات غذایی ناسالم صرفا به جیب خود و درآمد بیشتر توجه دارند.

 

  • استفاده از غذاهای ناسالم برای پاداش یا پذیرایی ازکودکان استفاده نکنید. ازپدربزرگ و مادربزرگ کودک بخواهید که آنها نیز این موارد را رعایت کنند.

 

  • والدین الگوی مهمی برای کودکان هستند.بنابراین اگر والدین به غذاهای ناسالم و تنقلات علاقمند باشند ، کودک آنها نیز به این جور غذاها علاقمند می شوند.

 

  • پرورش صحیح فرزند مستلزم این است که شما به عنوان والدین  عادت غذاخوری سالمی داشته باشید.

 

  • نگه داری تنقلات و غذاهای سرپایی در منزل ممنوع است.

 

  • می توانید غذاهای سرپایی سالم را انتخاب کرده و آن را در خانه نگه دارید.

 

  • قبل از غذای اصلی هیچ گونه تنقلاتی به کودکان خود ندهید.

 

  • موقع تماشای تلویزیون و آگهی های تبلیغاتی ، کودکان را متوجه غذاهای ناسالمی که تبلیغ می شود بکنید.

 

  • خوردن هله هوله ها را برای کودکان به طور مطلق ممنوع نکنید.

 

  • ممنوع کردن مطلق هله هوله کودک را نسبت به این گونه غذاها حریص تر می کند.

 

  • گاهی به شکل انتخابی و کنترل شده می توانید از هله هوله استفاده کنید، اما هرگز آِن ها رابرای پذیرایی استفاده نکنید.

 

اعتیاد زدایی کودکان از خوردن غذاهای ناسالم

 

اگر کودک شما عادت به خوردن غذاهای ناسالم کرده است نگران نباشید. این مسئله قابل حل است.

لازم  بدانید چنین چیزی به سهولت وآسانی رخ نمی دهد و نیاز به گذشت زمان دارد.

راه کارهای اعتیاد زدایی

بدین منظور در زمان غذا خوردن ضمن استفاده از تکنیک های فوق از تکنیک ها زیر نیز استفاده نمایید و صبور باشید.

  • تعدادی از غذاهای سالم و جدید به اضافه سالم ترین غذای مورد علاقه کودک تان را به او پیشنهاد کنید.

به کودک خود پیشنهاد کنید که غذای جدید را کمی آزمایش کند.

 

  • اگر غذای جدید را دوست نداشت :

یک ماه و یا بیشتر صبر کنید و غذای جدید را به او پیشنهاد کنید. این مورد را همچنان تکرار کنید.

 

  • تا حد امکان غذا را به شکل مطبوع و دلپذیر به کودک بدهید.

 

  • برای اینکه کودکتان سر میز غذا ، گرسنه نماند ، خوردنی های سالم زیادی روی میز بگذارید مثل نان کشمشی ، شیر، تخم مرغ و غیره .

 

  • برخی از کودکان سبزیجات خام دوست دارند، لذا در صورت نیاز ، سبزی خام به آنها بدهید.

هرگز برای غذا خوردن کودک به زور یا باج دادن متوسل نشوید.

مثلا به او نگویید که اگر غذای اصلی را بخورد به او دسر خواهید داد.

 

  • میوه های تازه سالم ترین دسر هستند. با پوست کندن آنها یا برش خاص و غیره، جذابیت مخصوصی به آن ها بدهید.

 

تاثیر قدرت و نفوذ والدین در تغییر شیوه غذا خوری کودکان

والدین گرچه از لحاظ شکل، اندازه ، رنگ و عقیده باهم متفاوت هستند. اما در یک چیز خواسته مشترک دارند.

همگی خواهان کودکانی شاد و سرحال هستند.

والدین می توانند یک گروه بسیار قدرتمند و مفید در دنیا باشند.

والدین می توانند

ضمن سم زدایی از رژیم غذایی کودکان،

راه های مقابله با فرهنگ غلط تغذیه را به دیگران ، خصوصا فرزندانشان یاد بدهند . برای این منظور :

  • با والدین دیگر در مورد تغذیه بچه ها باهم به گفتگو بنشینید.

 

  • آنچه را که می دانید به سایر والدین نیز انتقال دهید .

 

  • در جستجوی کسب اطلاات جدید باشید.

 

  • ببینید مدرسه فرزند شما در مورد ارتقا سطح تغذیه کودکان شما چه کاری انجام می دهد. اگر قبل چنین کاری نکرده اید حتما انجام دهید.

 

  • به مدرسه کودکتان توصیه کنید به جای نوشیدنی های مضر مثل نوشیدنی های قندی و گازدار، نوشیدنی های سالم بفروشند.

 

  • نوشیدنی هایی مثل آب، شیریا آب میوه طبیعی در مدرسه بفروشند.

 

  • به جای هله هوله های آسیب زا از تنقلات سالمی مثل کشمش ، خرما، بادام و میوه های مغز دار، استفاده بکند.

 

  • اگر درزمینه تغذیه تخصص دارید، مدرسه فرزند خود را در این زمینه، یاری کنید.

 

  • از تبلیغاتی حمایت کنید که با اثرات بازاریابی محصولات غذایی ناسالم ، مقابله می‌کند. مثلاً نگذارید این تبلیغات ، کودکان زیر دوازده‌ساله را هدف قرار دهند.
تغذیه کودک

تغذیه کودک-بخش اول

تغذیه

تغذیه کودک در دنیای مدرن

اهمیت تغذیه برای انسان امری مسلم و بدیهی است.

همه مادران تلاش می کنند که کودکشان حتما تغذیه شود. چیزی که کمتر به آن توجه می شود نوع تغذیه کودک است.

در دنیای مدرن امروزی که همه چیز سرعت یافته ست.اکثر والدین شاغل هستند .شاهد افزایش رو آوردن خانواده ها به غذاهای حاضری و فست فود ها هستیم.

شاید بپرسید ایراد این غذاها چیست؟

این دسته از غذاها از نظر دارا بودن قند، چربی ، نمک و سایر افزودنیها بسیار غنی بوده و ارزش غذایی بسیار کمی دارند.

بنابراین این غذاها صرفا کودکان را چاق تر و ناسالم تر کرده اند.

خبر بدخبر

یک سمپوزیوم بین المللی مغز و یادگیری در سال 2003 در کشور آلمان برگزار شد.

شرکت کنندگان اظهار کردند اگر به رژیم غذایی کودکان خود توجه کافی نکنیم به احتمال زیاد در آینده با مشکلات کاهش قوای مغزی کودکان مواجه خواهیم شد.

کاهش قوای مغزی منجر به مشکلات یادگیری می شود.

 

بنابراین مسئولیت اصلاح شیوه تغذیه ای کودکان برعهده خانواده است.

 

توصیه هایی برای وعده غذایی درست

  • هروعده غذایی را روزانه به طورمنظم به عمل آورید.
  • تا جایی که ممکن است همگی باهم غذا بخورید .حتی اگر صرفا یکی از والدین سر میز غذا خوری حضور داشته باشد.
  •  لیستی از غذاهای سالمی که خانواده از خوردن آن لذت می برد تهیه کنید.
  •              اگر غذای سالم دیگری پیدا کردید آن را به لیست خود اضافه کنید.

بدین ترتیب مجبور نیستید معطل خوردن  غذاهای سالم باشید و ندانید چه چیزی باید بخورید.

 

  • برای تک تک اعضای خانواده ، غذای جداگانه ای درست نکنید. سعی کنید همگی از یک غذا تناول کنید.
  • زمان و مکان و نوع غذا را شما برای کودکان خود معین کنید.
  • اجازه ندهید کودکان کم سن وسال شما، به جای شما در این خصوص تصمیم بگیرند.

 

  • جلوی تلویزیون غذا نخورید. برغذا خوردن متمرکز شوید. گفتگوی دوستانه سر میز غذا  را فراموش نکنید.
  • خوردن هرگونه تنقلات را برای مدت زمان خاصی مثلا 90 دقیقه قبل از خوردن غذا منع کنید.
  • سعی نکنید وعده های غذایی را به صحنه جنگ تبدیل کنید. سعی کنید از این موقعیت اجتماعی ، لذت ببرید.
  • به خاطر درست غذا نخوردن کودک خود نگران نشوید. نخوردن غذای سالم به مدت خیلی کم ، آسیب زا نیست بلکه تبدیل وعده غذا خوری به صحنه جنگ آسیب زاست.
  • تا حد امکان به کودک اجازه دهید در امر خرید و درست کردن غذا کمک کند.
  • آرام باشید. غذا خوردن فرصتی است برای لذت بردن اعضای خانواده، لذا سعی کنید این موقعیت را مطلوب و لذت بخش سازید.
  • اگر نمی توانید برای غذا خوردن در خانه حاضرباشید، کاری کنید تا هرکسی مسئول درست کردن غذا برای کودک شماست، آداب غذا خوری درست را به اویاد بدهد.

این مقاله ادامه دارد.

 

لذت زندگی

لذت زندگی

چگونه از زندگی لذت ببریم؟

 

شاید بگویید خوب این که دیگر نیاز به گفتن ندارد. ما در حال زندگی کردن هستیم.

سؤال من این است؟ آیا از زندگی لذت می‌برید؟

آیا احساس شادی و خوشبختی دارید؟

اگر شاد نیستید چه احساسی نسبت به خودتان دارید؟

اگر افکارو احساسات منفی به سراغتان بیاید چه می‌کنید؟

آیا با جایگزینی افکار مثبت و به عبارتی مثبت اندیشی سعی در شاد کردن خود دارید؟

آیا شادی تلقینی برایتان دوام دارد؟

دراین مقاله می‌خواهم به این مسئله بپردازم که دیگر نظریه مثبت اندیشی برای مقابله با افکار و احساسات منفی درحال منسوخ شدن است.

تصور کنید که شما بدهی دارید و درشرایط فعلی شرایط مالی خوبی برای پرداخت آن ندارید.

یا تصور کنید یکی از عزیزان شما دربستری بیماری سختی است. به نظر شما تکرار و تلقین عبارات مثبت حقیقتاً حال شما را بهبود می‌بخشد؟

با خودتان صادق باشید. خواهید دید که بازهم هجوم افکار منفی وجود خواهد داشت.

نگران نباشید، چون این انتظاری ناممکن است به قول دکتر رأس هریس: انسان سالم کسی است که همه احساسات انسانی را تجربه کند.

اغلب مردم فکر می‌کنند که ما باید همیشه شادمان باشیم و این برای ما به عذاب تبدیل شده است.

خبر خوب این است که اگر یاد بگیرید انتظارات ناممکن را از خود دور کنید زندگی شادتری خواهید داشت.

دراین مقاله می‌خواهم به شما کمک کنم تا به کمک مهارت ذهن آگاهی به این مهم دست یابید.

 معنای شادی چیست؟

بسیاری ازما گمان می‌کنیم اگر ثروت زیادی داشته باشیم شاد خواهیم بود.

با پول می‌توانیم به آرزهایمان برسیم. تصور کنید که به اندازه سفر به همه دنیا پول دارید.

اصلاً اگر دور دنیا را بگردید برای رسیدن به شادی کافی است؟

اگر اینگونه بود قطعاً ثروتمندان می‌بایست شادترین افراد بودند؛ اما تعداد افراد شاد و ثروتمند بسیار کم است.

دلیل آن ،باور اشتباه و غلط ما نسبت به شادی است.

شادی دو معنای کاملامتفاوت دارد.

  • داشتن احساس خوب یا به عبارتی لذت بردن : همگی ما از احساسات شاد و نشاط آور خود لذت می‌بریم. به همین دلیل به دنبال آنها هستیم. البته حس خشنودی هم مانند سایر احساساتمان دوام چندانی ندارد و همیشگی نیست.

بنابراین وقتی زندگی فقط صرف جستجوی این احساسات شود، رضایت بخش نخواهد بود.

هرچه بیشتربراین احساسات خوشایند تمرکز کنیم، بیش‌تر و بیش‌تر از افسردگی واضطراب رنج خواهیم برد.

  • داشتن فلسفه‌ای فعال به عبارتی زندگی پربار و ارزشمند و داشتن معنایی برای زندگی که شامل:

انجام کارهایی که برایمان مهم است.

حرکت درمسیری که به نظرمان ارزشمند است.

حرکت در جهتی که واقعاً خواسته ماست.

بنابراین برای شاد بودن ما به هردو این موارد نیاز داریم.

هم باید معنایی برای زندگی داشته باشیم. هم لذت ببریم. آن زمان است که زندگی را با همه رنگ‌هایش در آغوش می‌گیریم.

همه ما دوست داریم احساس خوبی داشته باشیم، اما متاسفانه تلاش ما برای دوری و اجتناب از احساسات رنج آور محکوم به شکست است.

دوست داشته باشیم یانه زندگی با رنج همراه است… ولی خبر خوب این است که:

می‌توانید کنترل زندگی‌تان را به دست بگیرید و فرمان زندگی‌تان را به دست احساسات نسپارید.

می‌پرسید چگونه؟ ادامه مقاله را بخوانید.

باورهای غلط

عموماً ما باورهای غلطی داریم که باعث شده است ما در تله جستجوی شادی بیفتیم که شامل:

  1. شادمانه زیستن وخوشبختی برای همه طبیعی است.
  2. شاد نیستم، پس نقص دارم.
  3. برای زندگی بهتر باید از احساسات منفی رها شوم.
  4. باید بتوانم افکار و احساسات منفی را کنترل کنم.

این باورها موجب می‌شوند که ما درگیر چرخه باطل جنگ یا گریز شویم. یعنی اینکه یا در تلاش برای مبارزه با افکار و احساسات منفی هستیم. یا سعی می‌کنیم از آنها فرار کنیم.

جنگ

مثلاً اینکه سعی می‌کنیم از بروز این افکار جلو گیری کنیم و به آنها اجازه ورود ندهیم.

گریز

با بی تو جهی یا فاصله گرفتن از افکار مثلاً به واسطه پناه بردن به داروهای روانگردان، مشروبات الکلی، مواد مخدر.

امیدوارم متوجه وخامت و نتیجه این تلاش و تقلای بیهوده برای خوشبختی که نتیجه عکس می‌دهد شده باشید. تقلایی که اضطراب و نگرانی به همراه دارد.

خوب پس راه حل رسیدن به لذت زندگی چیست؟

خوب حالا وقت آن رسیده که به سراغ راهکارهای رسیدن به تجربه لذت از زندگی برسیم.

می‌خواهیم یادبگیریم چگونه دست از تقلا کردن برای زندگی برداریم.

همانطور که درابتدای مقاله گفته شد به کمک مهارت ذهن آگاهی می‌خواهیم به این مسئله بپردازیم.

بنابراین لازم است قبل از هرچیز با ساختار ذهن بیشتر آشنا شویم.

به طور کلی ذهن وظیفه شناسایی خطرات را به عهده دارد. ذهن از دوقسمت اصلی تشکیل شده است.

  • خود متفکر که مسئول

تولید فکر

تجسم

تفکر

برنامه ریزی

قضاوت

ذهن

تحلیل

تصور

مقایسه

خلق کردن

  • خود مشاهده گر که مسئول

تمرکز

آگاهی

هشیاری

توجه

مشاهده فکر

ذهن آگاهی

براساس نظریه پذیرش وتعهد که دکتر راس هریس آن را مطرح کرده است، رسیدن به این مهم براساس ذهن آگاهی سه مرحله دارد که عبارت‌اند از:

مرحله اول: جداسازی

آنچه اساساً موجب گیرافتادن ما در تله شادی می‌شود نداشتن مهارت جداسازی است. ما معمولاً با افکارمان در آمیخته می‌شویم واین دلیل آسیب و رنج ماست نه خود فکر.

باید بدانیم که افکار فقط کلماتی هستند که بخش خود متفکر آن را ساخته است و حقیقت نیست. در مرحله اول فکر را جدای از خود بدانیم که بدین منظور را هکارهای زیر بسیار کمک کننده هستند.

  • به ابتدای هر فکر آزار دهنده‌ای این جمله را اضافه کنید: من فکر می‌کنم….

مثلاً من فکر می‌کنم که افسرده‌ام، من فکر می‌کنم که زشت هستم…

  • فکرتان را باریتم آهنگ تولدت مبارک بخوانید.
  • نام گذاری قصه‌ها: هر فکر را یک قصه که ساخته ذهن است بدانید و برایش نامی انتخاب کنید مثلاً قصه من بازنده‌ام، قصه من به اندازه کافی خوب نیستم…
  • جدی نگرفتن فکر: مثلاً آن را روی صفحه کامپیوتر تایپ کنید و رنگ و فونت را تغییر دهید. فراموش نکنید افکار شما فقط کلمات ساخته ذهن شماست نه بیشتر.
  • از ذهن خود برای تولید این قصه‌ها و کلمات و افکار تشکر کنید.
  • بیان فکر با صداهای مسخره مثل صدای شخصیت‌های کارتونی.
  • فکرتان را روی جلد کتاب قصه کودکان تصور کنید.

شاید به نظرتان مسخره بیاید اما امتحان کنید. ببینید چه اتفاقی رخ می‌دهد. کلیه این کارها برای این است که ما فکر را بپذیریم. مقاومت در برابر ذهن کار بیهوده‌ای است. بنابراین باید آن را بپذیریم و حتی برایان فضایی را ایجاد کنیم.

مرحله دوم: ایجاد فضا

هدف ما در این مرحله ایجاد فضایی برای افکار است. به کمک «خود مشاهده گر» ذهن باید نظاره‌گر افکارمان باشیم. به بدن و عواطف و احساسات خود توجه کنیم. بدین منظور می‌توانید از تمرین کمک بگیرید

تمرین: روزانه چند بار و هر بار به مدت 3 تا 5 دقیقه این تمرین را انجام دهید.

  • یکی از افکار و احساسات خود را در نظر بگیرید و آن را فقط مشاهده کنید. بدین‌صورت که ببینید آیا خوب است؟ بد است؟ عمق این احساس چقدر است؟
  • حال چند نفس آرام و عمیق بکشید
  • حالا به افکارتان اجازه عبور و مرور بدهید. اجازه دهید افکار دررفت و آمد باشد و شما نظاره‌گر این رفت‌وآمد باشید.

 

مرحله سوم: پیوند و تماس

 

در این مرحله می‌خواهیم با مهم‌ترین زمان یعنی زمان حال پیوند برقرار کنیم. زمان حال تنها زمانی است که در دسترس ماست.

بدین منظور می‌توانید تمرین زیر را انجام دهید

تمرین‌ها:

  • توجه کامل خود را به کاری که در حال انجام آن هست ببرید. هر کاری که هست. مثلاً اگر در حال آشپزی هستید فقط به آن توجه کنید. اگر در حال غذا خوردن هستید توجهتان را معطوف غذا خوردن، طعم غذا و احساستان نسبت به غذا خوردن معطوف باشد.

 

  • فعالیتی را که همیشه از آن اجتناب می‌کردید را انتخاب کنید. روزانه 20 دقیقه آن را انجام دهید. مثلاً اگر از ورزش اجتناب می‌کردید. روزانه بیست دقیقه انجام دهید.

 

  • این تمرین خود چند مرحله دارد که البته بسیار ساده است.

 

  1. ابتدا پیوند با اطراف: به مدت سی ثانیه به محیط اطرافتان با حواس پنج‌گانه توجه کنید. به آنچه می‌بینید. می‌شنوید. لباس‌ها و یا حس سرما و گرما که در بدنتان لمس می‌کنید. بوهایی که استشمام می‌کنید.
  2. آگاهی از بدن: به مدت سی ثانیه به احساس خود در بدن توجه کنید.
  3. آگاهی از تنفس: توجه به دم و بازدم به مدت سی ثانیه
  4.  گوش کردن :تو جه به همه صداهایی که در اطرافتان می‌شنوید به مدت سی ثانیه.

برای بودن در لحظه اکنون می توانید این مقاله را نیز مطالعه نمایید.

لحظهحال

 معنای زندگی

خوب تا اینجا فهمیدیم چگونه باید از زندگی لذت برد. اما گفتیم برای خوشبختی واقعی نیاز به داشتن معنای زندگی داریم تا بتوانیم زندگی پربار و ارزشمندی را بسازیم.

برای یافتن معنای زندگی ،نیاز است که بفهمیم طرح الهی یا به‌عبارت‌دیگر مأموریت و رسالتی که هرکدام از آن منحصراً برای انجام آن خلق‌شده‌ایم چیست ؟

مقاله و کتاب الکترونیکی که در این زمینه نوشته‌ام می‌تواند به شما در یافتن معنا و رسالت زندگی‌تان کمک کند. جهت مطالعه مقاله روی لینک تغییر و تحول فردی کلیک کنید.

جهت دانلود کتاب الکترونیکی به بخش محصولات مراجعه کنید. کتاب «شاه کلید» را که به یافتن معنا و رسالت زندگی پرداخته را به صورت رایگان دانلود نمایید.

 

 

 

 

 

 

 

انتقاد

شیوه صحیح انتقاد

 

انتقاد

روش صحیح انتقاد کردن

تا اینجا با موانع و فیلترهای انتقاد، آشنا شدیم. اگر باوجود تمام آنچه گفته شد درجایی انتقاد ضروری بود، باید به شیوه صحیح انجام شود.

برای انتقاد صحیح شش گام کلیدی وجود دارد که عبارت‌اند از:

  • کسب اجازه.
  • حسن جویی یا اشتباه شخصی.
  • بیان شخصی بودن نظر.
  • بیان به رفتار نه شخصیت.
  • تبدیل انتقاد به پیشنهاد.
  • وقت دادن و اختیار دادن.

حال به بررسی هرکدام از این گام‌ها می‌پردازیم:

کسب اجازه

اولین گام در انتقاد از دیگری، کسب اجازه از اوست. به دلایل زیر کسب اجازه می‌کنیم:

  • ادب خود را نشان دهیم.
  • مطمئن باشیم زمان مناسبی را انتخاب کرده‌ایم.
  • اجازه ندهیم فرد از زیر انتقاد ما فرار کند.
  • فضا را برای یک صحبت درست آماده کنیم.
  • پذیرش را بالا ببریم.

 

روش کسب اجازه این است که به شخص می‌گوییم که آیا ممکن است وقت خود را برای مطلبی به ما بدهد؟ جملاتی که برای کسب اجازه می‌توانیم استفاده کنیم عبارت‌اند از:

  • ببخشید می تونم خواهش کنم چنددقیقه‌ای وقت به من اختصاص دهید؟ قصد داشتم نکته‌ای را خدمت شما عرض کنم.
  • الآن زمان مناسبی هست که من نکته‌ای کوتاه رو خدمت شما بگم؟
  • عزیزم الآن حوصله داری یه دقیقه یه چیزی بهت بگم؟
  • فدات بشم کی سرت خلوت میشه من یه صحبت کوچولو باهات داشته باشم؟
  • سعید جون الآن وقتشو داری در مورد یه چیزی صحبت کنیم؟

 

این خلاقیت شماست که از چه عباراتی استفاده کنید تا حس خوبی در فرد به وجود آید.

مثلاً اگر با درخواست ما موافقت نشد چه؟

مثلاً اگر فرد به ما بگوید که نه الآن وقت ندارم یا حوصله ندارم، می‌توانیم با این سؤال بحث را پیش ببریم که:

  • خب من کی بیام؟
  • چه زمانی صلاح می‌دانید خدمت شما برسم؟

دقت کنید در کسب اجازه نباید هیچ صحبتی از انتقاد شود. مثلاً نگوییم:

  • کی وقت داری؟ من یه انتقاد بهت داشتم می خوام بگم.
  • الآن زمان مناسبی هست که من یک انتقادی رو مطرح کنم؟!

بنابراین کاملاً اشتباه است که در کسب اجازه از کلمه انتقاد استفاده شود. زیرا باعث می‌شود افراد نسبت به آن گارد داشته باشند.

 

حسن جویی یا اشتباه شخصی

شنیدن انتقاد سخت است. ما از هرکسی که انتقاد می‌کنیم حتماً به این معنی است که او را دوست داریم. قطعاً دوست نداریم او نارا حت شود.

همچنین به دلیل اینکه دوست داریم انتقاد ما به اصلاح ختم شود. باید کاری کنیم شخص موردانتقاد کمترین مقاومت را داشته باشد. بنابراین کافی است در ابتدای صحبت از او حسن جویی یا تعریفی داشته باشید. از یکی از خصلت‌ها و رفتارهای خوب او صحبت کنید.

شاید بگویید چرا باید حسن جویی کنم؟ دلیلش چیست؟

بسیار ساده است، اگر چیز بدی می‌بینیم و انتقاد می‌کنیم، واضح است با دیدن چیزهای خوب حسن جویی کنیم.

روش دیگری که برای شکستن گارد می‌توان انتخاب کرد، این است که از ضعف خود صحبتی به میان آوریم.

می‌توان در شروع نقد، مختصری از ایرادات و خطاهای گذشته خود را بیان کنید. این باعث می‌شود در فرد مقابل این احساس به وجود نیاید که شما با اثبات برتری خود سعی در ضعیف جلوه دادن او دارید. بدین‌وسیله زمینه پذیرش در فرد بالا می‌رود.

اما مواظب باشید که در این قسمت زیاده‌روی نکنید خودمان را تخریب یا تحقیر نکنید.

 

اعتراف به شخصی بودن نظر

گام سوم در انتقاد این است که اعلام کنیم نظر ما شخصی است و ممکن است درست نباشد. این کار باعث می‌شود که گارد کمتری گرفته شود و اگر انتقاد ما درست نبود، ضایع نشویم.

عباراتی مثل:

  • این نظر شخصی منه.
  • به نظرم اومد امانمی دونم درسته یا نه؟
  • من این‌طوری فکرمیکنم اما مطمئن نیستم.
  • احساسم بهم این‌طوری میگه و تردید دارم.

می‌توانند به این کار کمک کنند.

این‌که به شخصی بگوییم که تو بی‌ملاحظه هستی احتمال موفقیت کمی دارد. اما اگر به کسی بگویید: من این‌طوری فکر می‌کنم اما مطمئن نیستم که درست فکر می‌کنم یا نه، که تو به‌اندازه کافی به من توجه نداری، به‌احتمال‌زیاد با مقاومت خاصی روبرو نمی‌شود.

بیان به رفتار، نه شخصیت

گام دیگر انتقاد این است که باید به‌گونه‌ای مطرح شود که انتقاد به رفتار او باشد نه شخصیت فرد.

مثلاً به‌جای اینکه بگویید تو انسان بی‌ادبی هستی، بگویید به نظرم رفتار تو در جمع بامن مؤدبانه نیست.

یا به‌جای اینکه بگویید شما همیشه به فکر خودتان هستید، بگویید که احساس می‌کنم در تقسیم پاداش‌ها، تلاش من کمتر دیده می‌شود.

اگر انتقاد به شخصیت فرد باشد، کسی نمی‌تواند شخصیت خود را عوض کند.

اما اگر انتقاد به رفتار باشد، تغییر رفتار به‌آسانی اتفاق می‌افتد.

انتخاب واژگان مناسب در انتقاد

کلمات قدرت بی‌پایانی دارند. اگر در انتخاب و استخدام آن‌ها دقت کافی نداشته باشیم، بدون تردید انتقاد ما به‌جای تغییر باعث تخریب رابطه خواهد شد. بنابراین کدورت‌ها و مقاومت‌های زیادی را به همراه خواهد داشت.

کلماتی که برای انتقاد استفاده می‌کنیم که عموماً صفت‌های بد را نشان می‌دهند، ٍ باید دارای ویژگی‌های زیر باشند:

  1. بسیار مشخص و دقیق باشند (مسئولیت کلی و غیردقیق است)
  2. دردآور نباشند. (ولخرج بسیار دردناک است)
  3. دکمه‌ها جوش شخص را فشار ندهد. (ما از همه بهتر می‌دانیم که نزدیکانمان از چه کلماتی متنفر هستند)

چند نمونه از کلمات مناسب و نامناسب را بررسی می‌کنیم:

واژه نامناسب جایگزین مناسب
ولخرجی نیاز به مدیریت مالی بهتری داریم
بی‌مسئولیتی توجه بیشتری به خواسته‌ام داشته باش
غر می‌زنی خیلی میتونی مثبت‌تر باشی
شلخته‌ای می تونی منظم‌تر باشی
بی‌فکری قبل از تصمیم‌ها اطلاعات بیشتری کسب کن
سرخودی با من زیاد مشورت نمی‌کنی

چندم شخص صحبت می‌کنید!

بعد از انتخاب واژگان مناسب، نحوه جمله‌بندی ما نیز اهمیت دارد. به این جمله توجه کنید:

تو مدیریت مالی نداری.

به‌صورت دوم‌شخص و مخاطب گفته‌شده است. اگر بخواهیم بسیار ملایم این کار را انجام دهیم، می‌توانیم به‌صورت جمع آن را مطرح کنیم:

تو زندگی‌مان باید به مدیریت مالی بیشتر دقت کنیم.

تبدیل انتقاد به پیشنهاد

نکته دیگری که وجود دارد این است که انتقادمان را به‌صورت پیشنهاد مطرح کنیم. بدون شک اثربخشی بیشتری خواهیم داشت.

مثلاً به‌جای گفتن: تو به من بی‌توجهی، می‌توانیم بگوییم که می‌توانستی بیشتر به من توجه کنی.

هرچقدر در تبدیل انتقاد به پیشنهاد حرفه‌ای‌تر باشیم، احتمال موفقیت ما در اصلاح و تغییر بیشتر خواهد بود.

وقت دادن و اختیار دادن

آخرین گام در انتقاد این است که فرد را تحت‌فشار قرار ندهیم. به او اختیار عمل و فرصت بدهیم.

عباراتی مثل‌اینکه:

  • حالا این نظر من بود و شاید درست نباشه. شما هم در موردش یکم فکر کن هر جور دیدی درسته اقدام کن.
  • من چون دوستت دارم، این نکته رو گفتم شاید بتونه باعث پیشرفت بیشترت بشه. البته شما تسلطت بیشتره و قطعاً بهتر تصمیم می‌گیری.
  • عزیزم به نظرم اومد این نکته رو بگم خیلی بهتره. شاید زندگی خوشکلمون رو قشنگ‌تر هم بکنه. ولی شاید دارم احساساتی نظرم رو میگم و شاید لازمه بیشتر در موردش فکر کنیم.

و…

به ما کمک می‌کنند که فرد کمتر تحت فشار قرار بگیرد. به‌جای اینکه فکر کند جواب ما را بدهد، به عملکرد خود و راهکار این موضوع فکر می‌کند.

لحن صحیح در انتقاد

اگر از کلمات عالی و جمله‌بندی درست استفاده کنیم اما لحن درستی نداشته باشیم بدون شک نمی‌توانیم انتقاد درستی انجام دهیم. به همین دلیل لازم است چند نکته در مورد لحن نیز بدانیم.

لحن ما حین انتقاد باید:

  1. با صدای پایین باشد.
  2. جدی باشد.
  3. مهربانانه باشد.
  4. ملایم باشد.

برگرفته از کتاب ” تیغ ” نوشته محمدپیام بهرام پور و                                                                                                                                          امین القاسی زاده

انتقاد

جراحی روح

جراحی روح، انتقاد-بخش سوم

انجام دو عمل جراحی باهم ممنوع

اگر دقت کنید خواهید دید که پزشکان همزمان دو عمل سنگین را انجام نمی دهند.  انجام هم زمان دوعمل باهم فشار زیادی را به بیمار تحمیل می کند. بنابراین با گذاشتن وقفه بین دو عمل به بیمار فرصت ریکاوری می دهند. بدن نیاز دارد توان و مقاومت خود را به دست بیاورد.

اما در جراحی روح ما به این نکته توجه نمی کنیم. به خودمان اجازه می دهیم همزمان چند عمل را خیلی ساده انجام دهیم. دراین شرایط فرد مورد انتقاد دچار چند مشکل می شود:

  • حجم زیادی از فشار را متحمل خواهد شد.
  • به صورت سلیقه ای به هر کدام که مد نظرش بود پاسخ می دهد.
  • حس می کند که از نظرشما اشکالات زیادی دارد و دوست داشتنی نیست.

و….

مثلا اگر قرار است از همسرمان برای طولانی بودن زمان آماده شدن هنگام بیرون رفتن انتقاد کنیم. نباید همزمان راجع به پوشش او یا اتفاق دیروز انتقاد کنیم.

یادمان باشدکه به هیچ عنوان نبایدچند انتقاد را با یکدیگر مطرح کرد. هربار فقط یک انتقاد را مطرح می کنیم. تا فرد فرصتی برای فکر کردن  به آن و راهکارهایی برای رفع آن داشته باشد.

خبربد،وقتی بیمار رو به بهبود است.

بیماری را تصور کنید که پس از چند ماه مقاومت تصمیم گرفته ورزش و رژیم غذایی ضروری بعد از عمل جراحی خود را به درستی پیگیری کند. حال پزشک در همین روزها که او تصمیم به تغییر گرفته ، به او خبر های بدی می دهد. خبر اینکه از رو به بهبود نبودن روند درمان بگوید!

قطعا این شخص، انرژی خود را از دست می دهد. بنابراین احتمال اینکه رژیم غذایی و ورزش را رها کند بسیار زیاد است.

این اتفاق در زندگی روزمره ما نیز رخ می دهد.مثلا زوجی را درنظر بگیرید که آقا بعد از مدت ها حاضرشده کمی زودتر از محل کار به خانه بیاید و باهمسرش یک گردش نیم روزه بروند.

این در حالی است که خانم مدت شش ماه این انتقاد را داشته که در خانه پوسیده است!

حالافرض کنید در انتهای گردش خانم بگوید:

علی جان خیلی خوش گذشت و ازتو ممنونم. ای کاش زیاد از این کارها بکنی. نزاری من توی خونه بپوسم! خدایی خیلی سخته توی خونه موندن. وقتی هم که میایی دیگه جونی نداری.چرا زودتر این کارو نکردی؟

درچنین لحظه ای خواهید دید که علی با خود می گوید : کاش همین دفعه را هم مرخصی نمی گرفتم.

هیچ بیماری را با بیماران دیگر مقایسه نکنید.

فرض کنید به پزشک مراجعه کنید واو بگوید:

کاش شما هم مثل بیمار قبلی بودید! بیمار قبلی پولدار تر بود، میزان بیماری اش کمتر بود، احتمال موفقیت درمان بالاتر بود!

مطمینا با دیدن چنین پزشکی پا به فرار می گذارید. زیرا می دانید او رسالت خود را فراموش کرده و احساس می کند در حال خرید و فروش قطعات اتومبیل است!

اما بازهم می بینیم به خودمان اجازه می دهیم که به سادگی شخصی را که از او انتقاد می کنیم با دیگران مقایسه کنیم!

  • ببین چطوری با همسرش برخورد می کنه
  • مامان چرا تو مثل مامان نسترن نیستی؟
  • بچه دایی حمید رو ببین چقدر با ادبه.
  • ببین هم کلاسی هات چطور درس می خونن.

و…

همه نشانه هایی از مقایسه کردن حین انتقاد هستند. ما اجازه نداریم انسان ها را با یکدیگر مقایسه کنیم ، زیرا :

  • آن ها گذشته یکسانی نداشته اند.
  • محیط آنها یکسان نبوده است.
  • شرایطی که در آن این تصمیم را گرفته اند متفاوت بوده .
  • از همه نقاط ضعف و قوت آن ها با خبر نیستیم.

و…

بنابراین تحت هیچ عنوانی در حین انتقاد فردی را با دیگری مقایسه نکنیم.

زیرا به جای این که انتقاد موثر باشد، بیشتر حس انتقاد و کینه دراو رشد می کند.

یادمان باشد : هیچ وقت ویترین زندگی دیگران را با اصل زندگی خودمان مقایسه نکنیم.

به این دلیل که عموما همه سعی می کنند ویترین زندگی خود را فوق العاده بسازند.

در صورتی که ما فقط ویترین را می بینیم . از درون آن بی خبریم اما از درون زندگی خود اطلاع کامل داریم.

مثلا در یک مهمانی ، یک زوج خیلی راحت به هم احترام می گذارند و هوای هم را دارند. اما شما از اصل زندگی آن ها چیزی نمی دانید.

یک جراح شوخی ندارد!

فرض کنید یک جراح زمانی که بیمارش رو تخت اتاق عمل است به او بگوید:

به احتمال زیاد شما دراین جراحی از بین خواهید رفت. چند ثانیه مکث میکند .

سپس می گوید: ها ها ها شوخی کردم. نگران نشو!

به نظر شما دراین حالت بیمار چه حسی دارد؟

حال که صحبت در مورد جراحی روح است، چرا با طنز انتقاد را انجام می دهیم؟

متاسفانه بسیاری از افراد  منتقد تصور می کنندکه  اگر عیب و ایراد دیگران را با حالت شوخی بیان کنند، انتقاد بامزه تر و اثرگذار تر خواهد بود!

اما باید گفت چنین نیست. چه بسا برای انتقاد شونده این طور تعبیرشود که دارد مسخره می شود.

بنابراین این کار قطعا سازندگی انتقاد را مخدوش می کند و طبیعتا دیگر نمی شود به این انتقاد ، گفت انتقاد سازنده!

بنابراین انتقاد باید کاملا جدی و همراه با احترام باشد نه در قالب کلمات سبک و طنزآلود!

چراکه انتقال حس منفی و بار روانی ناشی از آن چندین برابر خواهد شد.

نحوه بیان :

  • شمرده و با طمانینه شروع به صحبت کنیم.
  • لحن جدی اما مهربانانه داشته باشیم.

 

دنبال کسی برای جراحی نروید!

فرض کنید درپارک نشسته اید.

پزشکی را ببینید که به دنبال بیماری می گردد که اورا به اجبار روی صندلی پارک بخواباند و شروع به جراحی او کند.

مطمینا به چنین فردی پزشک نخواهید گفت! احتمالا خواهید گفت که او اختلالات جدی روانی دارد!

در انتقاد هم همین طور است. تازمانی که فردی به ما اجازه انتقاد نداده ، اجازه نداریم وی را مورد انتقاد قرار دهیم.

پیشنهاد من این است :اگر می خواستید به فردی که شما را خوب نمی شناسد، انتقاد کنید، کافیست که به او پیشنهادی بدهید.اگر او تمایل داشت انتقاد را مطرح کنید.

مثلا فرض کنید شما در حاشیه سمیناری می خواهید به سخنران یا برگزار کننده انتقادی مطرح کنید. دراین صورت می توانید از یکی از پیشنهاد های زیر استفاده کنید:

  • استاد محترم من در مورد نحوه اجرا تجربیاتی دارم. اگر تمایل داشتید باعث افتخار است که آن ها را با شما به اشتراک بگذارم.
  • بزرگوار، تخصص من در زمینه ساخت اسلاید است. ده سالی است در این زمینه فعالیت دارم. پیشنهادهایی دارم که زحمات بسیار عالی شما ٍ، بسیار اثربخش تر شود.اگر تمایل داشتید من در خدمت شما هستم.

بنابراین اجازه انتقاد به صورت مستقیم را نداریم.

تنها کاری که باید انجام دهیم این است که پیشنهاد خود را بسیار جذاب مطرح می کنیم . اگر شخص دوست داشت پیگیر آن شود.

جراحی برای ابراز وجود

فرض کنید از پزشکی بپرسید مشکل این بیمار چه بوده است که او را جراحی کرده است؟

او پاسخ دهد مشکل جدی نداشت . فقط برای اینکه توانمندی های خودم را در جمع همکارانم نشان دهم او را جراحی کردم!

می بینید از چنین حرفی بسیار تعجب می کنیم .

گاهی اوقات هیچ نیتی جز ابراز وجود وبیان «منم هستم » در زمان انتقاد کردن وجود ندارد.

یادمان باشد که:

استفاده از انتقاد برای ابراز وجود درجمع یا بروز توانمندی هایمان ممنوع است.

 

ارزش نقد خود را بالا ببرید.

اگربخواهیم انتقادهایمان اثربخش باشد باید جایگاه خوبی برای خود بسازیم.

تخصص زیادی کسب کنیم. هرجایی نظر ندهیم که ارزش کارما کم شود.

فرض کنید فردی غریبه درپارک مشغول صحبت کردن با تلفن باشد. من پس از پایان مکالمه به اوبگویم که چه ایراداتی در صحبتش داشته!

نتیجه چه می شود؟ او احتمالا از من دور می شود و در دلش به من می گوید : عجب آدم فضولی است!

اما کسانی که ما را می شناسند حاضرند چند میلیون تومان پول برای نقد صحبت هایشان به ما بپردازند.

بنابراین توصیه می کنیم درکار خود متخصص شوید.

دراین صورت دیگران برای شنیدن نقدهایتان حاضرند پول پرداخت کنند. نه اینکه از نقدهایتان فرار کنند!

خب با این اوصاف نقد کردن تعطیل شد؟

اگر دقت کنید می بینید که تمام تلاش ما این بود که شرایط نقد کردن را سخت و سخت تر کنیم .

تا حد ممکن نقد نکنیم.

اما در عوض شرایط انتقاد از خود را باز و بازتر کردیم که راحت تر به مانقدصورت گیرد.

این بدین معنا نیست که تحت هیچ شرایطی نباید نقد کنیم.

همان قدر که یک انتقاد سازنده و مثبت می تواند اثربخش بوده و باعث پویایی شود.

انتقاد نکردن درجای مناسب و لازم خود می تواند مخرب و زیان بار باشد.

اشتباهی که با یک انتقاد ممکن است اصلاح شود می تواند به اصل و ریشه موضوع ضرر جبران ناپذیری وارد سازد.

بنابراین اگر می دانیم انتقاد ما اثر دارد. مهارت کافی در انتقادرا کسب کرده ایم. احساس می کنیم که ضرورت دارد این کار را انجام دهیم.

 

ادامه مقاله را به زودی برای شما قرار خواهم داد.

 

 

 

انتقاد

جراحی روح

انتقاد،جراحی روح- بخش دوم

 

وقتی تخصص جراحی نداریم! روش درست را نمی‌دانیم.

فرض کنید یک وکیل یا مهندس یا معلم بخواهد عمل جراحی قلب انجام دهد! آیا خنده‌دار نیست؟

انتقادهای ما دقیقاً مانند همین مثال است ولی به آن نمی‌خندیم!

کجا به ما مهارت نحوه صحیح انتقاد کردن را یاد داده‌اند؟

جاهایی که باید این مهارت را یاد بگیریم شامل:

  • خانواده
  • مدرسه
  • جامعه
  • رسانه
  • دوستان

که می‌بینید در هیچ‌کدام از موارد فوق این ِآموزش‌ها داده نشده است. مگر اینکه کسی توسط دوستان یا خانواده در این زمینه آموزش‌دیده باشد. البته جز موارد نادر و استثنا است.

همان‌طور که بدون داشتن تخصص نمی‌توان تیغ جراحی را به دست گرفت،

تا زمانی که روش‌های درست را ندانیم.

درست تمرین نکنیم.

برای بهبود آن تلاش نکنیم.

اجازه انتقاد نداریم.

 

جراحی به ما ربطی ندارد!

تصور کنید از یک جراح چشم بخواهیم که یک جراحی قلب انجام دهد.

قطعاً جراح چشم این کار را انجام نخواهد داد.

در انتقاد کردن هم اگر موضوع به ما ربطی ندارد حق انتقاد نداریم. البته این به معنای بی‌تفاوتی نیست.

به‌عنوان‌مثال اینکه فلان شخص در فامیل چرا بچه‌دار نمی‌شود؟

یا اینکه در تاکسی شاهد این هستیم که افراد به بحث در مورد مسائل سیاسی و اقتصادی انتقاد می‌کنند.

در مورد مسئله انرژی هسته‌ای به بحث می‌پردازند. درحالی‌که حتی نمی‌دانند انرژی هسته‌ای چه کاربردهایی دارد…

بنابراین تا زمانی که در زمینه‌ای حداقل نظر چندین کارشناس حرفه‌ای را نشنیده‌ایم، چند کتاب نخوانده‌ایم و اطلاعات جامعی در مورد آن نداریم صحبت نکنیم.

سلیقه در جراحی!

فرض کنید به پزشک مراجعه می‌کنید و نیاز به جراحی گردن دارید، اما پزشک می‌گوید:

من دوست دارم شکم شما را عمل کنم! حتماً از این حرف تعجب خواهید کرد.

جراحی ربطی به سلیقه و دوست‌ داشتن ندارد. پزشک باید کاری را که ضرورتاً لازم است انجام دهد.

بسیاری از مواقع، سلیقه ما در انتقادمان نقش دارد. مثلاً به‌راحتی به خودمان اجازه می‌دهیم از اسباب و اثاثیه زندگی شخصی دیگران و نحوه چیدمان آن انتقاد کنیم.

انتقاد موضوع حساس و خطرناکی است. ما اجازه نداریم بر اساس سلیقه شخصی تیغ انتقاد را به دست بگیریم.

پزشک حاذق‌تر برای جراحی

اگر شما به‌عنوان جراح بدانید که موفقیت جراحی توسط شما 50 درصد است ولی توسط پزشک حاذق‌تر 90 درصد، قطعاً اوج بی‌مسئولیتی است که شما مسئولیت جراحی را بر عهده بگیرید!

زمانی که بدانیم اگر انتقاد توسط فرد دیگری انجام شود مؤثرتر است، اوج بی‌مسئولیتی است که خودمان دست به انتقاد بزنیم.

بسیاری از مواقع نباید خودمان به‌طور مستقیم انتقاد کنیم زیرا اثر کمتری دارد.

مثلاً اگر همسر همکارمان رفتار نامناسبی مرتکب شد، بهتر است که خودمان به او بگوییم یا یکی از دوستان صمیمی‌اش یا همسرش؟

جراحی همراه بیمار!

انتقاد از فردی که موضوع هیچ ربطی به او ندارد.

به‌عنوان‌مثال شما مادرتان را برای جراحی نزد پزشک می‌برید اما پزشک شما را زیر تیغ جراحی می‌برد.

به نظرتان این کار پزشک احمقانه نیست؟

بسیاری از مواقع نیز انتقادات ما این‌گونه هستند. مثلاً من از بی‌مسئولیتی مدیرم و یا شرایط اقتصادی و مشکلات نزد همسرم شکایت می‌کنم. اخبار بد را در منزل بازگو می‌کنم!

این مدل انتقاد کردن نه‌تنها مشکلی را حل نمی‌کند بلکه دو بیمار روی دست ما می‌گذارد. ما به‌جای خود بیمار، همراه بیمار را تحت جراحی قرار می‌دهیم.

بنابراین دقت کنیم که آیا شخصی که برای او انتقاد می‌کنیم، شخص مناسبی است؟ یا همراه بیمار است؟

نبود شناخت کافی از بیمار

تصور کنید شما برای سرماخوردگی به پزشک مراجعه می‌کنید و پزشک پس از سلام و احوالپرسی بگوید: لطفاً به اتاق عمل بروید!

قطعاً شما نخواهید پذیرفت. چون بدون شناخت و معاینه کافی قصد دارد شما را عمل کند.

بنابراین تا زمانی که از همه جوانب شناخت و اطلاع کافی نداریم، انتقاد نکنیم. پیش از انتقاد حتماً سؤال بپرسید.

جراحی در زمان مناسب

اگر شما یک جراح باشید چه زمان جراحی را انجام می‌دهید؟ مثلاً اگر بیمار نیاز به جراحی فوری داشته باشد، عمل او را هشت ماه به تعویق خواهید انداخت؟

قطعاً پاسخ منفی است. در انتقاد هم همین‌گونه است. هرزمان دلمان خواست نمی‌توانیم با تیغ انتقاد به جان دیگری بیفتیم. مثلاً اگر دوست شما در روز تولدش مرتکب اشتباهی شد، آیا لازم است در پایان مهمانی از او انتقاد کنید؟

جراحی کنار پارک یا اتوبان

جراحی کار پیچیده و دقیقی است. هیچ جراحی حاضر نیست در کنار اتوبان یا در حاشیه یک پارک عمل جراحی مهمی را انجام دهد!

اما در انتقاد ما اصلاً این حساسیت را نداریم. هرجایی دلمان خواست انتقاد می‌کنیم. لازم است که انتقاد زمانی انجام شود که حال روحی فرد خوب باشد. کسی در اطراف او نباشد. اگر می‌خواهید انتقاد شما اثربخش باشد، از هیچ‌کس جلوی جمع انتقاد نکنید.

جراحی با وجود نبود تجهیزات کامل

بسیار محال است که یک پزشک با کمبود تجهیزات ضروری جراحی عمل جراحی را انجام دهد. تجهیزاتی مثل داروی بیهوشی ، چراغ های ویژه جراحی و… در مورد انتقاد هم به همین صورت است . ما باید از بهترین تجهیزات برای انتقاد استفاده کنیم.

ممکن است بپرسید بهترین تجهیرات در انتقاد چه هستند؟ منظور از تجهیزات رسانه های ارتباطی هستند. ما معمولا برای بیان  یک انتقاد می توانیم از رسانه ها و روش های زیادی استفاده کنیم:

  • به صورت حضوری
  • تلفنی
  • ارسال پیامک
  • تلگرام
  • وات ساپ
  • نوشتن انتقاد در شبکه های اجتماعی در حضور دیگران
  • و….

به نظر شما اگر کسی در صفحه اینستاگرام من در زیر یکی از نوشته هایم انتقادی بنویسد، احتمال دارد که به آن پاسخ درست بدهم یا بیشتر نگران این باشم که آبرویم جلو مخاطبانم برود؟

در مورد موضوعی که احساسات در آن پررنگ است، بخواهید انتقاد کنید. به نظرشما در چند صفحه پیامک می توانید آن رامنتقل کرد؟

بنابراین بهترین روش انتقاد رودرو است زیرا از بسیاری از ویژگی های شخص باخبریم.

فرض کنید به شخصی تلفن زده اید که چند دقیقه پیش با همسرش مشغول دعوا بوده است. حالا فکرمی کنید این انتقاد اثربخش خواهد بود؟ یا باعث پرخاش به شما می شود؟

بنابراین همیشه از رسانه درست برای انتقاد استفاده کنید.

 

مقاله ادامه دارد. منتظر ادامه مقاله باشید.