نوشته‌ها

بازی

کودک و پرسش هایش

 

بازی

 

 

چه موقع باید درباره بچه‌دار شدن با کودک صحبت کرد؟

 

برای همه والدین اتفاق افتاده که بچه‌ها در مورد نحوه بچه‌دار شدن و شیوه به وجود آمدن بچه از آن‌ها سؤال می‌پرسند.

بهترین روش آن است که  بابیانی ساده و روشن باشد . البته همه پدر و مادرها پاسخ پرسش‌های کودک را می‌دانند، ولی نکته مهم

توجه به سن کودک ،نوع کنجکاوی و میزان درک اوست .

ایلگه و ایکس معتقدند که از روی تجربه به مراحل مختلف علاقه و فهم کودک نسبت به بچه دارشدن پی برده‌اند  که در زیر توضیح داده‌شده :

 

سه‌سالگی :

 

ابتدا علاقه کودک به موضوع بچه دارشدن است.او دلش می‌خواهد یک بچه دیگر به خانواده افزوده شود. می‌پرسد «وقتی بچه بیاید چه‌کار

 

می‌تواند بکند ؟»و «بچه از کجا می‌آید ؟» بسیاری از کودکان وقتی مادر می‌گوید که بچه در شکم او رشد می‌کند، این مطلب را درک نمی‌کنند ولی

 

وقتی به آن‌ها گفته شود که بچه از بیمارستان می‌آید آن را می‌فهمند. بسیاری از کودکان خودبه‌خود معتقدند که شما بچه را هم مثل چیزهای دیگر

 

از مغازه می‌خرید.

 

 چهارسالگی:

می‌پرسد بچه از «کجا می‌آید ؟» وقتی مادر جواب می‌دهد که بچه «در شکم  »او رشد می‌کند ممکن است قبول کند، ولی امکان دارد هنوز بر این

 

اندیشه باشد که بچه را می‌خرند.

 

می‌پرسد بچه چطور از شکم مادر بیرون می‌آید و ممکن است تصور کند بچه از ناف خارج می‌شود.

 

پنج‌سالگی:

 

در این سن کودک بچه‌ها و داشتن یک بچه برای خودش گرایش دارد .ممکن است این اندیشه را دربازی‌های خود  نیزنشان دهد .

 

دوباره می‌پرسد «بچه‌ها از کجا می‌آیند؟» و بیشتر کودکان در این سن اگر به آن‌ها جواب داده شود از «شکم مادر »قبول می‌کنند.

 

شش‌سالگی:

 

گرایش شدید یا تازه‌ای نسبت به تولد بچه ،بارداری و زایمان وجود دارد. کودک به‌طور مبهمی می‌داند که بچه دارشدن  پیرو ازدواج پیش می‌آید.

 

کودک نسبت به اینکه بچه چطور از مادر خارج می‌شود و آیا هنگام خارج شدن  او مادر ناراحت خواهد شد یا نه ؟ علاقه نشان می‌دهد .

 

گرایش دارد بداند که بچه چطور درست می‌شود و اگر به او بگویند که بچه از یک تخم به وجود آمده و در شکم مادر رشد می‌کند آن را قبول

 

می‌نماید.

 

هفت‌سالگی:

گرایش زیادی دارد که کودکی به خانه بیاید. می‌داند که بچه‌دار شدن ممکن است تکرار شود و همچنین می‌داند که زنان سالمند دیگر بچه‌دار

 

نمی‌شوند. نسبت به بارداری مادر خود علاقه نشان می‌دهد و از جریان رشد بچه خوشش می‌آید.

 

می‌خواهد بداند که بچه چطور غذا می‌خورد؟ چه اندازه است ؟ قیمت آن چقدر است؟ به کتاب‌هایی که در مورد بچه نوشته‌شده علاقه‌مند‌است.

 

بزرگی شکم زنان باردار را ناشی از وجود بچه در آن می‌داند. وقتی به او می‌گویند که بچه دو تا دانه یا تخم است که یکی از آن‌ها از مادر و دیگری از

 

پدر است می‌پذیرد و خشنود می‌شود.

 

 

هشت‌سالگی:

رشد آهسته بچه را در داخل شکم مادر درک می‌کند. می‌خواهد آگاهی بیشتری به دست بیاورد که بچه در کجای شکم مادر است ؟

 

وقتی در پاسخ فقط لغت معده را به کار می‌برند گیج می‌شود و درست نمی‌فهمد.

 

بعضی از بچه‌ها ممکن است بپرسند که نقش پدر در ایجاد بچه چیست؟ و دراین‌باره بهتر می‌دانند که دانش لازم را از شما به دست آورند تا از کتاب

 

پرسش‌های آن‌ها ممکن است کنجکاوانه باشد.

 

نه تا ده‌سالگی:

بیشتر کودکان دختر در این سن درباره عادات ماهیانه زنان اطلاع دارند. بعضی از آن‌ها گرایش دارند که بدانند نقش پدر در تولیدمثل چیست؟

 

ممکن است توانایی کودک شما در درک مسائل مربوط به بچه و بچه‌دار شدن کمی جلوتر یا عقب‌تر از این روند باشد ولی به‌هرحال جدول بالا

 

جهت آشنا شدن باقدرت فهم کودک نسبت به این مسائل در سنین مختلف است و تااندازه‌ای به شما کمک می‌کند تا نسبت به این کنجکاوی‌ها

 

شکیبایی داشته و در پاسخگویی چارچوب مناسب را انتخاب کنید.

 

 

منبع :  کتاب دلواپسی های جنسی نوشته دکتر احمد پدرام ، دکتر محسن معروفی

خواب کودک

 

 

خواب

 

چگونه مشکل خواب کودکم را حل کنم؟

 

خواباندن کودک ممکن است یکی از خسته‌کننده‌ترین و سخت‌ترین وظایف روزمره‌ی پدر و مادر باشد.

 

به‌طور حتم کودکانی وجود دارند که به‌محض آنکه سرشان به بالش برسدبه خواب می‌روند و همه‌شب را به‌راحتی می‌خوابند.

 

اگر کودک شما از این دسته کودکان است، بدون شک آدم خوشبختی هستید. ولی کودکانی هم هستند که از آغاز کودکی

 

خواب شان با مشکلات همراه است که ناشی از ناتوانی آن‌ها در این امر است و دال بر «انحراف» یا «بدی» آن‌ها نیست .

 

باید به آن‌ها کمک کرد که این عمل مشکل انتقال از بیداری به خواب را انجام دهند نه اینکه آن‌ها را تنبیه کنیم که چرا نمی‌توانندبخوابند.

 

البته بهترین شیوه‌ای که بتوان همه‌ی کودکان را خواباند وجود ندارد و از هر فردی به فرد دیگر متفاوت است.

 

این مسئله در کودکان شیرخوار و کوچک به‌طورمعمول به‌اندازه‌ی مشکلات کودکان بزرگ‌تر نیست.

 

امروزه بسیاری  از متخصصان کودکان ، تنظیم هنگام و اندازه‌ی خواب و خوراک کودک را به سرشت او واگذار می‌کنند.

 

تا آنجا که ما آگاهی داریم هنوز برای خواباندن کودک روشی که بر تکان دادن او (خواه در آغوش مادر و خواه در کالسکه یا گهواره)برتری داشته باشد

 

پیدا نکرده‌اند . به‌ویژه اگر این تکان دادن با خواندن لالایی  همراه باشد اثربخش‌تر خواهد بود.

 

برخی کودکان پیش از خواب کمی شیر از شیشه یا سینه‌ی مادر می‌خواهند.

 

بعضی از نوزادان دوسه‌ماهه در نور و حرکت بهتر می‌خوابند.

 

برخی از آن‌ها با صدای موسیقی ، بعضی دیگر هنگامی‌که شخصی به‌جز مادر او را بخواباند راحت‌تر بهخواب می‌روند.

 

به‌هرحال اگر کودک در سال نخست هنگام خوابیدن زیاد سروصدا می‌کند، به باور بسیاری از متخصصان باید :

کمی جدی‌تر رفتارکرد.

آنچه را نیاز دارد به او داد ، نه آنچه را که برایش گریه می‌کند.

 

او را در رختخواب بگذارید و با صدای محکم ولی حاکی از مهر و دل‌بستگی به او بگویید که باید بخوابی و اگر گریه هم کرد، قلب خود راکمی سخت

 

کنید بگذارید گریه کند تا بخوابد و بی‌درنگ منصرف نشوید.

 

اگر کودک دچار بیماری بوده و مجبور بودید زیاد او را نوازش کنید، ممکن است هنگام خواب خیلی سروصدا کند.در این صورت باز باید بر احساسات

 

خود چیره شوید و بگذارید گریه کند.

 

به‌طورمعمول این گریه بیش از چند شب ادامه پیدا نمی‌کند و حتی در این مدت کوتاه هم کم‌کم از شدت آن کاسته خواهد شد.

 

( ولی به‌گونه‌ای استثنایی ممکن است گریه کودک  هر شب شدیدتر شود؛ در این صورت باید این روش را کنار گذاشت )

 

 

بهترین عامل موفقیت این است که اگر روشی را شروع کردیم ، نباید تا اجرای کامل آن عقب‌نشینی کنیم.

 

 

هراندازه که کودک در سال نخست زندگی رشد کند و بزرگ‌تر شود ، اغلب خودش راهی پیدا خواهد کرد که در خوابیدن به او کمک کند.

 

به‌عنوان نمونه ممکن است شست خود را بمکد . در رختخوابش  غلت بزند.

 

ولی هنگامی‌که از یک سال بزرگ‌تر شود ، دیگرتکان دادن او هنگامخواباندن یا لالایی خواندن نیز کافی نخواهد بود.

 

تقاضای کودک 2 تا 7 ساله هنگام خواب

 

عباراتی نظیر«یک بوسه دیگه » ٍ، «یک کمی آب »، « یه دستمال بده » و یا « می خوام به دست‌شویی بروم» فقط برخینمونه‌های تقاضای کودک

 

دوساله است که با آن‌ها می‌خواهد کمی بیشتر وقت بگیرد .

 

درنهایت ، پیش از آنکه در پایان شب ،مادر خود را ترک کند، توجه او را به خود  جلبنماید.

 

کودک فقط آنچه را تقاضا می‌کند، نمی‌خواهد بلکه می‌خواهد مادرش نیز همواره در کنار او باشد.

 

البته این‌که در برابر این‌گونه خواهش‌های کودک چگونه باید رفتار کرد به خود شما بستگی دارد.

 

برخی والدین شکیباتر از دیگران و برخی کودکان پرتمناتر از دیگر کودکان هستند.

 

 

درصورتی‌که انتظار این‌گونه خواهش‌ها را از کودک دوساله خود داشته باشید و اشیای مورد تقاضای او را فراهم کنید، مرحله‌یپیش از خواب

 

بسیاری از آن‌ها کوتاه‌تر و آسان‌تر خواهد شد.

 

پس از پدید آوردن شرایط(آب خوردن، دستشویی رفتن،مسواک بازی کردن ، بوسیدن و….) در صورت لزوم با صدایی محکم وجدی به او «شب بخیر»

 

بگویید . طوری او را ترک کنید که آشکار باشد به رختخواب او یا اتاقش بازنمی‌گردید.

 

درصورتی‌که کودک شما محجوب و آرام و یا خیلی خوش‌خواب باشد .

 

چنان چه بر اثر روش جدی و محکم  گذشته شما کودک بداند هنگامی‌که   حرفی را می‌زنید واقعاً منظورتان همان است ، در این صورت ممکن است

 

کودک به‌سرعت و آسان به خواب رودو دیگر تقاضایی نکند.

 

گاهی نیز ممکن است  یکی دو بار شمارا صدا بزند و چون جوابی نمی‌شنود ، منصرف شده و به خواب رود.

 

کودک 2ونیم ساله دارای عادات ویژه‌ای است.

در این سن کودک تغییر و تنوع را دوست ندارد و می‌خواهد هر چیز سر جایخودش باشد.

هر کاری که دیروز کرده ، امروز هم درست همان کار را تکرار نماید.

وضع خواب کودک هم از این قانون بیرون نیست .

 

مشکلات مربوط به خواب او در این سن ممکن است همه اهل خانه را ناراحت و ناامید کند و پیش از آنکه شما بتوانید  پی ببریدکه اوضاع از چه قرار

 

است ، کودک برای خود عادات ویژه پیداکرده باشد.

 

عادات و تشریفات خوابیدن کودک در این سن بسیار پرشمار و عجیب‌وغریب است.

 

در این قسمت هم اگر مانند دیگر ویژگی‌های اخلاقی او اطلاعات شما بیشتر باشد باوجودآنکه نخواهید توانست آن را تغییر دهید، بااین‌وجود این

 

اطلاعات به شما کمک خواهد کرد تا بهتر بتوانید بر موقعیت موجود چیره شوید.

 

نخست این‌که اگر پیش‌ازاین بدانید که عادات کودک در این دوره از کودکی تا چه اندازه قوی و ثابت است، همیشه کوششخواهید کرد که

 

فعالیت‌های او را هنگام خواب تا آنجا که ممکن است ساده‌تر نمایید.

 

 

از پدید آمدن عادات و تشریفات پیچیده و دشوار خودداری نمایید، زیرا کودک پس‌ازآن اصرار خواهد داشت که آن‌ها را ادامه دهد.

 

 

دوم این‌که درصورتی‌که اطلاعات کافی داشته باشید، در برابر خواب کودک و عادات او شکیبایی بیشتری خواهید داشت تا آسان‌تر بخوابد.

 

خواب کودک از 3 تا 10 سالگی

 

 

مشکل خواب کودک پس از دو ونیم سالگی آسان‌تر می‌شود و یا دست‌کم به‌صورت دیگری درمی‌آید.

 

در این سنین ممکن است سکوت و آرامش پیش از خواب به‌ویژه اگر با صدای موسیقی یا خواندن کتاب برای او همراه باشد

 

خواب راحتی برای کودک پدید آورد.

 

 

به‌طورکلی باید از ایجاد سروصدا و انجام کارهای خشن هنگام خواب کودک خودداری کرد زیرا ممکن است باعث تحریک شدید و

 

مانع آرامش خواب گردد.

 

در برخی کودکان بعضی فعالیت‌های بدنی به شرطی که از حد تعادل تجاوز نکند، ممکن است به خواب کودک کمک نماید.

 

این‌گونه کودکان نمی‌توانند ساکت بنشینند و گاهی پیش از خواب آن‌قدر جست‌وخیز می‌کنند تا خسته شوند ولی باید آن‌ها را ارسیدن به این اندازه

 

از فعالیت بازداشت.

 

سه‌سالگی

مشکلات خواب کودک اغلب خیلی کمتر از دو و نیم سالگی است.

 

بسیاری از کودکان سه‌ساله کاملاً به میل خود به رخت خواب می‌روند و به نسبت زود خوابشان می‌برد ولی ممکن است درساعات بعدی شب،

 

خواب آن‌ها دچار اشکال شود.

 

چهارسالگی

به کودک اجازه دهید که صفحات کتابی را تماشا کند.

 

سپس خودش چراغ را خاموش کند، نه آن‌که شما چراغ را برای او خاموش‌کنید و بگویید بخوابد.

 

 

پنج  و شش‌سالگی

 

 

بچه‌ها ممکن است میل داشته باشند برای مدت کوتاهی پیش از خواب کتاب خود را تماشا کنند یا عکس‌های آن را رنگ کنند.

 

 

در شش‌سالگی بسیاری از کودکان دوست دارند که هنگام خواب مدتی را صرف بازی موردعلاقه خودشان کنند.

 

 

این کار به پدر و مادر هم فرصتی می‌دهد تا بتوانند کمی با کودک خود صحبت کنند و احیاناً بعضی مشکلات روزانه او را برطرف

 

سازند.

 

هفت‌سالگی

گذاشتن یک دستگاه پخش یا رادیوی کوچک کنار تخت خواب یا رختخواب کودکان مشکل خواب بسیاری از آن‌ها را برطرف

 

می‌سازد.

 

 

در این صورت ممکن است کودک به‌سرعت لباس خود را درآورده و به رختخواب برود تا بتواند برنامه موردعلاقه خودش را گوش

 

دهد.

 

نه‌سالگی

حتی در کودکانی که تا این سن برای  خوابیدن مقاومتی از خود نشان نمی‌دادند ، ناگهان ممکن است این مسئله بروز کند. کودک ازنظر نظم

 

وانضباط دچار مشکل شود.

 

 

کودک به هر وسیله‌ای پناه می‌برد تا هر چه ممکن است دیرتر به رختخواب رود.

 

مانند اینکه فکر می‌کند رفتن به رختخواب کاری است که پدر و مادر او میل دارند به او تحمیل کنند.

 

در اینجا اگر به او اجازه دهید که دیرتر به تختخواب برود ، کار تااندازه‌ای آسان‌تر می‌شود.

 

 

باید توجه داشت که در این سن نیاز او به خواب کمتر از پیش است.

 

در عمل نشان دهید که می‌دانید او بزرگ‌تر از گذشته شده و به این نکته اهمیت می‌دهید.

 

به او اجازه دهید دیرتر بخوابد. به او بفهمانید:

 

اگر شایستگی این راپیداکرده که دیرتر بخوابد، باید هنگام خوابیدن هم بدون طفره و شکایت بهرختخواب برود.

دروغگویی

دروغ گویی در کودکان

 

 

دروغگویی

دروغ‌گویی در کودکان

 

دروغ یعنی چه؟

 

دروغ درواقع تحریف بسیار ظریف حقیقت است.

 

دروغ‌گویی در سنین دبستان یعنی 7  الی 11 سالگی رایج‌تر است.

 

کودکان به دلایل مختلفی دروغ می‌گویند.

 

ممکن است به خاطر ترس از تنبیه دروغ بگویند . مثلاً اگر کار نادرستی انجام داده و بترسد از اینکه پدر و مادر بافهم موضوع او را

 

تنبیه کند، ممکن است دروغ بگوید و حقیقت را جور دیگری نشان دهد.

 

 

برخی کودکان جهت جلب‌توجه و محبت گروه همسالان و دوستان خود دروغ می‌گویند.

 

بعضی از بچه‌ها نیز احساس حقارت دارند.

 

تخیلی بودن و ساختن داستان‌هایی که فکرمی کنند به وقوع خواهد پیوست نیز در این‌گونه رفتار مؤثر است. هرچند که

 

خیال‌پردازی در سنین قبل از دبستان بیشتر مشاهده می‌شود.

 

وجود الگوهای دروغ‌گو و ارائه تکالیف سنگین و خارج از توانایی کودک نیز از عوامل مؤثر در دروغ گفتن کودک است.

 

 

برخورد صحیح با دروغ‌گویی کودک

 

شنیدن حقیقت و سخن راست به‌طورمعمول برای والدین سنگین است، زیرا مایل‌اند پاسخی را که دوست دارند از فرزندشان

 

بشنوند.

 

اگر مایلید فرزندتان به شما دروغ نگوید، تحمل شنیدن پاسخ‌هایی خلاف میل خود را داشته باشید .

 

به پاسخ‌های کوتاه فرزندتان بسنده نکنید.

دربرخورد با دروغ‌گویی به نکات زیر توجه کنید:

 

  1. دروغ‌گویی را یک رفتار زودگذر و ناپایدار تلقی کنید که با برخوردهای مناسب و ایجاد اعتماد برطرف خواهد شد.

 

2.هرگز به فرزند خود برچسب دروغ‌گو نزنید زیرابه این صفت عادت می‌کند و رفتار ناشایست خودراتغییر نمی‌دهد.

 

3.به شوخی‌های خود در مقابل فرزندتان دقت کنید.مثلاً« به بابا نمی‌گویم که امروز چقدر خرج کردیم».

 

4.صحنه‌سازی باعث آموزش دروغ‌گویی به فرزندتان خواهد شد. هیچ‌گاه به او نگویید « هفته آینده می‌خواهیم به گردش

برویم ولی به مدرسه‌ات خواهیم گفت که تو مریض بوده‌ای ».

 

این نوع داستان‌ها سبب می‌شود اهمیت درس و مدرسه نزد کودک کاهش یابد و برای رسیدن به خواسته‌های خود دروغ

 

بگوید.

 

5. اگر فرزندتان در حضور دیگران دروغ می‌گوید تا خود را فردی شایسته نشان دهد، در مقابل دیگران

 

بااوبرخوردنکنید.هنگامی‌که با او تنها شدید در این مورد صحبت کنید.

 

6. وقتی فرزند خود را به علت دروغ‌گویی تنبیه می‌کنید، کاری نکنید که احساس یاس و بی‌لیاقتی کند.

 

7. این احساس‌های منفی به تغییر رفتارهای ناپسند کمک نمی‌کند.

 

از خود بپرسید در صورت روبرو شدن با دروغ کودک ، چه رفتاری خواهید داشت ؟ در این صورت قبل از آنکه با دروغ مواجه

 

شوید، سعی کنید واکنش خود را تعیین کنید.

 

8. اگر کودک گزارش درست و واقعی به شما داد ، او را تحسین کنید و به او توجه مثبت نشان دهید.

مقالات زیر می تواند برایتان مفیدباشد.

نیازهای اساسی کودک

حسادت در کودکان

دزدی در کودکان

آموزش بازی

بازی

آموزش بازی ” چی مال چیه؟” برای کودکان

 

با توجه با نقش و اهمیت بازی در زندگی کودکان ، در این مقاله میخواهم یک بازی ساده اما بسیار کاربردی و مفید برای کودکان

 

را برایتان توضیح دهم.

 

با کودک خود بازی کنید و لذت ببرید. برای اطلاعات بیشتر در مورد نقش و اهمیت بازی برای کودکان روی لینک زیر کلیک کنید.

 

بازی با کودک

اطلاعات کلی بازی:

 

نام بازی: چی مال چیه؟

 

اهداف کلی: بالا بردن سطح دانش و تشخیص کودکان،یادگیری نظم و ترتیب

 

اهداف جزئی: ایجاد حس رقابت

 

تعداد بازیکن: محدودیتی ندارد

 

سن بازیکنان : 6 الی 9 ساله

 

محوطه بازی : جایی مانند اتاق

 

ابزار لازم : ندارد

 

 

شرح بازی :

 

 

بچه‌ها را دور خود جمع کنید . اگر در کلاس باشند روی صندلی بنشینند.

 

چهار کلمه را که به نحوی مربوط به هم هستند، بگویید.

 

کودک بعد از شنیدن کلمات ، بایستی رابطه بین آن‌ها را بیابد و در دو عنوان که در هرکدام ، دو کلمه مربوط به هم است، جواب

 

دهد.

به‌عنوان‌مثال :

 

شما: دریا، اسب، ماهی ، خشکی

 

کودک : ماهی مال دریا، اسب مال خشکی

 

شما : صندلی ، عینک ، چشم ، میز

 

کودک : صندلی مال میز، عینک مال چشم

 

اگر تعداد بازیکنان زیاد بود ، برای ایجاد رقابت سالم و سازنده ، کودکی که نتوانسته جواب صحیح بدهد، از دور بازی کنار بگذارید،

 

تا بقیه دقت بیشتری از خود نشان دهند.

 

بازی ادامه می‌یابد تا اینکه یکی پس از دیگری در اثر اشتباه سوخته ، نفر آخر برنده بازی است.

 

نتیجه بازی :

 

کودک با اجرای این بازی بسیاری از ناشناخته‌های محیط‌زیست خود را شناسایی و در ذهن خود، آن‌ها را تجسم خواهد کرد.

 

گویی که قصه‌ای را می‌شنود.

قصه گویی برای کودکان

قصه

اهمیت قصه‌خواندن برای کودکان

 

در سال‌های اخیر تحقیقات بسیاری در خصوص اهمیت قصه‌گفتن برای کودکان انجام‌شده واثرات مثبت قصه‌گویی در رشد فکری

 

و روانی کودکان به اثبات رسیده است.

 

 

ازاین‌رو روانشناسان و کارشناسان تربیتی به والدین توصیه می‌کنند که از همان سال‌های ابتدا برای فرزندانشان قصه بگویند.

 

 

روانشناسان یکی از مهم‌ترین اثرات قصه‌گویی برای کودکان را رشد هیجانی ، عاطفی و سلامت روان کودک می‌دانند.

 

 

روانشناسان هم‌چنین معتقدند اهمیت قصه‌خوانی برای کودکان می‌تواند یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت و پیشرفت آن‌ها در

 

زندگی آینده‌شان باشد.

 

 

در زیر به چند مورد از تأثیرات قصه‌خوانی برای کودکان اشاره می‌کنم.

 

 

ایجاد رابطه صمیمانه

 

یکی از مهم‌ترین اثرات قصه‌گویی و قصه‌خوانی برای کودکان ، ایجاد رابطه صمیمانه بین والدین و فرزند و رشد عاطفی اوست.

 

 

به همین دلیل توصیه می‌شود قصه‌خوانی حتماً برای کودکان از سنین پایین شروع شود و تا سال‌های بعد ادامه داشته باشد.

 

 

حتی توصیه می‌شود مادر از دوران بارداری با جنین حرف بزند و برایش قصه بگوید.

 

 

اگرچه جنین مفهوم قصه را متوجه نمی‌شود، اما اثرات عاطفی بسیاری برای مادر و جنین دارد و سبب آرامش هردوی آن‌ها

 

می‌شود.

 

 

ضمن اینکه توجه به قصه‌گویی و قصه‌خوانی می‌تواند در ایجاد پیوند بین کودک و کتاب‌خوانی از همان سال‌های اولیه زندگی‌اش

 

نقش مؤثری ایفا کند.

 

 

والدین عزیز می‌توانید تا قبل از سن یک‌سالگی ، قصه‌های کوتاهی را حفظ کنید و برای فرزندتان بگویید.

 

 

بعد از یک‌سالگی کتاب قصه را هم به زندگی کودکتان وارد کنید.

 

 

از سن یک‌سالگی کودک می‌تواند مفهوم قصه‌هایی را که برایش خوانده یا گفته‌شده ، درک کند؛ اما همچنان تصاویر و

 

عکس‌های رنگی برایشان جذابیت بیشتری دارد.

 

 

توصیه می‌شود در سنین قبل از دبستان ، از کودک بخواهید گاهی او برای شما قصه بسازد و این کار علاوه بر ایجاد احساس

 

لذت و علاقه‌مندی به قصه‌گویی، در رشد خلاقیت او نیز بسیار مؤثر است.

 

 

 

نقش قصه‌گویی در رشد تحصیلی

 

 

بنا به گفته روان‌شناس‌ها تعریف کردن قصه برای فرزندان در سنین قبل از دبستان ، می‌تواند موفقیت و پیشرفت تحصیلی آن‌ها

 

 

در مراحل بعدی زندگی‌شان را هم به‌شدت تحت تأثیر قرار دهد.

 

 

تحقیقات نشان داده کودکانی که در کودکی با قصه و داستان پیوند داشته‌اند،در امور تحصیلی‌شان هم موفق‌تر هستند.

 

 

یکی دیگر از فواید و اهمیت قصه‌خوانی برای کودکان ، تقویت قدرت خلاقیت اوست.

 

 

قصه‌خوانی و قصه‌گویی درست،به‌طور مستقیم وتاثیرگذاری توانایی تصویرسازی و تخیل کودک و درنهایت قدرت خلاقیتش را

 

 

تقویت می‌کند.

 

 

روان شناسان کودک می‌گویند:

 

 

خواندن و تعریف کردن قصه برای کودک ، سبب گسترش دایره لغات و واژگان او می‌شود؛

 

 

ضمن اینکه به‌طور غیرمستقیم نحوه استفاده از دستور زبان را به کودک آموزش می‌دهد.

 

 

مشاهده‌شده بچه‌هایی که قصه‌های بیشتری برایشان گفته یا خوانده‌شده، ازنظر زبانی در سطح بالاتری قرار دارند.

 

 

به همین دلیل تأکید می‌کنیم که والدین در سنین قبل از دبستان حتماً برای فرزندانشان کتاب بخوانند تا فرآیند آموزش آن‌ها در

 

 

مراحل بعدی زندگی‌شان را تسهیل و تسریع کنند.

 

 

ازاین‌رو پیشنهاد می‌شود که مربیان مهدکودک‌ها به قصه‌گویی شفاهی بیشتر از داستان خوانی روی بیاورند و در جمع برای

 

 

بچه‌ها قصه بگویند.

 

چگونه قصه باعث تخلیه هیجانات منفی می شود؟

 

نخستین هدف از قصه‌خوانی یا قصه‌گویی برای کودک ، ایجاد سرگرمی و حس فرح بخشی در اوست.

 

 

ما برای کودک کتاب می‌خوانیم تا در دنیای قصه ، لحظات شاد و لذت بخشی را تجربه کنند؛ اما با این عمل اهداف دیگری نیز

 

محقق می‌شود.

 

 

کودک باشخصیت‌های داستان خودش را همانند کرده و به‌اصطلاح هم ذات پنداری می‌کند.

 

 

این همانندسازی باشخصیت داستان باعث تخلیه هیجانات ، عقده‌ها ، و گره‌های روانی کودک و درنهایت آرامش او می‌شود.

 

 

ضمن اینکه به‌طور ناخودآگاه مهارت‌هایی را هم یاد می‌گیرد.

 

 

از طریق الگوبرداری از شخصیت ، فرآیند یادگیری در کودک انجام می‌شود.

 

 

ازآنجاکه این شخصیت‌ها نقش الگو را برایش ایفا می‌کنند، رفتارهای مثبت را از آن‌ها می‌آموزد .

 

 

پابه‌پای شخصیت با ماجرای داستان همراه می‌شود و در مسیر داستان تجربه‌اندوزی می‌کند.

 

 

امروزه روان شناسان برای درمان مشکلات روحی و روانی کودکان ، از شیوه قصه‌گویی به‌عنوان یک روش تخصصی شناخت

 

احساسات کودکان و کشف عامل ایجاد مشکل در آن‌ها استفاده می‌کنند.

 

 

به‌عنوان‌مثال روان شناسان با تعریف قصه‌هایی از حیوانات به درمان کودکانی می‌پردازند کهمورد آزار قرارگرفته‌اند.

 

 

با روش قصه‌گویی برای کودکان مبتلابه اوتیسم ، سعی می‌کنند جنبه‌های مثبت رفتاری را در آن‌ها افزایش داده .

 

اعتمادبه‌نفسشان را بالا ببرند و توانایی‌شان را در برقراری ارتباط معنادار با جهان اطرافشان را افزایش دهند.

 

 

روان شناسان بیان می‌کنند :

 

 

خوشبختانه استفاده از این شیوه در افزایش توانایی کودکانی که بهره هوشی پایینی دارند هم نتایج اثربخشی به همراه داشته

 

است.

 

 

روش قصه‌گویی و قصه‌خوانی برای تسهیل روند درمانی مشکلات جسمانی کودکان هم مورداستفاده قرار می‌گیرد.

 

 

به‌عنوان نمونه برای درمان کودکان دیابتی از قصه‌گویی دیجیتال استفاده می‌شود.کودک از طریق قصه  وضعیت زندگی و شرایط

 

 

بیماری‌اش را درک کرده و از روش‌های درمانی تبعیت می‌کند.

 

 

با قصه به کودکان توضیح داده می‌شود که بیماری چه تغییراتی در زندگی فرد مبتلا ایجاد می‌کند، چه درمان‌هایی نیاز است و

 

 

چطور کودک بیمار باید با آن مقابله کند.

 

 

 

انتخاب کتاب  قصه مناسب

 

اگرچه روانشناسان بر قصه‌خوانی و قصه‌گویی برای کودکان تأکیددارند، اما محقق شدن اثرات مثبت این عمل درگرو انتخاب و بیان

 

قصه مناسب است.

 

ازاین‌رو انتخاب کتاب قصه  یا داستان مناسب که در کنار لذت بخشی ، به رشد خلاقیت و پرورش ذهنی کودک کمک هم کند،

 

نیاز به‌دقت و داشتن اطلاعات کافی است.

 

 

یکی از دغدغه‌های اصلی برخی خانواده‌های علاقه‌مند به مطالعه و کتاب‌خوانی ، انتخاب کتاب درست و مناسب برای کودکان

 

است.

 

 

والدین باید توجه داشته باشید که کتاب حتماً متناسب باسن‌وسال ، نیاز و ویژگی‌های روحی و روانی کودک باشد.

 

 

 

سلیقه شخصی‌تان را در این امر دخیل نکنید.

 

 

به‌عنوان‌مثال بچه‌ها در سنین بالای 10 سال به‌منظور ارضای حس کنجکاوی و هیجان خواهی ، به خواندن کتاب‌های ژانر

 

وحشتناک روی می‌آوردند.

 

 

برخی والدین بدون اطلاع فرزندشان را از خواندن چنین کتاب‌هایی منع می‌کنند.

 

 

درحالی‌که این کتاب‌ها دقیقاً به نیازهای وجودی این بچه‌های بالای 10 سال پاسخ می‌دهد.

نیازهای اساسی کودک

 

البته درصورتی‌که فرزند به مشکلات روحی روانی مبتلاست یا از اضطراب و نگرانی مداوم یا فوبیا رنج می‌برد، نباید کتاب‌هایی از

 

 

ژانر وحشت یا ترسناک برایش تهیه کرد.

 

 

 

انواع بازی و اسباب‌بازی

بازی و اسباب بازی

انواع بازی و اسباب‌بازی و فواید آن برای کودکان

بازی یکی  از ضروری‌ترین بخش‌های تعلیم و تربیت کودکان است.

 

فعالیتی است که تأثیر بسزایی در رشد همه‌جانبه کودک دارد.

 

بازی ازجمله مهم‌ترین و اساسی‌ترین عوامل و فاکتورهای رشد روانی ، ذهنی ، جسمانی و عقلانی کودکان است.

 

یقیناً تجارب و آگاهی‌هایی که کودک از بازی به دست می‌آورد، می‌تواند بهترین راهکار برای رشد او محسوب شود.

 

درواقع وقتی کودکان باهم و کنار هم‌بازی می‌کنند از هم یاد می‌گیرند.

 

بازی باعث می‌شود کودکان درباره خودشان و دنیای اطرافشان شناخت به دست آورند. به آن‌ها اجازه کشف کردن ، تجربه کردن

 

، خلق کردن ، بیان افکار و اندیشه‌ها ، رشد ماهیچه‌ها ، توسعه مهارت‌های کلامی ، برقراری ارتباط با دیگران ، آشنایی با

 

مقررات و قوانین ، تخیل ، شاد بودن و…را می‌دهد.

 

مثلاً در بازی وانمودی ، از زبان استفاده می‌شود و این بازی درزمینهٔ اجتماعی رخ می‌دهد. بسیاری از مطالعات نشان داده‌اند که

 

این توانایی‌های زبانی و اجتماعی در موفقیت تحصیلی  در مدرسه بسیار مؤثر هستند.

 

انواع بازی‌ها و فوایدشان

 

خانه‌سازی قدرت ریاضی را افزایش می‌دهد؟

 

این جمله شاید به‌طورکلی درست نباشد اما باید بگوییم که طبق گزارش‌ دانشمندان ،گروهی از آن‌ها تعدادی از کودکان را از

 

سنین کودکی زیر نظر داشتند و متوجه شدند که کودکانی که در بچگی به این بازی مشغول بوده‌اند در سنین بالا مسائل

 

ریاضی را بهتر انجام می‌دادند.

 

همچنین این کودکان بهتر از دیگران می‌توانند از پس مشکلات برآیند.

 

بازی‌های تخته‌ای

 

این بازی‌ها می‌توانند بسیار به کودکان شما کمک کند. از این بازی‌ها می‌توان به مارپله ، منچ یا هر بازی تخته‌ای دیگر اشاره

 

کرد.

 

این بازی‌ها می‌توانند به فرزند شما مباحث پایه‌ای ریاضی مانند شمارش را یاد بدهند.

 

همچنین این بازی‌ها میزان قدرت تصمیم‌گیری و رعایت نوبت را افزایش می‌دهند.

بازی

بازی خارج از خانه

 

تلویزیون و کامپیوتر و وسایلی از این قبیل کودکان را در خانه نگه می‌دارد، اما باید آگاه باشیم که بسیاری از فرصت‌های آموزشی

 

در خارج از خانه وجود دارد.

 

اجازه بدهید تا فرزندانتان در خارج از خانه به بازی بپردازند.

 

این کار باعث افزایش سطح فرهنگی آن‌ها می‌شود. همچنین باعث می‌شود تا در شرایط سخت به ذهن خود فشار آورند تا

 

بتوانند یک تصمیم درست بگیرند.

 

بازی‌های اکتشافی

 

در این نوع بازی کودک به کندوکاو می‌پردازد و فرصت‌هایی برای تجربه کردن و آزمایش می‌یابد.

 

اندازه‌ها ، تفاوت‌ها ، شباهت‌ها ، رنگ‌ها ، شکل و فرم، مفاهیم فضایی(پر، خالی، داخل ، خارج و…) را از طریق استفاده از

 

وسایل گوناگون (شن ، ماسه ، خاک ، آب و…) می‌آموزد.

 

 

بازی‌های حرکتی (فعال)

 

در این نوع بازی‌ها کودک فعالانه جست‌وخیز می‌کند، می‌دود، بالا و پایین می‌پرد،توپ‌بازی می‌کند.

 

به این شیوه‌ها انرژی‌اش را تخلیه می‌کند . مهارت‌های بدنی‌اش را ارتقا می‌دهد.

 

بازی در فضای باز ، فرصت شناخت باد، حشرات ، سایه‌ها ، ابرها را به کودک می‌دهد .

 

او در حین این بازی‌ها ، با نکات ایمنی آشنا می‌شود و یاد می‌گیرد از خودش مراقبت کند.

 

 

بازی‌های خلاقانه

 

در این نوع بازی‌ها کودک به بیان افکار و ایده‌هایش می‌پردازد و احساس می‌کند چیز تازه‌ای ساخته است.

 

مثلاً وقتی با لگوها شکلی یا شی‌ء می‌سازد، نکات بسیاری را در مورد اندازه ، شکل، ماهیت و تعادل می‌آموزد.

 

وقتی طرحی را با خمیر یا گل رس خلق می‌کند و آن را شرح می‌دهد، درواقع به بیان افکار و ایده‌هایش پرداخته است.

 

بازی‌های تخیلی

 

دربازی‌های تخیلی و یا نمایشی ، کودک خودش را به‌جای فرد دیگر و یا حیوانی تصور می‌کند.

 

او نقش پدر، مادر،معلم و … را بازی و از آن تقلید می‌کند.

 

تقلید کردن از الگوهای رفتاری دیگران ، به کودک کمک می‌کند چگونگی رفتار دیگران را با وضوح بیشتری درک کند.

 

این نوع بازی‌ها درواقع راه‌هایی هستند تا کودک بسیاری از عواطف(ترس، خشم ،…) خود را بشناسد و بتواند به‌مرور آن‌ها را

 

کنترل کند.

 

همچنین بسیاری از آرزوها و تمایلات کودک ، از طریق بازی‌های نمایشی محقق شوند.

 

بازی‌های گروهی

 

در این بازی‌ها ، کودکان مشارکت و همکاری ، پاره‌ای از قوانین و مقررات ، رعایت نوبت و…را می‌آموزند .

 

بسیاری از رفتارهای ضداجتماعی مثل تقلب کردن ، گوشه‌گیری ، انزواطلبی و فقدان روابط دوستانه را می‌شناسند.

 

آن‌ها با یکدیگر دعوا می‌کنند و در حین همین مشاجرات ، از عکس‌العمل‌های یکدیگر می‌آموزند.


 

 

کودک واسباب بازی

کودک واسباب بازی

کودک و اسباب بازی

کودک و اسباب بازی

 

گاهی پدران و مادران پافشاری می‌کنند بدانند چه نوع اسباب‌بازی‌هایی را برای کودک خود فراهم کنند که مناسب سن او باشد.

 

گاه والدین با خرید بی‌رویه اسباب‌بازی‌های پیچیده الکترونیکی و گران‌قیمت و زیاده‌روی در خرید، سعی در ایجاد رضایت در

 

کودکشان دارند.

 

گاه والدین با خرید بی‌رویه اسباب‌بازی برای فرزندشان سعی در جبران کمبودهای دوران کودکی خوددارند.

 

گاه پدر و مادرانی با باور داشتن به بیهوده و اضافی بودن این وسایل از خرید آن خودداری  می‌کنند. این دسته از والدین  کودک

 

خود را از همان سنین پیش‌دبستانی به آموزش مطالبی وامی‌دارند که از دیدشان برای آن‌ها مفید و آینده‌ساز است.

 

 

کنجکاوی و شیطنت کودک یکی از اساسی‌ترین شرایط پرورش و جزء سلامتی اوست.

 

 

کودکی که بازی و شیطنت نکند بیمار است.

 

 

پرورش نیروی آفرینندگی

 

پرورش نیروی آفرینندگی و خلاقیت و حل مسئله در کودکان به پرورش حواس پنج‌گانه آن‌ها بستگی دارد.

 

کودک باید بتواند هر چه بیشتر حواس پنج‌گانه خود را به کار اندازد و به کمک آن‌ها از دنیای اطراف خودآگاهی‌های بیشتری به

 

دست آورد.

 

 

اینجاست که نقش اسباب‌بازی به‌عنوان یک عامل بسیار مهم در  پرورش شخصیت و خلاقیت کودک اهمیت اساسی پیدا

 

می‌کند.

 

بهترین اسباب‌بازی‌ها

 

بهترین وسایل بازی برای کودک لزوماً اسباب‌بازی‌های گران‌قیمت نیست.

 

صرف فشار یک دکمه و حرکت اسباب‌بازی و تماشای کودک ، اجازه تفکر خلاق و دست‌کاری را از او می‌گیرد.

 

بهترین وسایل بازی وسایلی هستند که شکل و اندازه‌ی از پیش تعیین‌شده‌ای ندارند.

 

کودک خود می‌تواند به هرگونه که مایل است، آن‌ها را شکل بدهد و آنچه به ذهنش می‌رسد با آن بسازد.

 

موادی که ماهیت آزاد و انعطاف‌پذیر دارند،ضمن آنکه کودک را در کشف مطالب جدید یاری می‌دهد ، درزمینهٔ ی تخلیه هیجان‌ها

 

نیز به او کمک می‌کند.

 

موادی مانند خمیر مجسمه، گل رس ،شن و ماسه ، نخ و مهره ، کاغذ و قیچی ، چسب، تکه‌های پارچه  و …

 

در میان اسباب‌بازی‌ها ، عروسک و حیوانات جای خاصی دارد .

 

این دسته اسباب بازی ها به زندگی واقعی نزدیک‌تر بوده ومی‌تواند «نیاز به بیان خویشتن » را در روابط کودک و عروسک جلوه‌گر

 

 

سازد.

 

 

بسیاری از والدین دیده‌اند که فرزندشان دقایقی را با عروسک خود خلوت کرده و در نقش مادر، معلم، پزشک ، خواهر آدم بد،

 

آدم خوب ، فرشته و… با او سخن می‌گوید.  او را تشویق یا تنبیه می‌کند . آموزش می‌دهد .  معاینه می‌کند . آمپول تزریق

 

می‌کند .

 

همه این ارتباطات با عروسک، هم افزایش‌دهنده توانایی و خویشتن پنداری مثبت در کودک و هم کاهش‌دهنده ترس و

 

حسادت‌ها و کینه‌های او می‌شود.

 

 

بازی با پدر و مادر و خواهر و برادر و داشتن تحرک و پرسش و پافشاری در پیروی یا کنترل و برنامه‌ریزی در بازی ، همگی از

 

عوامل رشد شناختی –عاطفی کودک است.

 

 

پدر و مادر تا پیش از سن مدرسه باید به‌گونه‌ای زمان کافی را برای کودک قرار دهند.

 

در هر سنی ، مناسب با شرایط و خواست فرزند خود شرایط مناسب و فضای لازم را پدیدآورید.

 

از دخالت در کار یا منع او به بهانه‌هایی مانند ریخت‌وپاش و کثیف کاری وبی‌نظمی خودداری کنید.

 

 

هر چه سن کودک افزایش می‌یابد ، نیازش به اسباب‌بازی کمتر شده و از راه روابط و بازی‌های گروهی به برآوردن نیازهای خود

 

می‌پردازد .

با افزایش سن تمایل به بازی با همسالان در کودک افزایش می‌یابد .

 

بنابراین طبیعی است که بستر مناسب برای این‌گونه فعالیت‌ها را برای فرزند خود آماده کنید .

 

به یاد داشته باشید که خود نیز در هر سنی نیاز به‌نوعی تفریح یا سرگرمی دارید که ادامه همان نیاز به بازی است .

 

 

این نیاز به بازی ممکن است در قالب ورزش ، هنر،مطالعه و یا دیگر سرگرمی‌های اوقات فراغت جلوه‌گر شود.

 

درنتیجه نیاز به بازی  علاوه بر لذت موجب احساس آرامش و هم‌چنین به اوج رسیدن و بالندگی در آن‌ها می شود.

 

از این راه نیز به احساس خود شکوفایی دست مییابند.

 

 

خلاصه اینکه در نگاه به گذشته ، همه ما ممکن است در رابطه با فرزندمان احساس کمبود یا نقص کنیم و به دنبال این باشیم

 

که علاوه بر جبران کمبودهای دوران کودکی خویش، نقص ارتباط خود را با فرزندانمان نیز جبران کنیم.

 

 

 

دایان لومان می‌گوید:

 

 

اگر فرصت داشتم دوباره کودکم را بزرگ کنم به‌جای آنکه انگشت اشاره‌ام را به‌طرف او بگیرم.

 

 

در کنارش انگشت‌هایم را در رنگ فرومی‌بردم و نقاشی می‌کردم.

 

 

اگر فرصت داشتم دوباره کودکم را بزرگ کنم.

 

به‌جای غلط‌گیری به فکر ایجاد ارتباط بیش‌تر می‌بودم.

 

 

بیش از آن‌که به ساعتم نگاه کنم به او نگاه می‌کردم.

 

 

کوشش می‌کردم درباره‌اش کمتر بدانم اما بیشتر به او توجه کنم.

 

 

به‌جای اصول راه رفتن ، اصول پرواز کردن و دویدن را با او تمرین می‌کردم.

 

 

از جدی بازی کردن دست برمی‌داشتم و بازی را جدی می‌گرفتم.

 

 

در مزارع بیشتری می‌دویدم و به ستارگان بیشتری خیره می‌شدم .

 

 

بیشتر در آغوش می‌گرفتمش و کم‌تر او را به‌زور می‌کشیدم.

 

 

نخست احترام به خود را در او می‌ساختم و بعد خانه و کاشانه را.

 

 

و بیش‌تر از آنکه عشق به قدرت را یادش دهم قدرت عشق را یادش می‌دادم.

 

 

 

 

حسادت

حسادت در کودکان

حسادت

حسادت در کودکان

 

حسادت یکی از شایع ترین واکنش هایی است که اغلب در کودکان و نوجوانان مشاهده می شود.

 

همیشه هنگامی بروز می کند که رقابت  و هم چشمی مطرح باشد.

 

مسئله حسادت کودک در برابر خواهر یا برادر نو رسیده امری کم و بیش قابل پیش بینی است.

 

گرچه برخی از آن ناراحت می شوند ولی به طور معمول خطرناک نیست.

 

حسادت ، واکنش تضادها و کشمکش های نا شناخته و مهمی است که از دوران کودکی در شخص پدید آمده ،باقی می ماند

 

و از لحاظ اجتماعی برای شخص دارای اهمیت است.

 

علاوه بر به وجود آوردن خشم و تنفر و احساس خود کم بینی در کودک ، باعث می شود که درسنین بالاتر شخص تماس خود را

 

با محیط و افراد اجتماع از دست بدهد و تنها بماند.

 

حسادت اغلب با ترس درونی و خشم توام است.

 

نشانه های حسادت

 

نشانه های حسادت و همچنین درجات آن بسیار فراوان است.

 

ممکن است کودک انتظار توجه زیادی از طرف مادر داشته باشد.

 

برای مثال هنگامی که برادر یا خواهرش مورد توجه قرار می گیرد،شیطنت نماید.

 

از مادرش بخواهدکه یک اسباب بازی مانند آنچه برای خواهر یا برادرش خریده است برای او هم  بخرد.

 

بسیاری از جنگ و ستیزهای خواهر و برادر در منزل به دلیل حسادت است . ولی باید بدانید که برخی از این مشاجرات اصولا

 

عامل محرکی ندارد و یک امر غریزی است.

 

نحوه برخورد با حسادت در کودکان

 

هنگام برخورد با حسادت در کودکان می توانید کارهای زیر را انجام دهید:

 

قبل از هرچیز جوانب امر را دقیق بررسی کنید . مبادا ندانسته به این آتش دامن بزنید .

 

به آسانی ممکن است که فرزند دلبسته خود را و یا فرزندی که از دیگران فرمان بردارتر است و به شما کمک می کند را مورد

 

ستایش بیش از حد قرار دهید و در برابر سایر فرزندان تان این دلبستگی و رضایت را آشکار کنید.

 

گاهی اوقات مقایسه یک فرزند با دیگر فرزندان و ستایش از او ندانسته و نا خواسته صورت می گیرد . به اصطلاح از دهان والدین

 

می پرد.

 

اما متاسفانه بعضی از والدین به عمد این روش را به کار می برند.

 

مثلا می گویند:

 

توباید ازاین رفتارت خجالت بکشی ، ببین خواهرت چقدر کارهایش را خوب انجام می دهد. به ما هم کمک می کند.

 

این بیان باعث بیزاری کودک از خواهر یا برادری میشود که شما ستایشش می کنید.

 

باید توجه داشت اگر چه همه فرزندان یکسان نیستند، ولی باید سعی کنید که به فرزند فرمان بردارتر و سربه راه تر ویاجذاب تر

 

خود احساسی برتری و امتیاز ندهید.

 

کوشش کنید از یک فرزند خود زیاد ستایش نکنید هرچند شایسته این ستایش باشد.

 

دست کم این رضایت خود را در برابر فرزند دیگری که کمتر از او قابل ستایش است نشان ندهید.

 

اغلب اوقات ممکن است کودکی از خانواده شما که کمتر از همه شایستگی ستایش را دارد، بیش از دیگران  به آن نیاز داشته

 

باشد. بنابراین باید از او تعریف کرد.

 

هنگامی که یکی از فرزندانتان احساس حسادت می کند و ناراحت است، مهم ترین گام مثبت ومفیدی که می توان برداشت

 

این است که :

 

بتواند نکات مثبت و جالبی درخودش پیدا کند و از آن ها احساس رضایت نماید.

 

 

برای رسیدن به این هدف نیاز است که :

 

مدتی با او تنها باشید.

 

او را به این باور برسانید که که دوستش دارید وبرایش ارزش قائل هستید.

 

رضایت او را از خودش نیز تقویت نمایید.

 

اگر دوست و رفیقی ندارد ، کوشش کنید برایش پیدا کنید.

 

به او کمک کنید تا تفریحاتی داشته باشد که بتواند از آن لذت ببرد و کارهایش را با پیروزی و کامیابی انجام دهد.

 

به طور معمول اگر کودک از روی اطمینان و به شیوه شایسته ای وظایف خود را انجام دهد، خیلی کم تر احساس حسادت می

 

کند.

 

در حقیقت کودک حسود احساس می کند هیچ کس او را دوست نداشته وهرگز نیز دوست  داشته نخواهد شد.

 

حسادت سرچشمه ای غریزی دارد . خفه کردن آن فقط سبب می شود که این غریزه پنهان شده و زیر سرپوش بماند و به مغز و

 

فکر کودک آسیب رساند.

 

بنابراین باید آن را بیرون آورد و با صراحت و صداقت درباره آن عمل کرد.

 

با توجه منطقی به خواسته های فرزندی که حسادت دارد وتوجه به نکات مثبت هرچند کوچک او می توان خودباوری مثبت را در

 

او تقویت کرد.

 

نکات منفی کودک را نادیده بگیرید.

 

توانایی هایش را روشن و پررنگ کنید.

 

او به انجام کارها  و مسئولیت های کوچک موفقیت آمیزتشویق کنید.

 

به این شیوه ها می توانید احساس کارآمدی و رضایت از خودش را در کودکتان ایجاد کنید.

 

 

 

دزدی کودکان

دزدی در کودکان

دزدی کودکان

دزدی کودکان

 

دزدی عملی است که در اجتماعات امروزی ما منع شده است . زشتی این عمل به‌عنوان یک اصل کلی موردپذیرش همه افراد

 

بالغ است .

 

 

ما هیچ‌گونه دلیلی در دست نداریم که کودک به‌طور مادرزاد تمایل یا تنفری نسبت به این عمل داشته باشد.

 

 

در سال‌های اول زندگی کودک هر چیزی را که به دستش برسد می‌خواهد صاحب شود.

 

 

حتی دو سه سال نخست زندگی کودک هم ممکن است بتوان به او یاد داد که به اشیای گران‌بها و خطرناک دست نزند.

 

 

ولی کودک هنوز آماده نیست که بین آنچه مال خودش است آنچه متعلق به دیگران است ، فرق و تفاوت واقعی بگذارد.

 

 

 

در مورد دزدی نیز مانند بسیاری از رفتارها ، کودک شیوه درست انجام یک کار را از این راه فرامی‌گیرد که نخست آن را به شیوه

 

نادرست انجام دهد.

 

بزرگ‌ترین مشکل کودک درزمینهٔ تصاحب اشیایی که متعلق به او نیست ، در سنین پنج‌تا هشت‌سالگی دیده

 

می‌شود.

 

در این سنین کودک به‌شدت مجذوب اشیای براق و زیبا و خوش‌سیمای مادر خود می‌شود.

 

 

همچنین اشیایی که خودش دوست دارد مثل مداد ، پاک‌کن و پول.

 

 

در این سن کودک هنوز به‌اندازه‌ای از رشد و تکامل نرسیده که وسوسه درونی خود(که او را وادار به برداشتن این اشیا می‌کند )

 

جواب رد دهد، حتی اگر بارها این مطلب به او تذکر داده‌شده باشد.

 

 

بنابراین کودک چیزی که مال  او نیست «می‌دزدد» .

 

 

حس تملک در این سن به‌اندازه‌ای ضعیف است که به‌آسانی ممکن است یک‌چیز قیمتی که متعلق به اوست به دیگری بدهد.

 

 

اشیایی که کودک می‌دزدد و شیوه دزدی او تماشایی و جالب است.

 

 

 

دزدی در پنج‌سالگی

 

 

ممکن است سکه 1000ریالی را به سکه 5000 ریالی ترجیح دهد.

 

 

زیرا سکه 1000 ریالی برایش معنی ویژه‌ای دارد.

 

 

 

 

دزدی در شش‌سالگی

 

 

کودک مجذوب و فریفته زیبایی یک شی کم‌بها می‌شود . در برابر دیدگان شما آن را برمی‌دارد و اگر تهمت این کار را به او بزنید ،

 

انکار می‌کند.

 

 

دزدی در هفت‌سالگی

 

 

دل‌بستگی شدید کودک به مداد و مدادپاک‌کن به‌اندازه‌ای زیاد است که می‌خواهد هر چه بیشتر از این اشیا داشته باشد.

 

بنابراین هر چه از این نوع به دستش برسد را برمی‌دارد.

 

 

دزدی در هشت‌سالگی

 

 

در این سن کودک کم‌کم با پول و ارزش آن در خرید اشیا آشنا می‌شود بنابراین پولی که در کشوی آشپزخانه گذاشته‌اید، کودک

 

را وسوسه می‌کند.

 

 

هنگامی‌که دزدی او کشف شود و مورد بازخواست قرار گیرد ، ممکن است بگوید :

 

 

 منظوری نداشتم.

 

 

به‌طور حتم قول خواهد داد که :

 

 

دیگر هرگز چنین کاری نمی‌کنم .

 

 

ولی یک روز دیگر باز همین دزدی را تکرار خواهد شد.

 

 

واکنش والدین

 

 

در این‌گونه موارد واکنش اکثر والدین عصبانی و ناامید شدن است .

 

 

ممکن است گمان کنند که فرزندشان جوان شروری از آب درخواهد آمد، زیرا کودک نه‌تنها دزدی می‌کند بلکه هنگامی‌که

 

دراین‌باره از او پرسیده می‌شود ، دروغ می‌گوید.

 

 

در اغلب موارد دوران این دزدی‌ها به نسبت کوتاه است .

 

 

برای اینکه به کودک کمک کنید تا از این عمل دست بردارد، بهتر است با صبر و حوصله پول و سایر اشیای گران را درجایی

 

بگذارید . در آن را قفل کنید یا به شیوه دیگری از دسترس او درو نگه‌دارید.

 

 

به کودک بگویید این اشیا را درجایی محفوظ نگه می‌دارید تا به خاطر داشته باشد که نباید آن‌ها را بردارد.

 

 

 

به کار بردن یک قفل و کلید ساده در پیش‌گیری از دزدی کودک یا دست‌کم حفظ اشیا ،از هر نوع موعظه و نصیحت

 

و مجازاتی مؤثرتر است.

 

علل دزدی  

اگر دزدی کودک بعد از هشت‌سالگی هم ادامه داشته باشد، ممکن است به علل زیر باشد که باید موردتوجه قرار گیرد.

 

  • ممکن است این کودک ازنظر درک دستور کلی اخلاقی و پیروی از آن‌ها نارس باشد.(بسیاری از کودکان شرور دراین

 

گروه قرار دارند).

 

 

در این صورت باید با کودکان چنان رفتار کرد که گویی کوچک‌تر است. (در ادامه در بخش راهکار توضیح داده خواهد شد.)

 

  • ممکن است پول‌توجیبی نداشته و یا پول‌توجیبی او کم‌تر از مخارج واقعی روزانه او باشد.

 

  • ممکن است دزدی نشانه آن باشد که :

 

عیب و نقص بزرگی در کودک وجود دارد.

 

 

واقعاً در زندگی خود چیزی را ندارد و کمبودهایی دارد.

 

 

برخی از روانشناسان و روان‌پزشکان معتقدند کودک دزدی می‌کند تا به این وسیله محبت یا دیگر عوامل ارضاکننده را که از آن‌ها

 

محروم است ، جبران نماید.

 

 

به این موضوع توجه داشته باشید که در صورت نیاز و احساس این مشکل به سراغ متخصص بروید.

 

 

ولی به‌هرحال ، در مواردی که یک‌راه حل ساده وجود دارد ، نیاز به استفاده از راه‌های پیچیده‌تر نیست.

 

 

یعنی برای پی بردن به علت دزدی کودک ، دنبال دلایل عمیق و تدابیر پیچیده و بغرنج نروید مگر اینکه مطمئن شوید که تدابیر

 

ساده کافی نیست.

 

 

در بیشتر دزدی‌های کوچک کودکان، نشان دادن یک نمونه خوب ، اخطار صحیح و پیش‌گیری و تنبیه معتدل ( مثل وادار کردن

 

 

کودک به این‌که پول دزدیده‌شده را از پول‌توجیبی خودش بپردازد) مثل را برطرف می‌سازد.

 

 

 

برخورد صحیح با دزدی کودک چیست؟

 

 

اگر کودک اشیایی را از میز یا دفتر کار پدرش برمی‌دارد :

 

 

یک کشو در اختیار او بگذارید تا بتواند اشیای خود را در آن نگاه دارد.

 

 

سعی کنید که کشوی او جالب باشد و گاهی نیز بدون آگاهی او ، از قبل اشیایی را در کشوی او بگذارید.

 

 

اگر کودک به اشیای دوستانش دست‌درازی می‌کند:

 

 

باید مادران دیگر را نیز از قضیه آگاه سازید تا آن‌ها هم مواظب کودک باشند.

 

 

اشیای گران‌بهای خود را درجایی که قفل دارد نگه‌دارند.

 

 

 

اگر با همه این تدابیر می‌بینید که کودک پول یا اشیایی را از منزل همسایگان به خانه می‌آورد:

 

 

باید او را وادار سازید و به او کمک کنید تا آن‌ها را به‌جای اصلی‌شان برگرداند.

 

 

ممکن است این کار برای او دشوار باشد و لازم شود که خودتان به‌جای او این اشیا را برگردانید.

 

همین احساس گناه که کودک نسبت به عمل خود نشان می‌دهد بیان‌گر آن است که نیروی درونی جدید در او پدید آمده که

 

باکارهای خارجی او ارتباط دارد که شانس تکرار این کار را در آینده کاهش خواهد داد.

 

 

 

دزدی‌های کوچک در مدرسه، در کلاس‌های ابتدایی ، به‌ویژه کلاس دوم تااندازه‌ای شایع است که برخی معلمان در پایان هر

 

درس ، مقداری  وقت صرف «جیب خالی کردن » کودکان می‌کنند.

 

 

جالب است بدانید که شمار اشیایی مانند مداد و مدادپاک‌کن که از جیب کودکان بیرون می‌ریزد و متعلق به خودشان نیست ،

 

شگفت‌آور است.

 

 

به‌هرحال هنگامی‌که کودک اشیایی را در خانه ، منزل همسایه یا فروشگاه برمی‌دارد و در جیب خود می‌گذارد، در این موارد باید

 

به‌گونه‌ای جدی عدم رضایت خود را نسبت به این کار به او نشان دهید.

 

 

فراموش نکنید پیش‌گیری از این کار کودک اثربخش‌تر از سرزنش و تنبیه است.

 

 

 مهم‌ترین نکته

 

 

والدین عزیز به یاد داشته باشید زمانی که شاهد دزدی کودک خود می‌شوید زیاد مضطرب ، آزرده‌خاطر و شگفت‌زده و ناامید

 

نشوید.

 

 

با برخورد صحیح و براثر تربیت ، باوجود وسوسه درونی و فرصت‌هایی که برای دزدی کردن دارند، کم‌کم یاد می‌گیرند که از قوانین

 

 

تربیتی و اجتماعی ما در مورد مالکیت شخصی پیروی کنند.

 

 

 

نیاز کودک

نیازهای اساسی کودک

نیاز کودک 

 

 

 

16 نیاز اساسی کودک

 

برای  ازبین بردن رفتار بد در کودکمان، باید علت ریشه ای رفتار را  پیدا کنیم.

 

از بین بردن علت ریشه ای رفتار نامناسب اغلب این رفتار را از بین می برد!

 

دلیل یا عامل برانگیزاننده رفتاری که ما را آزار می دهد (خشم، غبطه، اختلاف بین برادر و خواهر و غیره …) به سادگی یک نیاز

 

برآورده نشده است.

 

بچه ها مثل ما هستند: زمانی که یکی از نیازهای اساسی آنها برآورده نشود ، ناخشنود هستند.

 

 

تفاوت اینجاست که آنها هنوز مشکل زیادی در مدیریت این ناامیدی دارند.

 

گوش دادن به فرزندتان و دانستن نیازهای اساسی آنان به شما کمک می کند تا شرایط بسیاری را حل کنید.

 

 برآورده  شدن نیاز ها = رفتار مناسب

 

معادله ساده است:

 

یک کودک که نیازهایش برآورده  نمی شود، با استفاده از روش های دیگر سعی در برطرف کردن نیازش دارد.

 

 

اغلب با رفتارهای نامناسب (گریه، خشم، فریاد، و غیره)،  سعی در برطرف کردن نیازهایش دارد.

 

 

برعکس، کودکی که  نیازهایش  برآورده  شده است ،احساس خوبی در درون خود دارد.

 

رفتارهای متناسب بیشتری را بروز می دهد . بسیار راحت تر همکاری می کند.

 

شناخت نیازهای فرزندان و آگاه بودن از نیازهای خودمان

 

دانستن نیازهای اساسی  فرزندتان در شناسایی بهتر نیازهای برآورده شده  به شما کمک خواهد کرد.

 

از  طرف دیگر با دانستن نیازهای کودک  می توانید از متوسل شدن او به استفاده از رفتارهای ناراحت کننده یا غیر قابل قبول

 

اجتناب کنید.

 

 

اما قبل از آن، مهم است که توجه داشته باشیم که  اغلب ما به عنوان یک پدر و مادر، ناخودآگاه نیازهای برآورده نشده خود را به

 

فرزندانمان تحویل می دهیم.

 

 

به عنوان مثال اگر منبع عشق در شما به ندرت پر شده است ، فرزندتان نیز در پرکردن این منبع به طور صحیح  با مشکل مواجه

 

خواهد شد . در چنین شرایطی ابراز عشق و بیان آن برایش سخت خواهد بود.

 

 

قبل از اینکه امیدوار باشیم نتیجه ای را در مورد فرزندمان کسب کنیم ،آشنایی با زخم ها وکاستی های خودمان و تلاش برای

 

بهبود بخشیدن به خودمان اجتناب ناپذیر است.

 

پاسخ دادن به نیازها به معنای «کامل در اختیار کودک بودن نیست»

 

علاوه بر این، پاسخ به نیازهای کودک به معنای این نیست که  دیگر به شما احترام نگذارد!

 

مهم است که  کودک شما بداند که شما هم نیازهایی دارید.

 

 

او به طور کامل قادر به درک آن است . کم کم یاد می گیرد که به نیازهای شما احترام بگذارد.

 

هنگامی که شما از سرکار به خانه می آیید و به آرامش نیاز دارید، می توانید به کودک خود توضیح دهید که قبل از بازی کردن با

 

او ، می خواهید 15 دقیقه استراحت کنید.

 

مواظب باشید ،نیاز و خواسته را باهم قاطی نکنید

 

تامین نیازهای فرزند شما به معنای «تسلیم شدن در برابر همه خواسته هایش نیست ».

 

خواسته  ها ، روش هایی  برای برآورده ساختن نیازها هستند … و فرزندان ما بسیار تخیلی هستند.

 

خواسته هایشان به اندازه تصورات و خیالاتشان هست!

 

اغلب این خواسته ها به سادگی امکان قابل اجرا نیستند یا برای ما خوشایند نیستند.

 

 

بنابراین مهم است که  نیاز برطرف نشده پنهان در پشت خواسته را کشف کنیم، تا بتوانیم برای رفع نیازهایش جایگزین های

 

معقول ارائه دهیم.

 

 

به عنوان مثال:

 

اغلب، اردلان قبل از شام درخواست کیک می کند.

 

 

“خواسته”  او کیک  است اما نیاز برآورده نشده او به سادگی “گرسنگی”  است .(گاهی اوقات  برای کودک دشوار است تا زمان

 

شام صبرکند).

 

 

با توجه به اینکه ما نمی خواهیم قبل از شام به کودک  شیرینی جات بدهیم ، عموما پیشنهاد یک قطعه نان به او می دهیم .

 

او می پذیرد و درخواست کیک را فراموش می کند.

 

 

16 نیاز اساسی

 

نیازهای پایه ای

 

  • نیاز به امنیت

از طریق ممنوعیت ها، محرومیت ها ، محدودیت ها، قواعدی است که ما به وسیله آن به  کودک احساس امنیت می دهیم.

 

همچنین  پایه های خوبی برای اجتماعی شدن هستند.

 

  • نیاز به ثبات

 

برنامه های ثابت، برنامه های منظم، فضای آرام در خانه و پاسخ های سازگار.

 

  • نیاز به نوشیدن و خوردن

 

رژیم غذایی نقش مهمی در ایجاد روابط عاطفی، به ویژه در ماه های اول شیردهی دارد.

 

 

بعدها، هنگامی که کودک احساس نیاز به خوردن با دست خود را می کند، مهم است که  به او اجازه انجام این کار را بدهید.

 

 

زیرا به نیاز به اکتشاف  در کودک پاسخ می دهد. به او اجازه می دهد حس لامسه اش را توسعه دهد … همچنین برای او یک

 

منبع لذت است.

 

 

  • نیاز به خواب

 

به نیاز کودک به خواب و الگوی خواب او توجه کنید.

 

 

هنگامی که ریتم خواب کودک ( الگوی خواب ) بهم می ریزد،  اختلال عصبی ،اختلالات رفتاری ناگزیر و اختلالات رشدی ایجاد

 

می شود.

 

 

ارتباط بین خواب و ترشح هورمون رشد ثابت شده است. خواب خوب اجازه می دهد تا کودک رشد خوبی داشته باشد!

 

 

کودکان  هم مانند بزرگسالان می توانند پرخواب یا کم خواب باشند. نیازهای خواب متغیر هستند .

 

اما در اینجا برخی از معیارها وجود دارد!

 

نوزادان: 20 ساعت

 

 

1 تا 3 سال: 15 ساعت (12 ساعت در شب + 3 ساعت روز)

 

 

3 تا 6 سال: 12 ساعت (10 ساعت در شب + 2 ساعت روز)

 

 

حدود 10 سال: 10 ساعت

 

 

نوجوان: 8 یا 9 ساعت

 

 

بزرگسالان: 7 تا 8 ساعت

 

 

 

  • نیاز به تمیز بودن

 

شیوه های بهداشت شخصی (تغییر، حمام، مسواک زدن و غیره …)  سلامتی، راحتی و آرامش بدنی کودک را تضمین می کند.

 

 

شیوه های بهداشت شخصی  اولین امتیازات را به آنها می دهد. (زمانی که  برای آنها به عنوان «یک روتین» روزانه قرار بگیرد)

 

به کودک اکتشافات زیادی (آب، صابون، حباب، داغ، سرد و غیره) ارائه می دهد.

 

  • نیاز به برقراری ارتباط

 

این نیاز از بدو تولد و یا حتی قبل از آن وجود دارد.

 

  • نیاز به احترام به الگوی رشدی شان

 

انتظارات ما باید واقع بینانه باشد.

 

 

یعنی بسته به مرحله رشد روانی / حرکتی ، عاطفی و اجتماعی  کودک باشد.

 

 

 

  • نیاز به یادگیری و بازی (یادگیری از طریق بازی)

 

نقش ما به عنوان یک پدر و مادر بیشتر ، ایجاد تمایل در کودک برای یادگیری با فراهم کردن یک محیط مطلوب برای اوست.

 

 

برای هدایت کودک به یا دگیری ، فعالیت ها یا بازی های مورد نظر خود را به او تحمیل نکنید.

 

 

فضا، اسباب و وسایل (بازی ها، اسباب بازی ها و غیره) که به نیازها وقابلیت های  سازگار با آن لحظه  کودک است را فراهم

 

 

کنید.( یعنی اینکه بازی یا اسباب بازی که کودک آن لحظه می خواهد).

 

 

 

  • نیاز به کشف، جستجو، آزمایش، مشاهده

 

کودک برای اینکه بتواند اقدامات و فعالیت هایش را کنترل کند ، نیاز دارد  در جایی که زندگی می کند محیطی را به خود

 

اختصاص دهد. (داشتن اتاق شخصی)

 

 

  • نیاز به لذت

 

برای انجام کارها ، یادگیری و از خواب بیدارشدن ، کودک باید “تمایل به انجام داشته باشد”.

 

  • نیاز به خروج

 

بیرون رفتن از منزل، گردش (پیاده ، با یک کالسکه خوب برای بچه های کوچک، دوچرخه سواری با بزرگترها و غیره) برای کودک

 

مفید است.

 

 

گردش، هوا و خورشید را که کودک برای  سالم بودن به آن نیاز دارد تامین   میکند.(اکسیژنیزاسیون سیستم دفاعی بدن را

 

 

تقویت می کند و اشتها و خواب  کودک را تسهیل می کند.)

 

 

به ویژه به او فرصت  شناخت دنیای های متفاوت ، مکان های دیگر، افراد دیگر، کودکان دیگر و غیره را می دهد.

 

 

نیازهای عاطفی

 

 

  • نیاز به دوست داشته شدن

 

دوست داشته شدن  بدون قید و شرط، برای آنچه که هست.

 

 

  • نیاز به توجه

 

کودک باید بداند که ما به او گوش می دهیم و خوب بودن حال او برای ما مهم است.

 

 

  • نیاز به تایید و تشویق شدن

 

برای نقاط مثبت و قوت نیاز به مورد تحسین قرار گرفتن دارد.

 

  • نیاز به احترام

 

نیاز به احترام  به طبیعت کودک ، شخصیت او ،  ذائقه اش ، میل  به انجام یا عدم انجام، توانایی های فردی اش و…

 

 

  • نیاز به حمایت

 

پشتیبانی، تشویق، تعریف (توصیفی)، آدابی که به کودک کمک می کند تا از مراحل خاصی عبور کند ،مانند: جدایی، از پوشک

 

گرفتن کودک ،  تولد یک برادر کوچک یا خواهر کوچک و غیره…

 

 

برای رسیدن به نتیجه، توجه داشته باشید که :

 

 

از  لحظه ای که  تصمیم می گیریم  اهمیت  بیشتری را برای رابطه، سلامتی و گوش دادن به نیازهای دیگران  قائل شویم،

 

برآوردن همه این نیازها  آسان تر  است.