انواع بازی و اسباب‌بازی

بازی و اسباب بازی

انواع بازی و اسباب‌بازی و فواید آن برای کودکان

بازی یکی  از ضروری‌ترین بخش‌های تعلیم و تربیت کودکان است.

 

فعالیتی است که تأثیر بسزایی در رشد همه‌جانبه کودک دارد.

 

بازی ازجمله مهم‌ترین و اساسی‌ترین عوامل و فاکتورهای رشد روانی ، ذهنی ، جسمانی و عقلانی کودکان است.

 

یقیناً تجارب و آگاهی‌هایی که کودک از بازی به دست می‌آورد، می‌تواند بهترین راهکار برای رشد او محسوب شود.

 

درواقع وقتی کودکان باهم و کنار هم‌بازی می‌کنند از هم یاد می‌گیرند.

 

بازی باعث می‌شود کودکان درباره خودشان و دنیای اطرافشان شناخت به دست آورند. به آن‌ها اجازه کشف کردن ، تجربه کردن

 

، خلق کردن ، بیان افکار و اندیشه‌ها ، رشد ماهیچه‌ها ، توسعه مهارت‌های کلامی ، برقراری ارتباط با دیگران ، آشنایی با

 

مقررات و قوانین ، تخیل ، شاد بودن و…را می‌دهد.

 

مثلاً در بازی وانمودی ، از زبان استفاده می‌شود و این بازی درزمینهٔ اجتماعی رخ می‌دهد. بسیاری از مطالعات نشان داده‌اند که

 

این توانایی‌های زبانی و اجتماعی در موفقیت تحصیلی  در مدرسه بسیار مؤثر هستند.

 

انواع بازی‌ها و فوایدشان

 

خانه‌سازی قدرت ریاضی را افزایش می‌دهد؟

 

این جمله شاید به‌طورکلی درست نباشد اما باید بگوییم که طبق گزارش‌ دانشمندان ،گروهی از آن‌ها تعدادی از کودکان را از

 

سنین کودکی زیر نظر داشتند و متوجه شدند که کودکانی که در بچگی به این بازی مشغول بوده‌اند در سنین بالا مسائل

 

ریاضی را بهتر انجام می‌دادند.

 

همچنین این کودکان بهتر از دیگران می‌توانند از پس مشکلات برآیند.

 

بازی‌های تخته‌ای

 

این بازی‌ها می‌توانند بسیار به کودکان شما کمک کند. از این بازی‌ها می‌توان به مارپله ، منچ یا هر بازی تخته‌ای دیگر اشاره

 

کرد.

 

این بازی‌ها می‌توانند به فرزند شما مباحث پایه‌ای ریاضی مانند شمارش را یاد بدهند.

 

همچنین این بازی‌ها میزان قدرت تصمیم‌گیری و رعایت نوبت را افزایش می‌دهند.

بازی

بازی خارج از خانه

 

تلویزیون و کامپیوتر و وسایلی از این قبیل کودکان را در خانه نگه می‌دارد، اما باید آگاه باشیم که بسیاری از فرصت‌های آموزشی

 

در خارج از خانه وجود دارد.

 

اجازه بدهید تا فرزندانتان در خارج از خانه به بازی بپردازند.

 

این کار باعث افزایش سطح فرهنگی آن‌ها می‌شود. همچنین باعث می‌شود تا در شرایط سخت به ذهن خود فشار آورند تا

 

بتوانند یک تصمیم درست بگیرند.

 

بازی‌های اکتشافی

 

در این نوع بازی کودک به کندوکاو می‌پردازد و فرصت‌هایی برای تجربه کردن و آزمایش می‌یابد.

 

اندازه‌ها ، تفاوت‌ها ، شباهت‌ها ، رنگ‌ها ، شکل و فرم، مفاهیم فضایی(پر، خالی، داخل ، خارج و…) را از طریق استفاده از

 

وسایل گوناگون (شن ، ماسه ، خاک ، آب و…) می‌آموزد.

 

 

بازی‌های حرکتی (فعال)

 

در این نوع بازی‌ها کودک فعالانه جست‌وخیز می‌کند، می‌دود، بالا و پایین می‌پرد،توپ‌بازی می‌کند.

 

به این شیوه‌ها انرژی‌اش را تخلیه می‌کند . مهارت‌های بدنی‌اش را ارتقا می‌دهد.

 

بازی در فضای باز ، فرصت شناخت باد، حشرات ، سایه‌ها ، ابرها را به کودک می‌دهد .

 

او در حین این بازی‌ها ، با نکات ایمنی آشنا می‌شود و یاد می‌گیرد از خودش مراقبت کند.

 

 

بازی‌های خلاقانه

 

در این نوع بازی‌ها کودک به بیان افکار و ایده‌هایش می‌پردازد و احساس می‌کند چیز تازه‌ای ساخته است.

 

مثلاً وقتی با لگوها شکلی یا شی‌ء می‌سازد، نکات بسیاری را در مورد اندازه ، شکل، ماهیت و تعادل می‌آموزد.

 

وقتی طرحی را با خمیر یا گل رس خلق می‌کند و آن را شرح می‌دهد، درواقع به بیان افکار و ایده‌هایش پرداخته است.

 

بازی‌های تخیلی

 

دربازی‌های تخیلی و یا نمایشی ، کودک خودش را به‌جای فرد دیگر و یا حیوانی تصور می‌کند.

 

او نقش پدر، مادر،معلم و … را بازی و از آن تقلید می‌کند.

 

تقلید کردن از الگوهای رفتاری دیگران ، به کودک کمک می‌کند چگونگی رفتار دیگران را با وضوح بیشتری درک کند.

 

این نوع بازی‌ها درواقع راه‌هایی هستند تا کودک بسیاری از عواطف(ترس، خشم ،…) خود را بشناسد و بتواند به‌مرور آن‌ها را

 

کنترل کند.

 

همچنین بسیاری از آرزوها و تمایلات کودک ، از طریق بازی‌های نمایشی محقق شوند.

 

بازی‌های گروهی

 

در این بازی‌ها ، کودکان مشارکت و همکاری ، پاره‌ای از قوانین و مقررات ، رعایت نوبت و…را می‌آموزند .

 

بسیاری از رفتارهای ضداجتماعی مثل تقلب کردن ، گوشه‌گیری ، انزواطلبی و فقدان روابط دوستانه را می‌شناسند.

 

آن‌ها با یکدیگر دعوا می‌کنند و در حین همین مشاجرات ، از عکس‌العمل‌های یکدیگر می‌آموزند.


 

 

کودک واسباب بازی

کودک واسباب بازی

کودک و اسباب بازی

کودک و اسباب بازی

 

گاهی پدران و مادران پافشاری می‌کنند بدانند چه نوع اسباب‌بازی‌هایی را برای کودک خود فراهم کنند که مناسب سن او باشد.

 

گاه والدین با خرید بی‌رویه اسباب‌بازی‌های پیچیده الکترونیکی و گران‌قیمت و زیاده‌روی در خرید، سعی در ایجاد رضایت در

 

کودکشان دارند.

 

گاه والدین با خرید بی‌رویه اسباب‌بازی برای فرزندشان سعی در جبران کمبودهای دوران کودکی خوددارند.

 

گاه پدر و مادرانی با باور داشتن به بیهوده و اضافی بودن این وسایل از خرید آن خودداری  می‌کنند. این دسته از والدین  کودک

 

خود را از همان سنین پیش‌دبستانی به آموزش مطالبی وامی‌دارند که از دیدشان برای آن‌ها مفید و آینده‌ساز است.

 

 

کنجکاوی و شیطنت کودک یکی از اساسی‌ترین شرایط پرورش و جزء سلامتی اوست.

 

 

کودکی که بازی و شیطنت نکند بیمار است.

 

 

پرورش نیروی آفرینندگی

 

پرورش نیروی آفرینندگی و خلاقیت و حل مسئله در کودکان به پرورش حواس پنج‌گانه آن‌ها بستگی دارد.

 

کودک باید بتواند هر چه بیشتر حواس پنج‌گانه خود را به کار اندازد و به کمک آن‌ها از دنیای اطراف خودآگاهی‌های بیشتری به

 

دست آورد.

 

 

اینجاست که نقش اسباب‌بازی به‌عنوان یک عامل بسیار مهم در  پرورش شخصیت و خلاقیت کودک اهمیت اساسی پیدا

 

می‌کند.

 

بهترین اسباب‌بازی‌ها

 

بهترین وسایل بازی برای کودک لزوماً اسباب‌بازی‌های گران‌قیمت نیست.

 

صرف فشار یک دکمه و حرکت اسباب‌بازی و تماشای کودک ، اجازه تفکر خلاق و دست‌کاری را از او می‌گیرد.

 

بهترین وسایل بازی وسایلی هستند که شکل و اندازه‌ی از پیش تعیین‌شده‌ای ندارند.

 

کودک خود می‌تواند به هرگونه که مایل است، آن‌ها را شکل بدهد و آنچه به ذهنش می‌رسد با آن بسازد.

 

موادی که ماهیت آزاد و انعطاف‌پذیر دارند،ضمن آنکه کودک را در کشف مطالب جدید یاری می‌دهد ، درزمینهٔ ی تخلیه هیجان‌ها

 

نیز به او کمک می‌کند.

 

موادی مانند خمیر مجسمه، گل رس ،شن و ماسه ، نخ و مهره ، کاغذ و قیچی ، چسب، تکه‌های پارچه  و …

 

در میان اسباب‌بازی‌ها ، عروسک و حیوانات جای خاصی دارد .

 

این دسته اسباب بازی ها به زندگی واقعی نزدیک‌تر بوده ومی‌تواند «نیاز به بیان خویشتن » را در روابط کودک و عروسک جلوه‌گر

 

 

سازد.

 

 

بسیاری از والدین دیده‌اند که فرزندشان دقایقی را با عروسک خود خلوت کرده و در نقش مادر، معلم، پزشک ، خواهر آدم بد،

 

آدم خوب ، فرشته و… با او سخن می‌گوید.  او را تشویق یا تنبیه می‌کند . آموزش می‌دهد .  معاینه می‌کند . آمپول تزریق

 

می‌کند .

 

همه این ارتباطات با عروسک، هم افزایش‌دهنده توانایی و خویشتن پنداری مثبت در کودک و هم کاهش‌دهنده ترس و

 

حسادت‌ها و کینه‌های او می‌شود.

 

 

بازی با پدر و مادر و خواهر و برادر و داشتن تحرک و پرسش و پافشاری در پیروی یا کنترل و برنامه‌ریزی در بازی ، همگی از

 

عوامل رشد شناختی –عاطفی کودک است.

 

 

پدر و مادر تا پیش از سن مدرسه باید به‌گونه‌ای زمان کافی را برای کودک قرار دهند.

 

در هر سنی ، مناسب با شرایط و خواست فرزند خود شرایط مناسب و فضای لازم را پدیدآورید.

 

از دخالت در کار یا منع او به بهانه‌هایی مانند ریخت‌وپاش و کثیف کاری وبی‌نظمی خودداری کنید.

 

 

هر چه سن کودک افزایش می‌یابد ، نیازش به اسباب‌بازی کمتر شده و از راه روابط و بازی‌های گروهی به برآوردن نیازهای خود

 

می‌پردازد .

با افزایش سن تمایل به بازی با همسالان در کودک افزایش می‌یابد .

 

بنابراین طبیعی است که بستر مناسب برای این‌گونه فعالیت‌ها را برای فرزند خود آماده کنید .

 

به یاد داشته باشید که خود نیز در هر سنی نیاز به‌نوعی تفریح یا سرگرمی دارید که ادامه همان نیاز به بازی است .

 

 

این نیاز به بازی ممکن است در قالب ورزش ، هنر،مطالعه و یا دیگر سرگرمی‌های اوقات فراغت جلوه‌گر شود.

 

درنتیجه نیاز به بازی  علاوه بر لذت موجب احساس آرامش و هم‌چنین به اوج رسیدن و بالندگی در آن‌ها می شود.

 

از این راه نیز به احساس خود شکوفایی دست مییابند.

 

 

خلاصه اینکه در نگاه به گذشته ، همه ما ممکن است در رابطه با فرزندمان احساس کمبود یا نقص کنیم و به دنبال این باشیم

 

که علاوه بر جبران کمبودهای دوران کودکی خویش، نقص ارتباط خود را با فرزندانمان نیز جبران کنیم.

 

 

 

دایان لومان می‌گوید:

 

 

اگر فرصت داشتم دوباره کودکم را بزرگ کنم به‌جای آنکه انگشت اشاره‌ام را به‌طرف او بگیرم.

 

 

در کنارش انگشت‌هایم را در رنگ فرومی‌بردم و نقاشی می‌کردم.

 

 

اگر فرصت داشتم دوباره کودکم را بزرگ کنم.

 

به‌جای غلط‌گیری به فکر ایجاد ارتباط بیش‌تر می‌بودم.

 

 

بیش از آن‌که به ساعتم نگاه کنم به او نگاه می‌کردم.

 

 

کوشش می‌کردم درباره‌اش کمتر بدانم اما بیشتر به او توجه کنم.

 

 

به‌جای اصول راه رفتن ، اصول پرواز کردن و دویدن را با او تمرین می‌کردم.

 

 

از جدی بازی کردن دست برمی‌داشتم و بازی را جدی می‌گرفتم.

 

 

در مزارع بیشتری می‌دویدم و به ستارگان بیشتری خیره می‌شدم .

 

 

بیشتر در آغوش می‌گرفتمش و کم‌تر او را به‌زور می‌کشیدم.

 

 

نخست احترام به خود را در او می‌ساختم و بعد خانه و کاشانه را.

 

 

و بیش‌تر از آنکه عشق به قدرت را یادش دهم قدرت عشق را یادش می‌دادم.

 

 

 

 

حسادت

حسادت در کودکان

حسادت

حسادت در کودکان

 

حسادت یکی از شایع ترین واکنش هایی است که اغلب در کودکان و نوجوانان مشاهده می شود.

 

همیشه هنگامی بروز می کند که رقابت  و هم چشمی مطرح باشد.

 

مسئله حسادت کودک در برابر خواهر یا برادر نو رسیده امری کم و بیش قابل پیش بینی است.

 

گرچه برخی از آن ناراحت می شوند ولی به طور معمول خطرناک نیست.

 

حسادت ، واکنش تضادها و کشمکش های نا شناخته و مهمی است که از دوران کودکی در شخص پدید آمده ،باقی می ماند

 

و از لحاظ اجتماعی برای شخص دارای اهمیت است.

 

علاوه بر به وجود آوردن خشم و تنفر و احساس خود کم بینی در کودک ، باعث می شود که درسنین بالاتر شخص تماس خود را

 

با محیط و افراد اجتماع از دست بدهد و تنها بماند.

 

حسادت اغلب با ترس درونی و خشم توام است.

 

نشانه های حسادت

 

نشانه های حسادت و همچنین درجات آن بسیار فراوان است.

 

ممکن است کودک انتظار توجه زیادی از طرف مادر داشته باشد.

 

برای مثال هنگامی که برادر یا خواهرش مورد توجه قرار می گیرد،شیطنت نماید.

 

از مادرش بخواهدکه یک اسباب بازی مانند آنچه برای خواهر یا برادرش خریده است برای او هم  بخرد.

 

بسیاری از جنگ و ستیزهای خواهر و برادر در منزل به دلیل حسادت است . ولی باید بدانید که برخی از این مشاجرات اصولا

 

عامل محرکی ندارد و یک امر غریزی است.

 

نحوه برخورد با حسادت در کودکان

 

هنگام برخورد با حسادت در کودکان می توانید کارهای زیر را انجام دهید:

 

قبل از هرچیز جوانب امر را دقیق بررسی کنید . مبادا ندانسته به این آتش دامن بزنید .

 

به آسانی ممکن است که فرزند دلبسته خود را و یا فرزندی که از دیگران فرمان بردارتر است و به شما کمک می کند را مورد

 

ستایش بیش از حد قرار دهید و در برابر سایر فرزندان تان این دلبستگی و رضایت را آشکار کنید.

 

گاهی اوقات مقایسه یک فرزند با دیگر فرزندان و ستایش از او ندانسته و نا خواسته صورت می گیرد . به اصطلاح از دهان والدین

 

می پرد.

 

اما متاسفانه بعضی از والدین به عمد این روش را به کار می برند.

 

مثلا می گویند:

 

توباید ازاین رفتارت خجالت بکشی ، ببین خواهرت چقدر کارهایش را خوب انجام می دهد. به ما هم کمک می کند.

 

این بیان باعث بیزاری کودک از خواهر یا برادری میشود که شما ستایشش می کنید.

 

باید توجه داشت اگر چه همه فرزندان یکسان نیستند، ولی باید سعی کنید که به فرزند فرمان بردارتر و سربه راه تر ویاجذاب تر

 

خود احساسی برتری و امتیاز ندهید.

 

کوشش کنید از یک فرزند خود زیاد ستایش نکنید هرچند شایسته این ستایش باشد.

 

دست کم این رضایت خود را در برابر فرزند دیگری که کمتر از او قابل ستایش است نشان ندهید.

 

اغلب اوقات ممکن است کودکی از خانواده شما که کمتر از همه شایستگی ستایش را دارد، بیش از دیگران  به آن نیاز داشته

 

باشد. بنابراین باید از او تعریف کرد.

 

هنگامی که یکی از فرزندانتان احساس حسادت می کند و ناراحت است، مهم ترین گام مثبت ومفیدی که می توان برداشت

 

این است که :

 

بتواند نکات مثبت و جالبی درخودش پیدا کند و از آن ها احساس رضایت نماید.

 

 

برای رسیدن به این هدف نیاز است که :

 

مدتی با او تنها باشید.

 

او را به این باور برسانید که که دوستش دارید وبرایش ارزش قائل هستید.

 

رضایت او را از خودش نیز تقویت نمایید.

 

اگر دوست و رفیقی ندارد ، کوشش کنید برایش پیدا کنید.

 

به او کمک کنید تا تفریحاتی داشته باشد که بتواند از آن لذت ببرد و کارهایش را با پیروزی و کامیابی انجام دهد.

 

به طور معمول اگر کودک از روی اطمینان و به شیوه شایسته ای وظایف خود را انجام دهد، خیلی کم تر احساس حسادت می

 

کند.

 

در حقیقت کودک حسود احساس می کند هیچ کس او را دوست نداشته وهرگز نیز دوست  داشته نخواهد شد.

 

حسادت سرچشمه ای غریزی دارد . خفه کردن آن فقط سبب می شود که این غریزه پنهان شده و زیر سرپوش بماند و به مغز و

 

فکر کودک آسیب رساند.

 

بنابراین باید آن را بیرون آورد و با صراحت و صداقت درباره آن عمل کرد.

 

با توجه منطقی به خواسته های فرزندی که حسادت دارد وتوجه به نکات مثبت هرچند کوچک او می توان خودباوری مثبت را در

 

او تقویت کرد.

 

نکات منفی کودک را نادیده بگیرید.

 

توانایی هایش را روشن و پررنگ کنید.

 

او به انجام کارها  و مسئولیت های کوچک موفقیت آمیزتشویق کنید.

 

به این شیوه ها می توانید احساس کارآمدی و رضایت از خودش را در کودکتان ایجاد کنید.

 

 

 

دزدی کودکان

دزدی در کودکان

دزدی کودکان

دزدی کودکان

 

دزدی عملی است که در اجتماعات امروزی ما منع شده است . زشتی این عمل به‌عنوان یک اصل کلی موردپذیرش همه افراد

 

بالغ است .

 

 

ما هیچ‌گونه دلیلی در دست نداریم که کودک به‌طور مادرزاد تمایل یا تنفری نسبت به این عمل داشته باشد.

 

 

در سال‌های اول زندگی کودک هر چیزی را که به دستش برسد می‌خواهد صاحب شود.

 

 

حتی دو سه سال نخست زندگی کودک هم ممکن است بتوان به او یاد داد که به اشیای گران‌بها و خطرناک دست نزند.

 

 

ولی کودک هنوز آماده نیست که بین آنچه مال خودش است آنچه متعلق به دیگران است ، فرق و تفاوت واقعی بگذارد.

 

 

 

در مورد دزدی نیز مانند بسیاری از رفتارها ، کودک شیوه درست انجام یک کار را از این راه فرامی‌گیرد که نخست آن را به شیوه

 

نادرست انجام دهد.

 

بزرگ‌ترین مشکل کودک درزمینهٔ تصاحب اشیایی که متعلق به او نیست ، در سنین پنج‌تا هشت‌سالگی دیده

 

می‌شود.

 

در این سنین کودک به‌شدت مجذوب اشیای براق و زیبا و خوش‌سیمای مادر خود می‌شود.

 

 

همچنین اشیایی که خودش دوست دارد مثل مداد ، پاک‌کن و پول.

 

 

در این سن کودک هنوز به‌اندازه‌ای از رشد و تکامل نرسیده که وسوسه درونی خود(که او را وادار به برداشتن این اشیا می‌کند )

 

جواب رد دهد، حتی اگر بارها این مطلب به او تذکر داده‌شده باشد.

 

 

بنابراین کودک چیزی که مال  او نیست «می‌دزدد» .

 

 

حس تملک در این سن به‌اندازه‌ای ضعیف است که به‌آسانی ممکن است یک‌چیز قیمتی که متعلق به اوست به دیگری بدهد.

 

 

اشیایی که کودک می‌دزدد و شیوه دزدی او تماشایی و جالب است.

 

 

 

دزدی در پنج‌سالگی

 

 

ممکن است سکه 1000ریالی را به سکه 5000 ریالی ترجیح دهد.

 

 

زیرا سکه 1000 ریالی برایش معنی ویژه‌ای دارد.

 

 

 

 

دزدی در شش‌سالگی

 

 

کودک مجذوب و فریفته زیبایی یک شی کم‌بها می‌شود . در برابر دیدگان شما آن را برمی‌دارد و اگر تهمت این کار را به او بزنید ،

 

انکار می‌کند.

 

 

دزدی در هفت‌سالگی

 

 

دل‌بستگی شدید کودک به مداد و مدادپاک‌کن به‌اندازه‌ای زیاد است که می‌خواهد هر چه بیشتر از این اشیا داشته باشد.

 

بنابراین هر چه از این نوع به دستش برسد را برمی‌دارد.

 

 

دزدی در هشت‌سالگی

 

 

در این سن کودک کم‌کم با پول و ارزش آن در خرید اشیا آشنا می‌شود بنابراین پولی که در کشوی آشپزخانه گذاشته‌اید، کودک

 

را وسوسه می‌کند.

 

 

هنگامی‌که دزدی او کشف شود و مورد بازخواست قرار گیرد ، ممکن است بگوید :

 

 

 منظوری نداشتم.

 

 

به‌طور حتم قول خواهد داد که :

 

 

دیگر هرگز چنین کاری نمی‌کنم .

 

 

ولی یک روز دیگر باز همین دزدی را تکرار خواهد شد.

 

 

واکنش والدین

 

 

در این‌گونه موارد واکنش اکثر والدین عصبانی و ناامید شدن است .

 

 

ممکن است گمان کنند که فرزندشان جوان شروری از آب درخواهد آمد، زیرا کودک نه‌تنها دزدی می‌کند بلکه هنگامی‌که

 

دراین‌باره از او پرسیده می‌شود ، دروغ می‌گوید.

 

 

در اغلب موارد دوران این دزدی‌ها به نسبت کوتاه است .

 

 

برای اینکه به کودک کمک کنید تا از این عمل دست بردارد، بهتر است با صبر و حوصله پول و سایر اشیای گران را درجایی

 

بگذارید . در آن را قفل کنید یا به شیوه دیگری از دسترس او درو نگه‌دارید.

 

 

به کودک بگویید این اشیا را درجایی محفوظ نگه می‌دارید تا به خاطر داشته باشد که نباید آن‌ها را بردارد.

 

 

 

به کار بردن یک قفل و کلید ساده در پیش‌گیری از دزدی کودک یا دست‌کم حفظ اشیا ،از هر نوع موعظه و نصیحت

 

و مجازاتی مؤثرتر است.

 

علل دزدی  

اگر دزدی کودک بعد از هشت‌سالگی هم ادامه داشته باشد، ممکن است به علل زیر باشد که باید موردتوجه قرار گیرد.

 

  • ممکن است این کودک ازنظر درک دستور کلی اخلاقی و پیروی از آن‌ها نارس باشد.(بسیاری از کودکان شرور دراین

 

گروه قرار دارند).

 

 

در این صورت باید با کودکان چنان رفتار کرد که گویی کوچک‌تر است. (در ادامه در بخش راهکار توضیح داده خواهد شد.)

 

  • ممکن است پول‌توجیبی نداشته و یا پول‌توجیبی او کم‌تر از مخارج واقعی روزانه او باشد.

 

  • ممکن است دزدی نشانه آن باشد که :

 

عیب و نقص بزرگی در کودک وجود دارد.

 

 

واقعاً در زندگی خود چیزی را ندارد و کمبودهایی دارد.

 

 

برخی از روانشناسان و روان‌پزشکان معتقدند کودک دزدی می‌کند تا به این وسیله محبت یا دیگر عوامل ارضاکننده را که از آن‌ها

 

محروم است ، جبران نماید.

 

 

به این موضوع توجه داشته باشید که در صورت نیاز و احساس این مشکل به سراغ متخصص بروید.

 

 

ولی به‌هرحال ، در مواردی که یک‌راه حل ساده وجود دارد ، نیاز به استفاده از راه‌های پیچیده‌تر نیست.

 

 

یعنی برای پی بردن به علت دزدی کودک ، دنبال دلایل عمیق و تدابیر پیچیده و بغرنج نروید مگر اینکه مطمئن شوید که تدابیر

 

ساده کافی نیست.

 

 

در بیشتر دزدی‌های کوچک کودکان، نشان دادن یک نمونه خوب ، اخطار صحیح و پیش‌گیری و تنبیه معتدل ( مثل وادار کردن

 

 

کودک به این‌که پول دزدیده‌شده را از پول‌توجیبی خودش بپردازد) مثل را برطرف می‌سازد.

 

 

 

برخورد صحیح با دزدی کودک چیست؟

 

 

اگر کودک اشیایی را از میز یا دفتر کار پدرش برمی‌دارد :

 

 

یک کشو در اختیار او بگذارید تا بتواند اشیای خود را در آن نگاه دارد.

 

 

سعی کنید که کشوی او جالب باشد و گاهی نیز بدون آگاهی او ، از قبل اشیایی را در کشوی او بگذارید.

 

 

اگر کودک به اشیای دوستانش دست‌درازی می‌کند:

 

 

باید مادران دیگر را نیز از قضیه آگاه سازید تا آن‌ها هم مواظب کودک باشند.

 

 

اشیای گران‌بهای خود را درجایی که قفل دارد نگه‌دارند.

 

 

 

اگر با همه این تدابیر می‌بینید که کودک پول یا اشیایی را از منزل همسایگان به خانه می‌آورد:

 

 

باید او را وادار سازید و به او کمک کنید تا آن‌ها را به‌جای اصلی‌شان برگرداند.

 

 

ممکن است این کار برای او دشوار باشد و لازم شود که خودتان به‌جای او این اشیا را برگردانید.

 

همین احساس گناه که کودک نسبت به عمل خود نشان می‌دهد بیان‌گر آن است که نیروی درونی جدید در او پدید آمده که

 

باکارهای خارجی او ارتباط دارد که شانس تکرار این کار را در آینده کاهش خواهد داد.

 

 

 

دزدی‌های کوچک در مدرسه، در کلاس‌های ابتدایی ، به‌ویژه کلاس دوم تااندازه‌ای شایع است که برخی معلمان در پایان هر

 

درس ، مقداری  وقت صرف «جیب خالی کردن » کودکان می‌کنند.

 

 

جالب است بدانید که شمار اشیایی مانند مداد و مدادپاک‌کن که از جیب کودکان بیرون می‌ریزد و متعلق به خودشان نیست ،

 

شگفت‌آور است.

 

 

به‌هرحال هنگامی‌که کودک اشیایی را در خانه ، منزل همسایه یا فروشگاه برمی‌دارد و در جیب خود می‌گذارد، در این موارد باید

 

به‌گونه‌ای جدی عدم رضایت خود را نسبت به این کار به او نشان دهید.

 

 

فراموش نکنید پیش‌گیری از این کار کودک اثربخش‌تر از سرزنش و تنبیه است.

 

 

 مهم‌ترین نکته

 

 

والدین عزیز به یاد داشته باشید زمانی که شاهد دزدی کودک خود می‌شوید زیاد مضطرب ، آزرده‌خاطر و شگفت‌زده و ناامید

 

نشوید.

 

 

با برخورد صحیح و براثر تربیت ، باوجود وسوسه درونی و فرصت‌هایی که برای دزدی کردن دارند، کم‌کم یاد می‌گیرند که از قوانین

 

 

تربیتی و اجتماعی ما در مورد مالکیت شخصی پیروی کنند.

 

 

 

نیاز کودک

نیازهای اساسی کودک

نیاز کودک 

 

 

 

16 نیاز اساسی کودک

 

برای  ازبین بردن رفتار بد در کودکمان، باید علت ریشه ای رفتار را  پیدا کنیم.

 

از بین بردن علت ریشه ای رفتار نامناسب اغلب این رفتار را از بین می برد!

 

دلیل یا عامل برانگیزاننده رفتاری که ما را آزار می دهد (خشم، غبطه، اختلاف بین برادر و خواهر و غیره …) به سادگی یک نیاز

 

برآورده نشده است.

 

بچه ها مثل ما هستند: زمانی که یکی از نیازهای اساسی آنها برآورده نشود ، ناخشنود هستند.

 

 

تفاوت اینجاست که آنها هنوز مشکل زیادی در مدیریت این ناامیدی دارند.

 

گوش دادن به فرزندتان و دانستن نیازهای اساسی آنان به شما کمک می کند تا شرایط بسیاری را حل کنید.

 

 برآورده  شدن نیاز ها = رفتار مناسب

 

معادله ساده است:

 

یک کودک که نیازهایش برآورده  نمی شود، با استفاده از روش های دیگر سعی در برطرف کردن نیازش دارد.

 

 

اغلب با رفتارهای نامناسب (گریه، خشم، فریاد، و غیره)،  سعی در برطرف کردن نیازهایش دارد.

 

 

برعکس، کودکی که  نیازهایش  برآورده  شده است ،احساس خوبی در درون خود دارد.

 

رفتارهای متناسب بیشتری را بروز می دهد . بسیار راحت تر همکاری می کند.

 

شناخت نیازهای فرزندان و آگاه بودن از نیازهای خودمان

 

دانستن نیازهای اساسی  فرزندتان در شناسایی بهتر نیازهای برآورده شده  به شما کمک خواهد کرد.

 

از  طرف دیگر با دانستن نیازهای کودک  می توانید از متوسل شدن او به استفاده از رفتارهای ناراحت کننده یا غیر قابل قبول

 

اجتناب کنید.

 

 

اما قبل از آن، مهم است که توجه داشته باشیم که  اغلب ما به عنوان یک پدر و مادر، ناخودآگاه نیازهای برآورده نشده خود را به

 

فرزندانمان تحویل می دهیم.

 

 

به عنوان مثال اگر منبع عشق در شما به ندرت پر شده است ، فرزندتان نیز در پرکردن این منبع به طور صحیح  با مشکل مواجه

 

خواهد شد . در چنین شرایطی ابراز عشق و بیان آن برایش سخت خواهد بود.

 

 

قبل از اینکه امیدوار باشیم نتیجه ای را در مورد فرزندمان کسب کنیم ،آشنایی با زخم ها وکاستی های خودمان و تلاش برای

 

بهبود بخشیدن به خودمان اجتناب ناپذیر است.

 

پاسخ دادن به نیازها به معنای «کامل در اختیار کودک بودن نیست»

 

علاوه بر این، پاسخ به نیازهای کودک به معنای این نیست که  دیگر به شما احترام نگذارد!

 

مهم است که  کودک شما بداند که شما هم نیازهایی دارید.

 

 

او به طور کامل قادر به درک آن است . کم کم یاد می گیرد که به نیازهای شما احترام بگذارد.

 

هنگامی که شما از سرکار به خانه می آیید و به آرامش نیاز دارید، می توانید به کودک خود توضیح دهید که قبل از بازی کردن با

 

او ، می خواهید 15 دقیقه استراحت کنید.

 

مواظب باشید ،نیاز و خواسته را باهم قاطی نکنید

 

تامین نیازهای فرزند شما به معنای «تسلیم شدن در برابر همه خواسته هایش نیست ».

 

خواسته  ها ، روش هایی  برای برآورده ساختن نیازها هستند … و فرزندان ما بسیار تخیلی هستند.

 

خواسته هایشان به اندازه تصورات و خیالاتشان هست!

 

اغلب این خواسته ها به سادگی امکان قابل اجرا نیستند یا برای ما خوشایند نیستند.

 

 

بنابراین مهم است که  نیاز برطرف نشده پنهان در پشت خواسته را کشف کنیم، تا بتوانیم برای رفع نیازهایش جایگزین های

 

معقول ارائه دهیم.

 

 

به عنوان مثال:

 

اغلب، اردلان قبل از شام درخواست کیک می کند.

 

 

“خواسته”  او کیک  است اما نیاز برآورده نشده او به سادگی “گرسنگی”  است .(گاهی اوقات  برای کودک دشوار است تا زمان

 

شام صبرکند).

 

 

با توجه به اینکه ما نمی خواهیم قبل از شام به کودک  شیرینی جات بدهیم ، عموما پیشنهاد یک قطعه نان به او می دهیم .

 

او می پذیرد و درخواست کیک را فراموش می کند.

 

 

16 نیاز اساسی

 

نیازهای پایه ای

 

  • نیاز به امنیت

از طریق ممنوعیت ها، محرومیت ها ، محدودیت ها، قواعدی است که ما به وسیله آن به  کودک احساس امنیت می دهیم.

 

همچنین  پایه های خوبی برای اجتماعی شدن هستند.

 

  • نیاز به ثبات

 

برنامه های ثابت، برنامه های منظم، فضای آرام در خانه و پاسخ های سازگار.

 

  • نیاز به نوشیدن و خوردن

 

رژیم غذایی نقش مهمی در ایجاد روابط عاطفی، به ویژه در ماه های اول شیردهی دارد.

 

 

بعدها، هنگامی که کودک احساس نیاز به خوردن با دست خود را می کند، مهم است که  به او اجازه انجام این کار را بدهید.

 

 

زیرا به نیاز به اکتشاف  در کودک پاسخ می دهد. به او اجازه می دهد حس لامسه اش را توسعه دهد … همچنین برای او یک

 

منبع لذت است.

 

 

  • نیاز به خواب

 

به نیاز کودک به خواب و الگوی خواب او توجه کنید.

 

 

هنگامی که ریتم خواب کودک ( الگوی خواب ) بهم می ریزد،  اختلال عصبی ،اختلالات رفتاری ناگزیر و اختلالات رشدی ایجاد

 

می شود.

 

 

ارتباط بین خواب و ترشح هورمون رشد ثابت شده است. خواب خوب اجازه می دهد تا کودک رشد خوبی داشته باشد!

 

 

کودکان  هم مانند بزرگسالان می توانند پرخواب یا کم خواب باشند. نیازهای خواب متغیر هستند .

 

اما در اینجا برخی از معیارها وجود دارد!

 

نوزادان: 20 ساعت

 

 

1 تا 3 سال: 15 ساعت (12 ساعت در شب + 3 ساعت روز)

 

 

3 تا 6 سال: 12 ساعت (10 ساعت در شب + 2 ساعت روز)

 

 

حدود 10 سال: 10 ساعت

 

 

نوجوان: 8 یا 9 ساعت

 

 

بزرگسالان: 7 تا 8 ساعت

 

 

 

  • نیاز به تمیز بودن

 

شیوه های بهداشت شخصی (تغییر، حمام، مسواک زدن و غیره …)  سلامتی، راحتی و آرامش بدنی کودک را تضمین می کند.

 

 

شیوه های بهداشت شخصی  اولین امتیازات را به آنها می دهد. (زمانی که  برای آنها به عنوان «یک روتین» روزانه قرار بگیرد)

 

به کودک اکتشافات زیادی (آب، صابون، حباب، داغ، سرد و غیره) ارائه می دهد.

 

  • نیاز به برقراری ارتباط

 

این نیاز از بدو تولد و یا حتی قبل از آن وجود دارد.

 

  • نیاز به احترام به الگوی رشدی شان

 

انتظارات ما باید واقع بینانه باشد.

 

 

یعنی بسته به مرحله رشد روانی / حرکتی ، عاطفی و اجتماعی  کودک باشد.

 

 

 

  • نیاز به یادگیری و بازی (یادگیری از طریق بازی)

 

نقش ما به عنوان یک پدر و مادر بیشتر ، ایجاد تمایل در کودک برای یادگیری با فراهم کردن یک محیط مطلوب برای اوست.

 

 

برای هدایت کودک به یا دگیری ، فعالیت ها یا بازی های مورد نظر خود را به او تحمیل نکنید.

 

 

فضا، اسباب و وسایل (بازی ها، اسباب بازی ها و غیره) که به نیازها وقابلیت های  سازگار با آن لحظه  کودک است را فراهم

 

 

کنید.( یعنی اینکه بازی یا اسباب بازی که کودک آن لحظه می خواهد).

 

 

 

  • نیاز به کشف، جستجو، آزمایش، مشاهده

 

کودک برای اینکه بتواند اقدامات و فعالیت هایش را کنترل کند ، نیاز دارد  در جایی که زندگی می کند محیطی را به خود

 

اختصاص دهد. (داشتن اتاق شخصی)

 

 

  • نیاز به لذت

 

برای انجام کارها ، یادگیری و از خواب بیدارشدن ، کودک باید “تمایل به انجام داشته باشد”.

 

  • نیاز به خروج

 

بیرون رفتن از منزل، گردش (پیاده ، با یک کالسکه خوب برای بچه های کوچک، دوچرخه سواری با بزرگترها و غیره) برای کودک

 

مفید است.

 

 

گردش، هوا و خورشید را که کودک برای  سالم بودن به آن نیاز دارد تامین   میکند.(اکسیژنیزاسیون سیستم دفاعی بدن را

 

 

تقویت می کند و اشتها و خواب  کودک را تسهیل می کند.)

 

 

به ویژه به او فرصت  شناخت دنیای های متفاوت ، مکان های دیگر، افراد دیگر، کودکان دیگر و غیره را می دهد.

 

 

نیازهای عاطفی

 

 

  • نیاز به دوست داشته شدن

 

دوست داشته شدن  بدون قید و شرط، برای آنچه که هست.

 

 

  • نیاز به توجه

 

کودک باید بداند که ما به او گوش می دهیم و خوب بودن حال او برای ما مهم است.

 

 

  • نیاز به تایید و تشویق شدن

 

برای نقاط مثبت و قوت نیاز به مورد تحسین قرار گرفتن دارد.

 

  • نیاز به احترام

 

نیاز به احترام  به طبیعت کودک ، شخصیت او ،  ذائقه اش ، میل  به انجام یا عدم انجام، توانایی های فردی اش و…

 

 

  • نیاز به حمایت

 

پشتیبانی، تشویق، تعریف (توصیفی)، آدابی که به کودک کمک می کند تا از مراحل خاصی عبور کند ،مانند: جدایی، از پوشک

 

گرفتن کودک ،  تولد یک برادر کوچک یا خواهر کوچک و غیره…

 

 

برای رسیدن به نتیجه، توجه داشته باشید که :

 

 

از  لحظه ای که  تصمیم می گیریم  اهمیت  بیشتری را برای رابطه، سلامتی و گوش دادن به نیازهای دیگران  قائل شویم،

 

برآوردن همه این نیازها  آسان تر  است.

 

 

تاب آوری کودک

تاب آوری در کودکان

تاب آوری کودکان

تاب آوری در کودکان- بخش اول

 

برخی افراد در برابر مشکلات بسیار آسیب پذیرهستندو به سرعت درهم می شکنند.

 

برخی دیگر آرام و منطقی، صبورانه ومطمئن با مشکلات دست و پنجه نرم می کنند.

 

این تفاوت ازکجا ناشی میشود و علت آن چیست؟

 

تفاوت این دو دسته مربوط به ویژگی خاصی به نام تاب آوری است .

 

اما تاب آوری به چه معناست و چه ویژگی هایی دارد؟

 

تعریف تاب آوری

تاب آوری یاتوانایی به حالت اول بازگشتن وادامه دادن زندگی در مواجهه با ناملایمات می باشد.

 

محققان مشاهده کردند که برخی افراد در مواجهه با ناملایمات می توانند دوام بیاورندوبه زندگی خود ادامه دهند.

 

دسته دیگری از افراد در این زمینه موفق نیستند و حتی ممکن است دچار آسیب های روانی و فیزیکی شوند.

 

به عنوان مثال اگر چکشی به شیشه بزنید به راحتی می شکند اما اگر آن را به تایر اتومبیل یا میخ بزنید تغییرشکل نمی دهد.

 

بنابراین تاب آوری نوعی ویژگی است که کودک با آن متولدمی شود و می تواند پرورش یابد.

 

تاب آوری تعامل دومجموعه است :

 

مجموعه عوامل خطر که مربوط به عوامل استرس آور زندگی یا شرایط محیطی ناگوار که آسیب پذیری افراد را افزایش می دهند.

 

مجموعه عوامل حمایتی مربوط به فرد ، خانواده،جامعه که مانع آسیب ها می شوند یا آسیب ها را کم می کنند ویا از فرد در

 

برابر آن آسیب ها حمایت می کنند.

 

افراد از لحاظ قرارگیری در معرض ناملایمات و آسیب پذیری ، میزان حمایتی که عوامل فردی و محیطی برای آنها فراهم می کنند،

 

باهم متفاوت هستند.

 

همچنین میزان توانایی بهبود، سازگاری با ناملایمات ویا بازگشت به وضع طبیعی (میزان تاب آوری ) در طول زندگی فرد متفاوت

 

است.

 

می توان گفت تاب آوری به معنای توانایی مقابله با شرایط دشوار و انعطاف پذیری در برابر فشارهای زندگی روزمره است .

 

فراموش نکنید تاب آوری منجر به کاهش استرس نمی شود و مشکلات را حذف نمی کند، بلکه به فرد توانایی می دهد تا به

 

طور سازگارانه با مشکلات مقابله کنند، بر سختی ها فائق آیند وباجریان زندگی حرکت کنند.

 

البته تاب آوری تنها به معنای پایداری در برابر آسیب ها یا شرایط تهدیدکننده و حالتی انفعالی در رویارویی با شرایط خطرناک

 

نیست، بلکه شرکت فعال و سازنده در محیط پیرامون خود نیز هست.

 

نکات مهم

 

1. تاب آوری ویژگی ثابت افراد نیست. تاب آوری فرآیند تعامل بین عوامل محیطی و فردی است . اگر شرایط فردی و محیطی

 

تغییر کند ، پیامدها نیز احتمالا متفاوت می شوند.

 

2. ناملایمات با گذشت زمان افزایش می یابند. هرچه تعداد عواملی که به فرد فشار می آورند بیشترشود، احتمال خطرات و

 

ناسازگاری ها بیشتر خواهد بود.

 

3. تاب آوری با رفتارهای قابل مشاهده سنجیده می شود؛اما رفتار تاب آور الزاما نشان دهنده سلامت هیجانی نیست.

 

عوامل کمک کننده در تاب آوری

 

• روابط نزدیک با خانواده و دوستان

 

• دیدگاه مثبت درموردخود و اعتماد به توانایی ها و نقاط قوت خود

 

• توانایی مدیریت هیجانات قوی و تکانشی ، مهارت بیشتر در حل مسائل و برقراری ارتباط مناسب با دیگران

 

• احساس کنترل برخود

 

• درخواست کمک و استفاده از منابع کمکی

 

• خود را به عنوان یک انسان منعطف دیدن، نه به عنوان قربانی

 

• مقابله سالم با استرس و اجتناب از راهکارهای مقابله ای مضر مثل اعتیاد به موادمخدر

 

• کمک به دیگران

 

• یافتن معنایی مثبت در زندگی خود با وجود وقایع ناگوار و مشکلات

 

افزایش عوامل کمک کننده در تاب آوری گام آغازین در افزایش توانایی ها و ویژگی های مثبت است.

 

تاب آوری آموختنی است

 

نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که تاب آوری به توانایی سازگاری انسان درمواجهه با مشکلات یا فشارهای جانکاه ،

 

غلبه یافتن بر آن تجربه ها ویاحتی تقویت شدن با آن تجربه ها گفته می شود.

 

این خصیصه درکنار توانایی های درونی شخص و مهارت های اجتماعی او و همچنین درتعامل با محیص تقویت می شود.

 

رشد می کند و به عنوان یک ویژگی مثبت در فرد شکل می گیرد.

 

این خصیصه در کنار توانایی های درونی شخص و مهارت های اجتماعی او و همچنین در تعامل با محیط تقویت می شود، رشد

 

می کند وبه عنوان یک ویژگی مثبت در فرد شکل می گیرد.

 

بنابراین تاب آوری در هر سن و در هرسطحی رخ می دهد . می توان این ویژگی را در افراد ایجاد کرد و آموزش داد.

 

یعنی تاب آوری پدیده ای ذاتی نیست ، بلکه از طریق تمرین ، آموزش ، یادگیری و تجربه حاصل می شود.

 

پس اگر تاب آوری کمی دارید ، می توانید آن را تقویت کنید و مهارت های خود را برای تاب آور شدن پرورش دهید.

 

تاب آوری دو مرحله دارد :

مرحله اول فرد یک حادثه یا رویداد آسیب زا وفشار و سختی را تجربه می کند.

 

مرحله دوم این است که در برابر این حوادث انعطاف نشان می دهد و برای بازگشت به عملکرد و کارکردهای معمول خود تلاش

 

می کند.

 

افراد تاب آور توانایی ترمیم ضربه های روانی وارد شده به خود و فائق آمدن بر سختی ها را دارند.

 

چگونه تاب آوری در کودکمان را پرورش دهیم؟

 

بچه ها نیاز دارند احساسات خود را بروز دهند و با دیگران در میان بگذارند.

 

بنابراین لازم است هر روز زمانی را به کودکانمان اختصاص دهیم و سعی کنیم با گفتگو ، بازی و تشویق آن ها به بیان

 

احساسات خود ، لحظات خوشی را برایشان خلق کنیم.

 

ما در مقابل فرزندمان مسئولیم و باید برایشان وقت بگذاریم .

 

خواندن کتاب های مناسب ، انجام بازی های متنوع ، قصه گویی برای بچه ها می تواند مارا دراین امر یاری کند.

 

سنین 5 تا 11 سالگی بسیارحساس است :

 

سال هایی که کودک خیلی جدی نقاشی می کشد. آوازمی خواند. با کلمات بازی می کند. شعر می سازد.

 

یاد می گیرد بخواند، بنویسد،محاسبه کند. به طور کلی در این سال ها اندیشه ها و افکار کودک شکل می گیرد.

 

کودکانی که احساسات خود را بی کم و کاست و به راحتی با والدین یا دیگر نزدیکان شان در میان می گذارند با احساساتشان

 

به صورت امری وحشتناک و ناگوار برخورد نمی کنند.

 

به این درک وشناخت می رسند که این احساسات بخشی از زندگی آن هاست .

 

همه ما انسان ها همیشه احساساتی خواهیم داشت . باید بیاموزیم که چگونه بدون ترس با آنها برخوردکنیم و دچارتنش

 

نشویم.

 

چرا کودک نباید جرات کند از والدینش دلیل بخواهد و یا برایشان دلیل بیاورد؟

 

طبق تحقیقات انجام شده هر قدر توان استدلال ورزی در فرد بیشتر باشد، میزان اضطراب در او پایین تر است .

 

با قدرت و شجاعت بیشتری تلاش می کند مسائلش را حل کند.

 

کودکی که نتواند اشتباه کند، اجازه بیان فکر اشتباهش را نداشته باشد .جرات نه گفتن نداشته باشد و بر دیدگاه های خود با

 

اصرار و اعتراض نایستد و دلیل نیاورد مثل اتومبیلی است که کمک فنر ندارد .

 

اگر روزی به دست انداز بیفتد ، امکان دارد بشکند. برعکس دختر یا پسری که بتواند بگوید «من هستم، می خواهم حرکت کنم

 

و حق و حقوقی دارم» توانایی حل مشکلات و قدرت تحمل بیشتری دارد.

 

باید بدانیم که کودکان ما تنها باتجربه کردن حوادث متنوع و قرار گرفتن در موقعیتهای مختلف تاب آور خواهند شد؛ پس سعی آنها

 

رااز این تجارب منع نکنیم.

 

ماهمیشه کنار کودکانمان نیستیم و حتی نمی توانیم در مورد هر موضوعی به آنها کمک کنیم.

 

 

بنابراین باید در بسیاری از مواقع انجام کارها را به عهده ی خودآنها بگذاریم و فقط در موارد لازم آنها را یاری کنیم.

 

تشخیص تاب آوری در کودکان

 

برای تشخیص میزان تاب آوری در فرزندمان لازم است ببینیم کودکمان کدام یک از خصوصیات زیر را داراست :

 

 مهارت های اجتماعی قوی و مشارکت پذیری

 

 قدرت کنترل درونی بالا

 

 استقلال

 

 هوش هیجانی زیاد

 

 خوش بینی

 

 انعطاف پذیری

 

 خودباوری

 

 منطقی بودن

 

 پشتکار

 

 روشن بینی (نگرش مثبت به موقعیت های دشوار و روبه رو شدن با بحران ها به عنوان چالش های ناگزیر نه به عنوان

 

سدهای غیر قابل عبور)

 

پایان بخش اول . این مقاله ادامه دارد.

 

رشد کودک

رشد طبیعی کودک

رشد کودک

رشد طبیعی کودک

 

والدین دوست دارند رشد کودکشان طبیعی و به موقع باشد. حتی گاهی تمایل دارند زودتر از حد معمول بتوانند پیشرفت

 

کودکشان را حس کنند.

 

در اینجا باید به این نکته اشاره کرد که :

 

فرآیند رشد کودک بستگی زیادی به تکامل دستگاه عصبی از جمله مغز کودک دارد.

 

به عنوان مثال برای اینکه کودک بتواند حرف بزند باید مغز او به مرحله ای از پختگی وتکامل رسیده باشد.

 

دهان وزبان کودک آمادگی لازم برای حرف زدن را پیداکرده باشند تا کودک بتواند به راحتی تکلم را آغاز کند.

 

دو بعد کلی و اساسی رشد شامل:

 

  • رشد ذهنی

 

  • رشد شخصیتی

 

قابل ذکر است که  رشد شخصیتی نیز به همین شکل است . با پیشرفت سیستم اعصاب و قسمت های مختلف بدن به مرور

 

تکامل حاصل می شود .

 

 

نکته مهم این است که فقط کامل شدن سیستم عصبی و بدن کافی نیست.

 

 

توجهات ویژه والدین  و کمک هایی که می توانند در روند سرعت بخشی به رشد داشته باشند نیز بسیار مهم است.

 

 

بنابراین پرورش کودک درمحیطی که روند تربیتی پدرو مادرشان ناصحیح باشد، ممکن است رشد کودک در ابعاد مختلف ذهنی،

 

حرکتی ، مهارت های دستی، گفتاری ، اجتماعی و شخصیتی را به مخاطره بیندازد.

 

 

گواه این مسئله کودکانی هستند که محروم از محیط طبیعی و در شرایط بد تربیتی پرورش یافته اند .

 

 

ایتارد ( مسئول موسسه ملی کودکان کرولال فرانسه)  مطالعه ای روی کودکی به نام ویکتور که در جنگل و بدون تربیت صحیح

 

بزرگ شده بود انجام داد.

 

 

ویکتور نمونه ای از محرومیت محیطی است. او عقب ماندگی داشت . نمی توانست به صورت صحیح تکلم کند. از نظر عاطفی و

 

اجتماعی نیز محدودیت داشت.

 

تلاش ایتارد برای رشد ونمو ویکتور، تا حدی موفقیت هایی به همراه داشت .

 

 

ولی از آنجا که کودک دوره حساس رشد را از دست داده بود، در سنی که باید تربیت می شد توجه لازم انجام نشده بود ،

 

هیچگاه نتوانست همانند یک کودک عادی رفتار کند.

 

 

بنابراین با توجه به حساس بودن رشد نوزاد و مسائلی که مادران محترم باید مورد توجه قرار دهند، در این قسمت رشد ذهنی

 

نوزاد و وظایف والدین در هر مرحله سنی آورده شده است.

 

 

مسائل مربوط به رشد شخصیت و وظایف والدین جهت رشد حرکتی، رشد گفتار نیز به صورت مختصر آورده شده است.

 

 

رشد ذهنی

 

 

دوران نوزادی

 

کودک شما از بدو تولد شروع به فهمیدن می کند.

 

روز اول گوش می کند و هوشیار است.

 

روزسوم هنگامیکه با او صحبت کنید واکنش نشان می دهد و نگاه او عمدی است.

 

روز نهم چشمهایش به سمت صدا حرکت می کند.

 

روز چهاردهم مادر خود را می شناسد.

 

روز هجدهم صدا در می آورد و سرش را به طرف صدا می چرخاند.

 

روز بیست و چهارم او دارای مجموعه واژگان صوتی است، وقتی مادرش صحبت می کند ، دهان خود را تغییر شکل می دهد.

 

کارهایی که مادران باید انجام دهند :

 

  • به تمامی علائم و صداهای کودک پاسخ دهید.

 

  • اجازه دهید حرکت دهانتان را ببیند.

 

  • سرو بدن خود را به عنوان سلام زیاد حرکت دهید.

 

  • کودک فاصله 20 تا 25 سانتی متری را به وضوح می بیند. بنابراین صورت خود، اشیا رنگی یا انگشتان در حال حرکت خود را

 

  • در حدود همین فاصله برای او قرار دهید.

 

یک ماهگی

 

کودک شما حرکات صحبت کردن را می فهمد.

 

دهانش را به تقلید از تکلم باز و بسته می کند.

 

رفتارش را با آهنگ صدای شما تطبیق می دهد ، اگر با آرامش صحبت کنید ساکت می شود و اگر از صدای خشن یا بلند

 

استفاده کنید، مضطرب می شود.

 

 

کارهایی که مادران می توانند انجام دهند :

 

  • علاقه کودک به فعالیت های موزون را با صحبت کردن به شیوه آهنگین ارضا کنید.

 

  • لالایی بخوانید ، زیاد بخندید.

 

  • تماس جسمی داشته باشید. او را محکم بگیرید و تکان دهید ، تاب دهید و بچرخانید.

 

  • از صندلی یا گهواره از نوعی که می توان کودک را تاب داد استفاده کنید.

 

دو ماهگی

 

اکنون کودک شما به راحتی و مکرر لبخند می زند.

 

 

او به نگاه کردن در جهت صداها و حرکات، به محیط اطراف خود توجه نشان می دهد .

 

 

به اشیا مختلف خیره می شود چنانکه گویی می خواهد آنها را با چشم بگیرد.

 

 

کارهایی که مادران می توانند انجام دهند :

 

  • محیط اطراف کودک را با گذاشتن بالش در پشت او و قرار دادن اشیا رنگی مختلف در اطرافش، جالب توجه کنید.

 

  • فرفره و آئینه در رختخواب کودک بگذارید. اسباب بازی های متنوع کوچک و نرم در اختیار او قرار دهید.

 

  • شعرهای کودکانه برای او بخوانید.

 

  • دستهایش را به او نشان دهید.

 

چهار ماهگی

 

کنجکاوی کودک شما آشکار است.

 

کودک به اسباب بازی های جدید، مکان های جدید، افراد جدید و حس های جدید علاقه مند است.

 

همچنین اشیا و مکان های آشنا را می شناسد و کارهای همیشگی را درک می کند.

 

با دیدن سینه مادر یا بطری شیر هیجان زده می شود .

 

کم کم نوعی حس شوخ طبعی از خود نشان می دهد.

 

دوست دارد در حالت تکیه کرده به اطراف خود نگاه کند.

 

کارهایی که مادران می توانند انجام دهند :

 

  • شوخ طبعی او را با فراهم کردن آنچه برای او سرگرم کننده است ، خندیدن به همراه او و شوخی های مشترک تقویت کنید.

 

  • اسباب بازی ها مسائل مختلفی را به کودک شما یاد می دهند. بنابراین اسباب بازی های متنوع با اندازه ها ، شکلک ها ، جنسیت ها و طرق استفاده مختلف آنها را در اختیار او قرار دهید. سعی کنید بعضی از آنها قادر به تولید صدا باشند.

 

شش ماهگی

 

کودک شما با ایجاد صداهای مختلف سعی در جلب توجه می کند.

 

وقتی صدای پای کسی را میشنود هیجان زده می شود و دستانش را برای اینکه بغلش کنید بلند می کند.

 

با تصویر خود در ِآینه صحبت می کند و به آن لبخند می زند.

 

با دهانش حباب تولید می کند.

 

کم کم از غریبه ها خجالت می کشد.

 

ممکن است از خود ترس نشان دهد.

 

بعضی غذاها را ترجیح می دهد و از بعضی غذاها بدش می آید.

 

کارهایی که مادران می توانند انجام دهند :

 

  • بازی پرت کردن اشیا و پس دادن آن و سایر بازی های بده بستانی را انجام دهید.

 

  • مکرر اسم کودکتان را صدا بزنید.

 

  • برای اینکه به او کمک کنید اراده ایجاد و تغییر چیزها را به دست آورد، کارهای مختلف و نتایج آنها را نمایش دهید. مثلا توپ را هل دهید و به او بگویید که توپ می غلتد.

 

ده ماهگی

 

کودک شما می تواند یک کلمه قابل فهم به زبان آورد.

 

ممکن است چیزهایی را در کتاب به شما نشان دهد.

 

مدت زیادی تمرکز نمی کند. دائما اسباب بازی هایش را از کالسکه به بیرون پرت می کند.دنبال آنها می گردد. می خواهد آنها را

 

بردارد.

 

 

به تدریج مفهموم داخل و خارج ، اینجا و آنجا را می فهمد.

 

 

کارهایی که مادران می توانند انجام دهند :

 

 

  • کتاب ها و عبارات مختلف را برایش بخوانید.

 

  • سعی کنید میزان تمرکز او را با تعریف کردن یک قصه ساده و کوتاه در مورد چیزی که به آن نگاه می کند را افزایش دهید.

 

یک سالگی

 

کودک شما بوسیدن را خوب می فهمد .

 

 

مجموعه در حال گسترشی از احساس های مختلف را به نمایش می گذارد.

 

 

کودک می تواند عروسک را بلند کند، آن را به  شما بدهد و رهایش کند.

 

 

کودک دو یا سه کلمه با معنی به زبان می آورد.

 

 

ممکن است چیزی را در کتاب بشناسد و به آن اشاره کند.

 

 

کودک پرسش های ساده را می فهمد.

 

 

کارهایی که مادران می توانند انجام دهند :

 

 

  • برای تحریک قوه تخیل در ذهن کودک ، داستان های کوتاه برایش بخوانید.

 

  • ابراز محبت کودک را تشویق کنید. از او بخواهید عروسک را نوازش کند، مامان را ببوسد. بابا را در آغوش بگیرد.

 

  • کارهایتان را همراه با نشان دادن به او شرح دهید. مثل پوشیدن جورابهایش ، در آوردن لباس هایش و…

 

یک ونیم سالگی

 

 

کودک شما چند شکل روی یک صفحه را تشخیص می دهد . اگر نام آنها را ببرید به آنها اشاره می کند.

 

 

ممکن است تلاش کند برخی از کارهای کوچک را انجام دهد.

 

 

سعی می کند کارهای شما را تقلید کند.

 

 

می تواند درخواست هایی که نیازمند حافظه است انجام دهد، مثلا برو خرس عروسکی ات را برایم بیاور.

 

 

کارهایی که مادرن می توانند انجام دهند :

 

 

  • رشد زبانی بستگی به حافظه و ادراک دارد. یادگیری او را از طریق تکرار، تشویق کنید. دروضعیت های مختلف از ابتدا تا      انتها با او صحبت کنید.

 

  • برای وسیع شدن خزانه لغات کودک ، او را بمباران کلامی کنید.

 

  • کلمات را به طور صحیح به کار ببرید.

 

  • وقتی اصطلاحات را نادرست به کار می برد او را مسخره نکنید.

 

  • او را باضمایر ملکی آشنا کنید. دست مرا بگیر، دستت را به من بده.

 

  • کودک خود را با استفاده از یک تابلو با شکلک ها آشنا کنید.

 

 

یک سال و نه ماهگی

 

 

کودک نوپای شما می تواند درخواست  غذا، آب، اسباب بازی و رفتن به دستشویی کند.

 

 

او می تواند چند درخواست ساده را برای شما انجام دهد.

 

 

کم کم درخواستهای پیچیده تر را نیز می فهمد. مثلا شا نه ات را از حمام بیاور.

 

 

او ممکن است برای جلب توجه شما ، دستتان را بگیرد یا کارهای دیگری بکند.

 

 

کارهایی که مادران می توانند انجام دهند :

 

 

  • برای کودک خصوصیات همه اشیا را شرح دهید. مثلا پرنده ها و هواپیما ها پرواز می کنند. توپ گرد است و می غلتد. آجرها اسباب بازی گوشه دار هستند و نمی غلتند.

 

  • رنگ تمام اشیا را بگویید.

 

  • کودک را با مفاهیم متضاد مثل زبر و نرم آشناکنید.

 

  • استفاده از اعداد را شروع کنید. ابتدا با انگشتان خود نشان دهید و سپس از انگشتان کودک تان استفاده کنید.

 

دو سالگی

 

 

گنجینه لغات، نام ها و اشیا درذهن کودک شما به سرعت رو به افزایش است.

 

 

کودک می تواند خصوصیات اشیای آشنا را شرح دهد و آنها را شناسایی کند .

 

 

فرزندتان می تواند فرمان های پیچیده را اجرا کند.

 

 

او می تواند چیزی را که قبلا با آن بازی کرده است ، پیدا کند.

 

 

کودک  بدون وقفه صحبت و گاهی پرسش می کند.

 

 

کارهایی که مادران می توانند انجام دهند :

 

 

  • به فرزند دلبندتان نشان دهید چگونه از ابزار ساده ای مثل بیلچه یا چکش استفاده کند.

 

  • کودکتان را به سایر بچه ها معرفی کنید ولی او را وادار نکنید باآنها بازی کند.

 

  • مداد و لوازم نقاشی به کودک بدهید. او را تشویق کنید نقاشی بکشد.

 

  • داستان های طولانی تر و پیچیده تر وقصه های خیالی برایش بخوانید.

 

رشد شخصیتی

 

اینکه کودک تان چه ویژگی های شخصیتی داشته باشد، بیشتر از هرچیز به نحوه برخورد شما در نقش پدرومادر و راهکارهای

 

تربیتی شما دارد.

 

 

خصوصیات شخصیتی مثل کمرویی ، اعتماد به نفس پایین، تنبلی ، دقت ، خونسردی، همگی می توانند از طریق والدین به

 

صورت خواسته (عمدی) یا ناخواسته به فرزندان منتقل شوند.

 

 

با توجه به اینکه  از طرفی بحث رشد شخصیتی گسترده و از طرف دیگر دارای اهمیت است ، وظایف مادران فقط طی سه

 

مرحله سنی (تا دو سالگی ) به صورت مختصر آورده شده است.

 

 

نوزادی تا 9 ماهگی

 

 

لبخند زدن مهم ترین ابزار شما برای نشان دادن خشنودی ، رضایت ، محبت و شادی است.

 

 

بعد از آن کودک به صدا حساس است. کودکان خردسال نسبت به آهنگ صدای محبت آمیز ، تایید کننده ، شاد و سرحال

 

حساس اند.

 

 

خردسالان همچنین نسبت به آهنگ صدای تسکین دهنده و آرام بخش و ساکت کننده نیز واکنش نشان می دهند. بنابراین از

 

صداهای تند و منفی بپرهیزید.

 

 

تماس بدنی یعنی گرما ، نزدیکی و بوی بدن شما نیز همانند نوازش و تظاهرات جسمانی عاطفه حائز اهمیت است.

 

 

تا جایی که می توانید زیاد پاداش دهید و کودک را دائما تشویق و تمجید کنید. بدون محدودیت تاییدش کنید.همواره نام کودک

 

خود را در چارچوبی محبت آمیز به زبان آورید. هر چقدر می توانید بگویید دوستت دارم . تمام صفات پسندیده را با تمجید و

 

تشویق تقویت کنید.

 

 

همیشه به درخواست توجه نوزادتان پاسخ دهید. در غیر این صورت کودک تان خود را بی اهمیت تصور می کند و دیگر از شما

 

درخواست نخواهد کرد. با نوزادتان تماس چشمی برقرار کنید ، از روبرو به او نگاه کنید. از حرکات و ادهای مختلف و لمس کردن

 

برای انتقال احساس با ارزش بودن او استفاده کنید.

 

 

9 ماهگی تا 1/5سالگی

 

 

در همه چیز انعطاف پذیر باشید و هرگز از زور استفاده نکنید. انتقاد نکنید و رفتار خصمانه نداشته باشید. هرگز کاری نکنید که

 

کودکتان از شما بترسد. با بردباری ، صبور بودن را به او بیاموزید . هیچگاه مسخره اش نکنید و کاری نکنید که احساس

 

شرمندگی کند.

 

 

کودک را همانگونه که هست بپذیرید تا یاد بگیرد که دوست داشته باشد. اگر ازاو تمجید کنید ، فردی قدرشناس خواهد شد.

 

اگر به او اظهار خرسندی کنید، خودش رادوست خواهد داشت. اگر برای تلاش های او ارزش قائل شوید او برای خودش تعیین

 

هدف خواهد کرد. اگر منصف باشید او هم برای عدالت ارزش قائل خواهد شد . اگر صادق باشید یاد می گیرد که درستکار باشد.

 

اگر به او احساس امنیت بدهید، به خود ودیگران ایمان خواهد داشت.

 

 

1/5 تا 2 سالگی

 

 

به کودک نوپای خود نشان دهید چگونه با مشکلات دست و پنجه نرم کند.

 

 

تصمیم های او را به سادگی و بدون نگرانی و تعارض بپذیرید.

 

 

به تدریج مسئولیت های کودک را افزایش دهید . به او فرصت کافی برای تمرکز روی مسائل مهم را بدهید تا بتواند وظیفه ای را

 

به انجام برساند ولی هر وقت درخواست کمک کرد کمکش کنید.

 

 

ناکامی هایش را با منحرف کردن توجه او کمرنگ و بی اثر کنید.

 

 

وقت هایی را به او اختصاص دهید. اوقات خاصی راباهم سپری کنید و همیشه نسبت به مشکلات و تالمات او همدردی کنید.

 

 

کودک خود را تشویق به سخاوتمندی کنید. او دوست دارد رضایت شما را جلب کند. بنابراین از این موضوع برای آموزش کارهای

 

سخاوتمندانه مثل دادن مقداری از بستنی اش به شما بهره برداری کنید . او را به انجام بیشتر همان کار نسبت به دیگر اعضای

 

خانواده تشویق کنید.

 

خلاقیت

خلاقیت

خلاقیت

پرورش خلاقیت در کودک

 

شاید یکی از ویژگی های انسان و بالاترین توانمندی تفکر و محصول نهایی ذهن و اندیشه انسان ،خلاقیت باشد.

 

خلاق فردی است که درحل مسائلی که راه حل های آماده وفرمول های امتحان شده ندارند، توانایی بیشتری نشان می دهد.

 

فرهنگ روانشناسی وبر خلاقیت را این گونه تعریف می کند:

 

  • ظرفیت دیدن روابط جدید.

 

  • پدید آوردن اندیشه های غیرمعمول .

 

  • فاصله گرفتن از الگوی سنتی تفکر.

 

گیلفورد (روانشناس) به دو نوع تفکر اشاره می کند:

 

تفکر واگرا : فرد بیشتر درپی مسائل تصوری ، ناشناخته و تازه می باشد. این نوع تفکر با خلاقیت فرد ارتباط زیادی دارد.

 

تفکر همگرا : فرد درجستجوی راه حل منطقی و شناخته شده برای حل مسئله است.

 

امروزه در کشورهای توسعه یافته و پیشرفته ، مهم ترین  اهداف آموزش و پرورش شکوفایی خلاقیت است.

 

این کشورها برنامه ریزی گسترده ای را ازدوره های پیش دبستانی تا دانشگاه برای آموزش آن اختصاص داده اند.

 

شناسایی کودکان خلاق و کمک به رشد خلاقیت درآنها می تواند به خودشکوفایی کودک و توسعه جامعه کمک کند.

 

بنابراین در این مقاله ابتدا به ویژگی های اینگونه کودکان ، موانع و سپس عوامل موثر در رشد خلاقیت می پردازیم.

 

ویژگی های کودکان خلاق در مدرسه و منزل

 

  • نگرش های خود را بدون تردید و دلهره مطرح می نماید.

 

  • پاسخ های او با سایر دانش آموزان فرق دارد.

 

  • سوالات او با سایر هم کلاسی ها متفاوت است.

 

  • مسائل را به راحتی قبول نمی کند  و عموما انتقاد می کند.

 

  • در مقابل سوالات راه حل های متنوع تری رامطرح می کند.

 

  • نیروی تخیل قوی تری دارد.

 

  • شاید به خاطر عقاید و نظراتش از منظر دیگران غیر عادی جلوه کند.

 

  • از دیگران پیروی و متابعت کمتری دارد.

 

  • کنجکاوی و اعتماد به نفس بالایی دارد.

 

  • از محدود کردن ذهن خود یا به عبارتی کانال بندی های مشخص ذهنی  اجتناب می کند.

 

موانع خلاقیت در مدرسه

 

  • ارائه تکالیف زیاد و بی رویه و تاکید بر محفوظات.

 

  • اجرای برنامه های هماهنگ و انتظار رفتارهای یکسان از دانش آموزان .

 

  • عدم توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان.

 

  • کلاس های پرجمعیت و اعمال انضباط و مقررات شدید.

 

  • تشویق به کسب نمره های بالا و ایجاد رقابت برای ممتاز شدن و بی توجهی به خصوصیات کودکان خلاق .

 

موانع خلاقیت در منزل

 

  • ایجاد رقابت شدید بین فرزندان .

 

  • تنبیه و تهدیدهای مکرر .

 

  • بی اهمیت شمردن تخیلات کودک و سرزنش شدن به خاطر آنها.

 

  • وضع قوانین غیر قابل انعطاف ، خشک ، بی مورد، دست و پا گیر.

 

  • وجود فضای خشک ، رسمی ، جدی و بدون حس شوخ طبعی.

 

  • نپرسیدن و نظرخواهی نکردن از کودک.

 

عوامل موثر در پرورش خلاقیت

 

  • عوامل متعددی در رشد خلاقیت کودکان موثر است.

 

  • بی شک خانواده مهم ترین نقش را در کنترل و هدایت تخیل و ظهور نوآوری ها  دارد.

 

      عوامل موثر بر رشد خلاقیت شامل :

 

  • به کودکان  یاددهید که اندیشه های آنان با ارزش است.

 

  • نسبت به سوال های غیرمعمول و راه حل های نامتعارف کودکان ب ااحترام و توجه برخورد کنید.

 

  • به کودکان فرصت دهید تا بدون ترس از عواقب ارزشیابی شما از عملکردشان ، به تفکر ، بحث و کشف امور بپردازد.

 

  • سوال هایی از کودک بپرسید که جواب های متعددی داشته باشد.

 

  • سوال هایی که تنها یک جواب دارند به تفکر همگرا می انجامد.

 

  • سوال هایی با جواب های متعدد مشوق تفکر واگرا و خلاق است.

 

  • سوالات خوب از نوع باز هستند .سوالات باز یعنی:

 

نیاز به  تو ضیح دارند . با چگونه شروع می شوند.

 

  • سوالات به گونه باشد که کودک لازم باشد دو یا چند چیز را با هم مقایسه کند .نکات مشترک و تفاوت ها را پیدا کند.

 

  • به تفاوت های فردی کودکان احترام بگذارید.

 

مثال :

 

دانش آموز خلاق : به معلمم گفتم که نقاشی که کشیده ام مربوط به خواب دیشبم است.

 

معلم : مثل بقیه هم کلاسی هایم به من خندید .

 

دانش آموز خلاق : من هم آن را پاره کردم و به جای آن یک ماشین، خانه و درخت کشیدم!

 

 

مهارت نه گفتن

مهارت نه گفتن

مهارت نه گفتن

مهارت «نه گفتن»

 

برای همه ما پیش میاد که با درخواست ها یا پیشنهادهایی مواجه شویم . به هر دلیلی پاسخ مان منفی است .

 

ممکن است با درخواست ها یا پیشنهاداتی مواجه شویم که مغایر با ارزش هایمان  هستند.

 

ممکن است برای ما مناسب نباشند و ما تمایلی به پذیرش آنها نداشته باشیم.

 

چرا نمی توانیم نه بگوییم؟

 

  • اگر نه بگوییم زشت است.

  • اگر به دوستم بگویم «نه» از من دلخور و ناراحت می شود.

اگر به درخواستی پاسخ مثبت دهیم ، در حالی پاسخ قلبی و درونی مان « نه » است چه احساسی خواهیم داشت؟

 

ممکن است خودمان را سرزنش کنیم .

 

در برخی موارد به ویژه موارد مالی دچار اضطراب و تنش می شویم.

 

احساس ناتوانی از اینکه بر خلاف میل باطنی کاری را انجام داده ام.

 

که در نهایت همه اینها باعث آسیب رساندن به عزت نفس ما خواهد شد.

 

بنابراین در این مقاله می خواهیم به بررسی این مسئله بپردازیم تا بتوانیم به گونه ای « نه » بگوییم که :

 

دیگر نگرانی و حس های ناخوشایند را تجربه نکنیم .

 

دیگران هم از پاسخ «نه» ما ناراحت و دلخور نشوند یا خیلی کمتر ناراحت شوند.

 

مدل های رایج « نه گفتن»

 

به طور معمول به یکی از حالت های زیر پاسخ نه خود را می گوییم.

 

1) رودربایستی (رودرواسی)

 

به دلیل خجالت یا جایگاه ویژه ای که شخص مقابل نزد ما دارد،از گفتن « نه» اجتناب می کنیم.

 

با اینکه تمایلی به پذیرش آن درخواست نداریم اما آن را می پذیریم. با او همراه می شویم.

 

به عبارتی درگیر رودرواسی می شویم.

 

مثلا ممکن است یکی از دوستان از ما بخواهد که به اتفاق هم به دیدن دوستی  دیگربرویم.

 

ما تمایلی به دیدار و هم نشینی شخص سوم نداریم.

 

ولی به دلیل رودرواسی ،علیرغم میل باطنی با دوست خود همراه می شویم. 

 

2) نه غیرواضح

 

ما همچنان با درخواست و پیشنهاد مورد نظر مخالفیم؛ اما ابراز مخالفت ما خیلی واضح نیست.

 

کمی ابراز مخالفتمی کنیم اما در نهایت شخص مقابل دست ما را گرفته و با خود همراه می کند.

 

مثلا دوستی از ما درخواست مبلغی پول به عنوان قرض نماید.

 

ما هم مبلغ مورد نظر را داریم ؛اما دو روز دیگر به آن نیاز داریم.

 

به دوستمان می گوییم: این مبلغ رو دارم اما چون پس فردا قصد خرید دارم نمی تونم قرض بدم.

 

دوست ما می گوید: تا پس فردا پول رو بر میگردونم.

 

دراین حالت ما تمایلی به قرض دادن نداریم .

 

با اصرار پی در پی دوستمان مواجه می شویم و پول را به او می دهیم.

 

در نتیجه خود را با استرس بازگرداندن به موقع پول مواجه می کنیم.

 

3) پرتاب « نه»

 

در این حالت ما با هر درخواستی که تمایل به پذیرش نداریم در همان ابتدا مخالفت می کنیم.

 

بعد از مدتی متوجه می شویم که دوستان ما به علت مخالفت های پی در پی از ما دلگیر می شوند.

 

دامنه ارتباطات ما کم می شود.

 

افرادی که مسلط به مهارت های ارتباطی و کلام هستند، با درخواست ها و پیشنهادات مخالفت می کنند.

 

مخالفت این گروه به گونه ای است که :

 

نه تنها شخص مقابل از مخالفت آنها ناراحت نمی شود .

 

بلکه تقریبا از ادامه درخواست و اصرار ورزیدن هم خودداری می کند.

 

بی شک ، نه گفتن به شکلی زیبا، حاصل تمرین و تجربه فراوان در ارتباط با دیگران است .

 

برای شروع مخالفت و نه گفتن می توانید  از روش زیر استفاده کنید.

 

دراین روش طی چهار گام ، به راحتی می توانید با هرگونه درخواست  یا پیشنهادی مخالفت کنید.

 

گام اول : گرفتن تصمیم قطعی

 

قبل از هر گونه « نه گفتن » لازم است کمی مکث کنید. فکر کنید. به طور قاطعانه تصمیم خود را بگیرید.

 

این گام بسیار مهم است . ارتباط مستقیم با عزت نفس شما دارد.

 

فراموش نکنید اگر تصمیم شما مخالفت با پیشنهاد و درخواست شخص مقابل باشد:

 

تحت هرشرایطی باید این مخالفت را ابرازکنید. از تصمیم خود منصرف نشوید.

 

گام دوم : همراهی اولیه و تقدیر

 

در این مرحله برای شروع صحبت ، کمی از تصمیم او تمجید کرده و با او همراهی کنید.

 

از او تشکر کنید که شما را به عنوان  یکی از نزدیکان خود انتخاب  کرده ، موضوع را با شما در میان گذاشته است.

 

این همراهی و تقدیر شما ، حس خوبی را در شخص مقابل ایجاد خواهد کرد .

 

این حس مثبت با عث می شود زمانی که نظر قطعی خود را مبنی برمخالفت اعلام می کنید؛ حس بد ناراحتی در شخص مقابل

 

ایجاد نشود یا شدت آن کمتر باشد.

 

گام سوم: آوردن دلیل و گفتن نه

 

بعد از ایجاد حس مثبت درمخاطب ، اکنون زمان آن رسیده که مخالفت خود را ابراز کنید.

 

برای اینکه از شدت ناراحتی احتمالی شخص مقابل و اصرار های احتمالی او کم شود:

 

قبل از نه گفتن دلایل منطقی خود را بیان کنید.

 

در ادامه با اشاره به دلایل گفته شده ، قاطعانه «نه» را بگویید . ابراز مخالفت کنید. بلافاصله گام چهارم را بردارید.

 

گام چهارم : پیشنهاد راهکار

 

بلافاصله بعد از گفتن «نه» راهکاری را به شخص مقابل پیشنهاد کنید.

 

به طور مثال شخص یا راه حل مناسبی را به وی معرفی کنید.

 

برای درک بهتر بیایید چهار گام گفته شده را در قالب یک مثال بررسی کنیم.

 

مثال : یکی از دوستانتان از شما درخواست می کند که امروز عصر همراه دوست دیگری به پارک بروید.

 

به هر دلیلی شما تمایل به معاشرت با دوست سوم ندارید. قصد دارید با این درخواست مخالفت کنید.

 

قبل از خواندن ادامه مقاله لطفا ، شما پاسخ خودتان را روی کاغذ بنویسید.

پاسخ پیشنهادی می تواند به شکل زیر بیان شود.

 

ممنون از اینکه همیشه به فکر این هستی که کنار هم باشیم و باهم خوش باشیم . این کار تو واقعا ارزشمنده.

 

ولی همونطور که میدونی معیارهای اخلاقی من با فلانی هم خوانی نداره. به همین دلیل وقتی در جمعی هستم که فلانی

 

هم هست به من خوش نمی گذره .

 

به همین علت من تصمیم گرفتم برای اینکه دلخوری پیش نیاد تا جایی که می تونم بافلانی معاشرت نداشته باشم.

 

من می خوام همیشه با تو دوست باشم و باهم خوش باشیم . بنابراین من با شما نمیام و ممنون میشم که دیگه اینو

 

از من نخوای.

 

پیشنهاد می کنم امروز خودت بری پیش فلانی و فردا غروب خودمون باهم باشیم. ممنون که درک می کنی.

 

بدون شک این جملات با توجه به ادبیات گفتاری شما و همچنین تجربه ارتباطی شما قابل تغییر است.

 

در مواجه  با درخواست ها و پیشنهادهایی که با معیارهای خانوادگی ، تربیتی واخلاقی ما هم خوانیندارند:

 

می توانیم در همان ابتدا به طور کاملا قاطعانه وحتی با پرتاب نه ، مخالفت کرده واز ادامه صحبت در این خصوص خودداری

 

کنیم.

 

لطفا همین حالا چندین بار با موضاعات مختلف ، ابراز ممخالفت را تمرین کنید.

 

اثر تمرین مستمر و همیشگی را جدی بگیرید.

 

به قدری تمرین کنید که ذهنتان همیشه آماده باشد و درسریع ترین زمان ممکن بتوانید نه بگویید.

 

توانا بود هرکه تمرین کند.

 

فراموش نکنید مخالفت های به جا و به موقع ارتباط مستقیم با عزت نفس دارد.

 

هربار که شما علیرغم میل تان در خواستی را می پذیرید، ضربه ای به عزت نفس تان وارد می سازید.

 

اگر ارتباطات شما به همین شکل ادامه یابد بعد از مدتی اعتماد به نفس اجتماعی خود را از دست خواهید داد.

 

بازیچه تصمیمات دیگران خواهید شد.

 

بنابراین لطفا به مهارت نه گفتن و مخالفت کردن ، توجهی ویژه داشته باشید.

عزیزوجذاب

رموز عزیز وجذاب بودن

عزیز و جذاب

چگونه عزیز و جذاب باشیم؟

 

همه ما انسان‌ها دوست داریم مورد تائید دیگران باشیم. به‌عبارت‌دیگر برای دیگران عزیز باشیم.

 

برای رسیدن به حس عزیز وجذاب بودن اکثریت  به بیراهه می‌روند. هزینه‌های گزاف می‌پردازند.

 

به‌عنوان‌مثال به دنبال فراهم کردن زیبایی‌های ظاهری به هر قیمتی ، حتی سلامتی فقط برای ازینکه گمان میکنیم به این

 

وسیله عزیز خواهیم شد.

 

متأسفانه شاهد انجام اعمال جراحی پر ریسک زیبایی هستیم و زمانی که دلیل آن را می‌پرسیم پاسخ آن چیزی نیست جز

 

جذب همسر و خود را عزیز و جذاب کردن برای او.

 

اما واقعاً زیبایی‌ها ظاهری می‌تواند جایگزین شیوه‌های ارتباط مؤثر باشد؟

 

تصور کنید همسر شما چهره زیبایی داشته باشد، ازنظر ارتباطی ضعیف باشد و همیشه در حال بحث و جدال باشید،زیبایی

 

همسرتان می‌تواند باعث شود که شما این شرایط را بپذیرید؟ آیا بازهم برایتان عزیز خواهد بود؟

 

قطعاً پاسخ این سؤال «خیر »است.

 

به خاطر داشته باشید ما انسان‌ها موجوداتی  100درصد احساساتی هستیم و فقط با منطق احساساتمان را توجیه می‌کنیم .

 

احساس عزیز و مورد تائید بودن قوی‌ترین و مهم‌ترین احساس در همه انسان‌هاست .

 

اصول عزیز  وجذاب بودن

 

اصل اول : سربه‌سر دیگران نگذارید.

 

یکی از عادات رایج در فرهنگ ما انتقاد کردن و عیب‌جویی از دیگران است. اگر می خواهید عزیز باشید، انتقاد سم رابطه است.

 

زمانی که خودتان موردانتقاد قرار می‌گیرید چه احساسی دارید؟

 

همه در مقابل انتقاد جبهه می‌گیرند حتی اگر به شیوه اصولی و صحیح آن انجام شود.

 

انتقاد تلخ و گزند باعث شد توماس هاردی ، یکی از بهترین نویسندگان رمان در ادبیات انگلیسی ، نوشتن داستان را برای

 

همیشه کنار بگذارد.

 

انتقاد باعث شد که توماس چترتون ، شاعر انگلیسی ،  خودکشی  کند.

 

بنیامین فرانکلین که در جوانی فردی بی‌سیاست بود، سیاست‌مداری بزرگ شد.

 

فرانکلین مهارت زیادی در رفتار با مردم داشت و همین باعث شد  به‌عنوان سفیر آمریکا در فرانسه انتخاب شود. راز موفقیت او

 

چه بود؟

 

فرانکلین گفت:«من از کسی بد نمی‌گویم و همیشه در مورد خوبی‌های افراد صحبت می‌کنم .»

 

پس بیاییم به‌جای محکوم کردن افراد آن‌ها را درک کنیم.

 

دلیل انجام کارهایشان را بفهمیم. این کار مفیدتر و جالب‌تر از انتقاد است. سبب ایجاد همدردی و صبر و مهربانی می‌شود.

 

برای درک بهتر دیگران می‌توانید به مقاله ادراک مراجعه کنید.

 

دکتر جانسون می‌گوید:« خود خدا هم تا قیامت در مورد مردم قضاوت نمی‌کند.» پس چرا من و تو این کار را نکنیم؟

 

اول ، دوم، سوم                        انتقاد، گلایه و سرزنش ممنوع.

 

در صورتی اجازه انتقاد دارید که با اصول صحیح آن را انجام دهید .

 

برای خواندن مقاله در موردانتقاد صحیح مقالات زیر به شما کمک می‌کند.

 

جراحی روح

شیوه صحیح انتقاد

 

اصل دوم : تحسین کنید.

 

می‌توان به‌جرئت ادعا کرد این اصل راز بزرگ رفتار با مردم است. بی شک برای عزیز وجذاب بودن این اصل باید فراموش نشود.

 

البته فراموش نکنید منظورمان از تحسین ، چاپلوسی در معنای عام نیست. هدف ، تحسین و تمجید کاملاً صمیمانه و محترمانه

 

است.

 

 

بنابراین باید در اینجا نیز به ویژگی‌های مثبت و نقاط قوت و توانمندی‌های فرد توجه کنیم و صمیمانه آن را به فرد انعکاس دهیم.

 

اگر می‌خواهید دیگران کاری برایتان انجام دهند فقط یک را ه وجود دارد.

 

کاری کنید دیگران بخواهند آن کار را انجام دهند.

 

راه دیگری وجود ندارد. می‌دانید چرا ؟

 

جان دیویی یکی از ژرف‌اندیش‌ترین فیلسوفان آمریکایی  می‌گوید: عمیق‌ترین نیاز در فطرت بشر میل به مهم بودن است.

 

این عبارت را به خاطر داشته باشید: «میل به مهم بودن». واضح و مشخص است. کسی که این میل را در دیگران برآورده کند

 

عزیز خواهد بود.

 

نکته اینجاست که این میل به‌ندرت برآورده می‌شود . چون دیگران معمولاً عادت دارند به انتقاد و سرزنش دارند نه تحسین و

 

تمجید.

 

بنابراین برآورده کردن این نیاز مهم می‌تواند شما را متمایز کند. به عبارتی شما عزیز خواهید شد.

 

فراموش نکنید همه از تمجید خوششان می‌آید.

 

بیاییم سعی کنیم

 

نقاط مثبت افراد را مجسم کنیم.

 

چاپلوسی را فراموش و صادقانه دیگران را ستایش کنیم .

 

یکی از را هایی که به شما کمک می کند تا عزیز و جذاب باشید این است که :

 

از ته دل دیگران را ستایش کنید و در تعریف و تمجید از دیگران افراط کنید.

 

مردم سخنان شمارا به یادمی آورند و برای آن‌ها ارزش فراوان قائل خواهند بود.

 

در ساعات زندگی خود ، آن‌ها را تکرار می‌کنند و سال‌ها بعدازاینکه شما آن‌ها را فراموش کرده‌اید ، این جمله‌ها را تکرار می‌کنند.

 

پس

صادقانه و صمیمانه مردم را تحسین و از آن‌ها تمجید کنید.