نظم

نظم در کودک

 

 نظم

 

چگونه فرزند منضبطی داشته باشم ؟

 

اهمیت منضبط کردن کودک من چیست ؟

 

منضبط کردن یکی از مهم ترین نقش هایی بزرگسالان در پرورش تاب آوری در کودکان به عهده می گیرند.

 

 

در این نقش ، بزرگسالان باید در نظر داشته باشند که ایجاد نظم و انضباط یک فرآیند آموزشی است .

 

 

روش هایی  که فرزندان را منضبط می کند ،  می تواند عزت نفس، خود کنترلی و تاب آوری را تقویت کند یا تحلیل ببرد.

 

 

اهداف اصلی

 

 

دو هدف اصلی برقراری نظم و انضباط موثر به این ترتیب است :

 

 

الف ) فراهم کردن محیطی امن که درآن فرزندان بتوانند از قوانین ، محدودیت ها و عواقب آگاه شوند و آن را تعریف کنند.

 

 

ب) تقویت خود انضباطی و خود کنترلی به گونه ای که :

 

 

 فرزندان این قوانین را درونی کنند.

 

 

قوانین را حتی در زمانی که والدین حضور ندارند به کار ببرند.

 

 

عدم وجود قوانین و عواقب واضح و روشن و محکم، اغلب منجر به بی نظمی و آشوب می شود .

 

 

باعث می شود که فرزندان احساس کنند والدین به آنها علاقه نشان نمی دهند.

 

 

از طرف دیگر ، اگر بزرگسالان خشن و مستبد باشند ، متوسل به کتک زدن شوند ، منجر به یادگیری دلخوری و رنجش به جای

 

خود انضباطی می شود.

 

 

کلیدهای اصلی و مهم

 

 

نظم و انضباظ نقش مهمی درفرزند پروری و فعالیت های آموزشی ، پرورشی وتاب آوری دارد.

 

 

کلیدهای اصلی و مهمی که بزرگسالان برای  برقرای نظم و انضباط موثر و مثبت  می توانند از آن استفاده کنند شامل موارد زیر

 

است.

 

1.خودداری از واکنش

 

بسیار ضروری است که بزرگسالان در تعاملات خود با کودکان ، به ویژه در مورد نظم وانضباط به جای اینکه واکنش گر باشند ،

 

کنش گر باشند.

 

 

مثلا وقتی به یک  پسر بچه بیش فعال اجازه داده می شود هنگامی که نمی تواند مدت طولانی سر میز نهار بنشیند ، برخیزد،

 

مشکلات مربوط به نظم و انضباط در خانواده کم می شود .

 

 

تحقیقات نشان داده است این روش نسبت به روش های قبلی داد زدن و تنبیه توسط والدین موثرتر است.

 

وقتی که جو تنبیهی برداشته می شود ، این پسر خود کنترلی را بیشتر یاد می گیرد.

 

 

2.به صورت تیمی عمل کنید.

 

در خانواده های دو والدی بسیار مهم است که والدین زمانی را به خودشان اختصاص دهند.

 

 

در این زمان انتظاراتی را که از فرزندشان دارند و نظم و انضباطی را که اعمال می کنند بررسی کنند.

 

 

این گفتگو بین والدین جداشده نیز می تواند اتفاق بیفتد.

 

 

در حالیکه والدین نمی توانند و نباید از یکدیگر تقلید کنند، باید سعی کنند به اهداف و شیوه های انضباطی مشترک برسند که از

 

این طریق مذاکره و تعهد حاصل می شود.

 

 

این مذاکرات باید به صورت خصوصی باشد نه اینکه جلوی فرزندان رخ دهد.

 

 

3.محکم باشید نه سخت گیر

 

 

بعضی بچه ها بر اساس تجارب گذشته، بر این باورند که می توانند والدین را تسلیم نق زدن ها ، گریه ها یا بدخلقی ها و بهانه

 

گیری های خود کنند.

 

 

اگر اصول و عواقبی در مورد رفتار قابل قبول اتخاذ شده ، باید والدین آن را رعایت کنند. به عبارتی اگر قانونی را مشخص کرده اید

 

همیشه آن را اجرا کنید .

 

 

والدین عزیز به خاطر داشته باشید که محکم بودن و ثبات داشتن مترادف با سخت گیری یا انعطاف پذیری نیست.

 

 

با در پیش گرفتن یک شیوه محکم و با ثبات نسبت به نظم ، می توان به اصلاح و تغییر معقولانه قوانین و عواقب رفتار ، در صورت

 

لزوم ، اقدام نمود .

 

 

مثلا وقتی که کودک به دوران نوجوانی می رسد و والدین به او اجازه می دهند که آخر هفته بیرون برود.

 

 

وقتی اصلاحات و تغییرات لازم است ، باید با کودکان گفتگو کرد تا دلایل تغییرات را بفهمند.

 

بتوانند پیشنهاد های دیگری در خصوص قوانین بدهند.

 

 

3. زمینه برخورد را دقیق انتخاب کنید.

 

 

بسیار مهم است که بزرگسالان بدانند :

 

 

 چه رفتارهایی سزاوار نظم و انضباط هستند .

 

 

کدام رفتارها هیچ ربطی به پرورش مسئولیت پذیری و تاب آوری ندارند .

 

 

رفتارهای مربوط به امنیت سزاوار توجه فوری اند.

 

 

گاهی اوقات، رفتارهایی را ازکودک انتظار دارند که براساس ارزش ها و سخت گیری های آن ها می باشد.

 

 

اگر فرزندان به خاطر چنین انتظاراتی تنبیه شوند ، اگر بزرگسالان دائما به صورت مستبدانه به آن ها بگویند چه کاری  انجام دهند

 

، تاثیرات مثبت فرمان برداری و اطاعت از بین می رود.

 

5. تا حد امکان به عواقب منطقی و طبیعی تکیه کنید.

 

 

بچه ها باید یاد بگیرند که برای  رفتارهایشان عواقبی وجود دارد.

 

 

بهتر است این عواقب خشن یا مستبدانه نباشد و براساس بحث هایی باشد که والدین با فرزندانشان داشته اند.

 

 

نظم و انضباط ریشه در عواقب منطقی و طبیعی بسیار موثر دارند .

 

 

عواقب طبیعی :

عواقبی که از اعمال فرزندان ناشی می شوند ، بدون اینکه والدین آنان را مجبور به پذیرفتن آن عواقب کرده باشند.

 

 

مثل وقتی که دوچرخه بچه ای به خاطر اینکه داخل پارکینگ گذاشته نشده ، دزدیده شود.

 

 

عواقب منطقی :

شامل کارها و اعمالی می شود که والدین در پاسخ به رفتار کودک خود انجام داده اند .

 

 

بنابراین اگر کودکی که دوچرخه اش دزدیده شده ، از والدین خود در خواست پول برای خرید دوچرخه جدیدکند ، والدین با عواقب

 

منطقی ، به فرزندشان کمک می کنند که بفهمد چگونه پول مورد نیاز برای دوچرخه را به دست آورند.

 

 

عواقب منطقی بعضی اوقات با عواقب طبیعی هم پوشی دارند.

 

6. بازخورد مثبت و تشویق قویترین شکل تنبیه

 

 

بسیاری از سوال های ما در مورد تنبیه متمرکز بر پیامدهای منفی یا مجازات می باشد .

 

 

بنابراین لازم است که بر تاثیر بازخورد مثبت و تشویق به عنوان روش های تربیتی تاکید کنیم.

 

 

بزرگسالان باید انجام درست امور را به کودکان یاد دهند  و به آنان کمک کنند بدانند چه موقع آن رفتار را انجام دهند.

 

 

فرزندان به توجه والدین و معلمان خود نیاز دارند. باز خورد مثبت به موقع ، ابراز تشویق و دوست داشتن نسبت به سختگیری و

 

 

کتک ، ارزش بیشتری در عزت نفس و تاب آوری دارد.

 

برای مطالعه بیشتر در مورد عزت نفس می توانید مقاله زیر را بخوانید.

عزت نفس

 

وقتی که فرزندان احساس ارزشمندی و دوست داشته شدن می کنند، وقتی تشویق و حمایت دریافت می کنند، احتمال انجام

 

 

رفتارهای منفی کمتر می شود.

 

 

 

 

 

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *