لذت زندگی

لذت زندگی

چگونه از زندگی لذت ببریم؟

 

شاید بگویید خوب این که دیگر نیاز به گفتن ندارد. ما در حال زندگی کردن هستیم.

سؤال من این است؟ آیا از زندگی لذت می‌برید؟

آیا احساس شادی و خوشبختی دارید؟

اگر شاد نیستید چه احساسی نسبت به خودتان دارید؟

اگر افکارو احساسات منفی به سراغتان بیاید چه می‌کنید؟

آیا با جایگزینی افکار مثبت و به عبارتی مثبت اندیشی سعی در شاد کردن خود دارید؟

آیا شادی تلقینی برایتان دوام دارد؟

دراین مقاله می‌خواهم به این مسئله بپردازم که دیگر نظریه مثبت اندیشی برای مقابله با افکار و احساسات منفی درحال منسوخ شدن است.

تصور کنید که شما بدهی دارید و درشرایط فعلی شرایط مالی خوبی برای پرداخت آن ندارید.

یا تصور کنید یکی از عزیزان شما دربستری بیماری سختی است. به نظر شما تکرار و تلقین عبارات مثبت حقیقتاً حال شما را بهبود می‌بخشد؟

با خودتان صادق باشید. خواهید دید که بازهم هجوم افکار منفی وجود خواهد داشت.

نگران نباشید، چون این انتظاری ناممکن است به قول دکتر رأس هریس: انسان سالم کسی است که همه احساسات انسانی را تجربه کند.

اغلب مردم فکر می‌کنند که ما باید همیشه شادمان باشیم و این برای ما به عذاب تبدیل شده است.

خبر خوب این است که اگر یاد بگیرید انتظارات ناممکن را از خود دور کنید زندگی شادتری خواهید داشت.

دراین مقاله می‌خواهم به شما کمک کنم تا به کمک مهارت ذهن آگاهی به این مهم دست یابید.

 معنای شادی چیست؟

بسیاری ازما گمان می‌کنیم اگر ثروت زیادی داشته باشیم شاد خواهیم بود.

با پول می‌توانیم به آرزهایمان برسیم. تصور کنید که به اندازه سفر به همه دنیا پول دارید.

اصلاً اگر دور دنیا را بگردید برای رسیدن به شادی کافی است؟

اگر اینگونه بود قطعاً ثروتمندان می‌بایست شادترین افراد بودند؛ اما تعداد افراد شاد و ثروتمند بسیار کم است.

دلیل آن ،باور اشتباه و غلط ما نسبت به شادی است.

شادی دو معنای کاملامتفاوت دارد.

  • داشتن احساس خوب یا به عبارتی لذت بردن : همگی ما از احساسات شاد و نشاط آور خود لذت می‌بریم. به همین دلیل به دنبال آنها هستیم. البته حس خشنودی هم مانند سایر احساساتمان دوام چندانی ندارد و همیشگی نیست.

بنابراین وقتی زندگی فقط صرف جستجوی این احساسات شود، رضایت بخش نخواهد بود.

هرچه بیشتربراین احساسات خوشایند تمرکز کنیم، بیش‌تر و بیش‌تر از افسردگی واضطراب رنج خواهیم برد.

  • داشتن فلسفه‌ای فعال به عبارتی زندگی پربار و ارزشمند و داشتن معنایی برای زندگی که شامل:

انجام کارهایی که برایمان مهم است.

حرکت درمسیری که به نظرمان ارزشمند است.

حرکت در جهتی که واقعاً خواسته ماست.

بنابراین برای شاد بودن ما به هردو این موارد نیاز داریم.

هم باید معنایی برای زندگی داشته باشیم. هم لذت ببریم. آن زمان است که زندگی را با همه رنگ‌هایش در آغوش می‌گیریم.

همه ما دوست داریم احساس خوبی داشته باشیم، اما متاسفانه تلاش ما برای دوری و اجتناب از احساسات رنج آور محکوم به شکست است.

دوست داشته باشیم یانه زندگی با رنج همراه است… ولی خبر خوب این است که:

می‌توانید کنترل زندگی‌تان را به دست بگیرید و فرمان زندگی‌تان را به دست احساسات نسپارید.

می‌پرسید چگونه؟ ادامه مقاله را بخوانید.

باورهای غلط

عموماً ما باورهای غلطی داریم که باعث شده است ما در تله جستجوی شادی بیفتیم که شامل:

  1. شادمانه زیستن وخوشبختی برای همه طبیعی است.
  2. شاد نیستم، پس نقص دارم.
  3. برای زندگی بهتر باید از احساسات منفی رها شوم.
  4. باید بتوانم افکار و احساسات منفی را کنترل کنم.

این باورها موجب می‌شوند که ما درگیر چرخه باطل جنگ یا گریز شویم. یعنی اینکه یا در تلاش برای مبارزه با افکار و احساسات منفی هستیم. یا سعی می‌کنیم از آنها فرار کنیم.

جنگ

مثلاً اینکه سعی می‌کنیم از بروز این افکار جلو گیری کنیم و به آنها اجازه ورود ندهیم.

گریز

با بی تو جهی یا فاصله گرفتن از افکار مثلاً به واسطه پناه بردن به داروهای روانگردان، مشروبات الکلی، مواد مخدر.

امیدوارم متوجه وخامت و نتیجه این تلاش و تقلای بیهوده برای خوشبختی که نتیجه عکس می‌دهد شده باشید. تقلایی که اضطراب و نگرانی به همراه دارد.

خوب پس راه حل رسیدن به لذت زندگی چیست؟

خوب حالا وقت آن رسیده که به سراغ راهکارهای رسیدن به تجربه لذت از زندگی برسیم.

می‌خواهیم یادبگیریم چگونه دست از تقلا کردن برای زندگی برداریم.

همانطور که درابتدای مقاله گفته شد به کمک مهارت ذهن آگاهی می‌خواهیم به این مسئله بپردازیم.

بنابراین لازم است قبل از هرچیز با ساختار ذهن بیشتر آشنا شویم.

به طور کلی ذهن وظیفه شناسایی خطرات را به عهده دارد. ذهن از دوقسمت اصلی تشکیل شده است.

  • خود متفکر که مسئول

تولید فکر

تجسم

تفکر

برنامه ریزی

قضاوت

ذهن

تحلیل

تصور

مقایسه

خلق کردن

  • خود مشاهده گر که مسئول

تمرکز

آگاهی

هشیاری

توجه

مشاهده فکر

ذهن آگاهی

براساس نظریه پذیرش وتعهد که دکتر راس هریس آن را مطرح کرده است، رسیدن به این مهم براساس ذهن آگاهی سه مرحله دارد که عبارت‌اند از:

مرحله اول: جداسازی

آنچه اساساً موجب گیرافتادن ما در تله شادی می‌شود نداشتن مهارت جداسازی است. ما معمولاً با افکارمان در آمیخته می‌شویم واین دلیل آسیب و رنج ماست نه خود فکر.

باید بدانیم که افکار فقط کلماتی هستند که بخش خود متفکر آن را ساخته است و حقیقت نیست. در مرحله اول فکر را جدای از خود بدانیم که بدین منظور را هکارهای زیر بسیار کمک کننده هستند.

  • به ابتدای هر فکر آزار دهنده‌ای این جمله را اضافه کنید: من فکر می‌کنم….

مثلاً من فکر می‌کنم که افسرده‌ام، من فکر می‌کنم که زشت هستم…

  • فکرتان را باریتم آهنگ تولدت مبارک بخوانید.
  • نام گذاری قصه‌ها: هر فکر را یک قصه که ساخته ذهن است بدانید و برایش نامی انتخاب کنید مثلاً قصه من بازنده‌ام، قصه من به اندازه کافی خوب نیستم…
  • جدی نگرفتن فکر: مثلاً آن را روی صفحه کامپیوتر تایپ کنید و رنگ و فونت را تغییر دهید. فراموش نکنید افکار شما فقط کلمات ساخته ذهن شماست نه بیشتر.
  • از ذهن خود برای تولید این قصه‌ها و کلمات و افکار تشکر کنید.
  • بیان فکر با صداهای مسخره مثل صدای شخصیت‌های کارتونی.
  • فکرتان را روی جلد کتاب قصه کودکان تصور کنید.

شاید به نظرتان مسخره بیاید اما امتحان کنید. ببینید چه اتفاقی رخ می‌دهد. کلیه این کارها برای این است که ما فکر را بپذیریم. مقاومت در برابر ذهن کار بیهوده‌ای است. بنابراین باید آن را بپذیریم و حتی برایان فضایی را ایجاد کنیم.

مرحله دوم: ایجاد فضا

هدف ما در این مرحله ایجاد فضایی برای افکار است. به کمک «خود مشاهده گر» ذهن باید نظاره‌گر افکارمان باشیم. به بدن و عواطف و احساسات خود توجه کنیم. بدین منظور می‌توانید از تمرین کمک بگیرید

تمرین: روزانه چند بار و هر بار به مدت 3 تا 5 دقیقه این تمرین را انجام دهید.

  • یکی از افکار و احساسات خود را در نظر بگیرید و آن را فقط مشاهده کنید. بدین‌صورت که ببینید آیا خوب است؟ بد است؟ عمق این احساس چقدر است؟
  • حال چند نفس آرام و عمیق بکشید
  • حالا به افکارتان اجازه عبور و مرور بدهید. اجازه دهید افکار دررفت و آمد باشد و شما نظاره‌گر این رفت‌وآمد باشید.

 

مرحله سوم: پیوند و تماس

 

در این مرحله می‌خواهیم با مهم‌ترین زمان یعنی زمان حال پیوند برقرار کنیم. زمان حال تنها زمانی است که در دسترس ماست.

بدین منظور می‌توانید تمرین زیر را انجام دهید

تمرین‌ها:

  • توجه کامل خود را به کاری که در حال انجام آن هست ببرید. هر کاری که هست. مثلاً اگر در حال آشپزی هستید فقط به آن توجه کنید. اگر در حال غذا خوردن هستید توجهتان را معطوف غذا خوردن، طعم غذا و احساستان نسبت به غذا خوردن معطوف باشد.

 

  • فعالیتی را که همیشه از آن اجتناب می‌کردید را انتخاب کنید. روزانه 20 دقیقه آن را انجام دهید. مثلاً اگر از ورزش اجتناب می‌کردید. روزانه بیست دقیقه انجام دهید.

 

  • این تمرین خود چند مرحله دارد که البته بسیار ساده است.

 

  1. ابتدا پیوند با اطراف: به مدت سی ثانیه به محیط اطرافتان با حواس پنج‌گانه توجه کنید. به آنچه می‌بینید. می‌شنوید. لباس‌ها و یا حس سرما و گرما که در بدنتان لمس می‌کنید. بوهایی که استشمام می‌کنید.
  2. آگاهی از بدن: به مدت سی ثانیه به احساس خود در بدن توجه کنید.
  3. آگاهی از تنفس: توجه به دم و بازدم به مدت سی ثانیه
  4.  گوش کردن :تو جه به همه صداهایی که در اطرافتان می‌شنوید به مدت سی ثانیه.

برای بودن در لحظه اکنون می توانید این مقاله را نیز مطالعه نمایید.

لحظهحال

 معنای زندگی

خوب تا اینجا فهمیدیم چگونه باید از زندگی لذت برد. اما گفتیم برای خوشبختی واقعی نیاز به داشتن معنای زندگی داریم تا بتوانیم زندگی پربار و ارزشمندی را بسازیم.

برای یافتن معنای زندگی ،نیاز است که بفهمیم طرح الهی یا به‌عبارت‌دیگر مأموریت و رسالتی که هرکدام از آن منحصراً برای انجام آن خلق‌شده‌ایم چیست ؟

مقاله و کتاب الکترونیکی که در این زمینه نوشته‌ام می‌تواند به شما در یافتن معنا و رسالت زندگی‌تان کمک کند. جهت مطالعه مقاله روی لینک تغییر و تحول فردی کلیک کنید.

جهت دانلود کتاب الکترونیکی به بخش محصولات مراجعه کنید. کتاب «شاه کلید» را که به یافتن معنا و رسالت زندگی پرداخته را به صورت رایگان دانلود نمایید.

 

 

 

 

 

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *