انتقاد

جراحی روح

جراحی روح، انتقاد-بخش سوم

انجام دو عمل جراحی باهم ممنوع

اگر دقت کنید خواهید دید که پزشکان همزمان دو عمل سنگین را انجام نمی دهند.  انجام هم زمان دوعمل باهم فشار زیادی را به بیمار تحمیل می کند. بنابراین با گذاشتن وقفه بین دو عمل به بیمار فرصت ریکاوری می دهند. بدن نیاز دارد توان و مقاومت خود را به دست بیاورد.

اما در جراحی روح ما به این نکته توجه نمی کنیم. به خودمان اجازه می دهیم همزمان چند عمل را خیلی ساده انجام دهیم. دراین شرایط فرد مورد انتقاد دچار چند مشکل می شود:

  • حجم زیادی از فشار را متحمل خواهد شد.
  • به صورت سلیقه ای به هر کدام که مد نظرش بود پاسخ می دهد.
  • حس می کند که از نظرشما اشکالات زیادی دارد و دوست داشتنی نیست.

و….

مثلا اگر قرار است از همسرمان برای طولانی بودن زمان آماده شدن هنگام بیرون رفتن انتقاد کنیم. نباید همزمان راجع به پوشش او یا اتفاق دیروز انتقاد کنیم.

یادمان باشدکه به هیچ عنوان نبایدچند انتقاد را با یکدیگر مطرح کرد. هربار فقط یک انتقاد را مطرح می کنیم. تا فرد فرصتی برای فکر کردن  به آن و راهکارهایی برای رفع آن داشته باشد.

خبربد،وقتی بیمار رو به بهبود است.

بیماری را تصور کنید که پس از چند ماه مقاومت تصمیم گرفته ورزش و رژیم غذایی ضروری بعد از عمل جراحی خود را به درستی پیگیری کند. حال پزشک در همین روزها که او تصمیم به تغییر گرفته ، به او خبر های بدی می دهد. خبر اینکه از رو به بهبود نبودن روند درمان بگوید!

قطعا این شخص، انرژی خود را از دست می دهد. بنابراین احتمال اینکه رژیم غذایی و ورزش را رها کند بسیار زیاد است.

این اتفاق در زندگی روزمره ما نیز رخ می دهد.مثلا زوجی را درنظر بگیرید که آقا بعد از مدت ها حاضرشده کمی زودتر از محل کار به خانه بیاید و باهمسرش یک گردش نیم روزه بروند.

این در حالی است که خانم مدت شش ماه این انتقاد را داشته که در خانه پوسیده است!

حالافرض کنید در انتهای گردش خانم بگوید:

علی جان خیلی خوش گذشت و ازتو ممنونم. ای کاش زیاد از این کارها بکنی. نزاری من توی خونه بپوسم! خدایی خیلی سخته توی خونه موندن. وقتی هم که میایی دیگه جونی نداری.چرا زودتر این کارو نکردی؟

درچنین لحظه ای خواهید دید که علی با خود می گوید : کاش همین دفعه را هم مرخصی نمی گرفتم.

هیچ بیماری را با بیماران دیگر مقایسه نکنید.

فرض کنید به پزشک مراجعه کنید واو بگوید:

کاش شما هم مثل بیمار قبلی بودید! بیمار قبلی پولدار تر بود، میزان بیماری اش کمتر بود، احتمال موفقیت درمان بالاتر بود!

مطمینا با دیدن چنین پزشکی پا به فرار می گذارید. زیرا می دانید او رسالت خود را فراموش کرده و احساس می کند در حال خرید و فروش قطعات اتومبیل است!

اما بازهم می بینیم به خودمان اجازه می دهیم که به سادگی شخصی را که از او انتقاد می کنیم با دیگران مقایسه کنیم!

  • ببین چطوری با همسرش برخورد می کنه
  • مامان چرا تو مثل مامان نسترن نیستی؟
  • بچه دایی حمید رو ببین چقدر با ادبه.
  • ببین هم کلاسی هات چطور درس می خونن.

و…

همه نشانه هایی از مقایسه کردن حین انتقاد هستند. ما اجازه نداریم انسان ها را با یکدیگر مقایسه کنیم ، زیرا :

  • آن ها گذشته یکسانی نداشته اند.
  • محیط آنها یکسان نبوده است.
  • شرایطی که در آن این تصمیم را گرفته اند متفاوت بوده .
  • از همه نقاط ضعف و قوت آن ها با خبر نیستیم.

و…

بنابراین تحت هیچ عنوانی در حین انتقاد فردی را با دیگری مقایسه نکنیم.

زیرا به جای این که انتقاد موثر باشد، بیشتر حس انتقاد و کینه دراو رشد می کند.

یادمان باشد : هیچ وقت ویترین زندگی دیگران را با اصل زندگی خودمان مقایسه نکنیم.

به این دلیل که عموما همه سعی می کنند ویترین زندگی خود را فوق العاده بسازند.

در صورتی که ما فقط ویترین را می بینیم . از درون آن بی خبریم اما از درون زندگی خود اطلاع کامل داریم.

مثلا در یک مهمانی ، یک زوج خیلی راحت به هم احترام می گذارند و هوای هم را دارند. اما شما از اصل زندگی آن ها چیزی نمی دانید.

یک جراح شوخی ندارد!

فرض کنید یک جراح زمانی که بیمارش رو تخت اتاق عمل است به او بگوید:

به احتمال زیاد شما دراین جراحی از بین خواهید رفت. چند ثانیه مکث میکند .

سپس می گوید: ها ها ها شوخی کردم. نگران نشو!

به نظر شما دراین حالت بیمار چه حسی دارد؟

حال که صحبت در مورد جراحی روح است، چرا با طنز انتقاد را انجام می دهیم؟

متاسفانه بسیاری از افراد  منتقد تصور می کنندکه  اگر عیب و ایراد دیگران را با حالت شوخی بیان کنند، انتقاد بامزه تر و اثرگذار تر خواهد بود!

اما باید گفت چنین نیست. چه بسا برای انتقاد شونده این طور تعبیرشود که دارد مسخره می شود.

بنابراین این کار قطعا سازندگی انتقاد را مخدوش می کند و طبیعتا دیگر نمی شود به این انتقاد ، گفت انتقاد سازنده!

بنابراین انتقاد باید کاملا جدی و همراه با احترام باشد نه در قالب کلمات سبک و طنزآلود!

چراکه انتقال حس منفی و بار روانی ناشی از آن چندین برابر خواهد شد.

نحوه بیان :

  • شمرده و با طمانینه شروع به صحبت کنیم.
  • لحن جدی اما مهربانانه داشته باشیم.

 

دنبال کسی برای جراحی نروید!

فرض کنید درپارک نشسته اید.

پزشکی را ببینید که به دنبال بیماری می گردد که اورا به اجبار روی صندلی پارک بخواباند و شروع به جراحی او کند.

مطمینا به چنین فردی پزشک نخواهید گفت! احتمالا خواهید گفت که او اختلالات جدی روانی دارد!

در انتقاد هم همین طور است. تازمانی که فردی به ما اجازه انتقاد نداده ، اجازه نداریم وی را مورد انتقاد قرار دهیم.

پیشنهاد من این است :اگر می خواستید به فردی که شما را خوب نمی شناسد، انتقاد کنید، کافیست که به او پیشنهادی بدهید.اگر او تمایل داشت انتقاد را مطرح کنید.

مثلا فرض کنید شما در حاشیه سمیناری می خواهید به سخنران یا برگزار کننده انتقادی مطرح کنید. دراین صورت می توانید از یکی از پیشنهاد های زیر استفاده کنید:

  • استاد محترم من در مورد نحوه اجرا تجربیاتی دارم. اگر تمایل داشتید باعث افتخار است که آن ها را با شما به اشتراک بگذارم.
  • بزرگوار، تخصص من در زمینه ساخت اسلاید است. ده سالی است در این زمینه فعالیت دارم. پیشنهادهایی دارم که زحمات بسیار عالی شما ٍ، بسیار اثربخش تر شود.اگر تمایل داشتید من در خدمت شما هستم.

بنابراین اجازه انتقاد به صورت مستقیم را نداریم.

تنها کاری که باید انجام دهیم این است که پیشنهاد خود را بسیار جذاب مطرح می کنیم . اگر شخص دوست داشت پیگیر آن شود.

جراحی برای ابراز وجود

فرض کنید از پزشکی بپرسید مشکل این بیمار چه بوده است که او را جراحی کرده است؟

او پاسخ دهد مشکل جدی نداشت . فقط برای اینکه توانمندی های خودم را در جمع همکارانم نشان دهم او را جراحی کردم!

می بینید از چنین حرفی بسیار تعجب می کنیم .

گاهی اوقات هیچ نیتی جز ابراز وجود وبیان «منم هستم » در زمان انتقاد کردن وجود ندارد.

یادمان باشد که:

استفاده از انتقاد برای ابراز وجود درجمع یا بروز توانمندی هایمان ممنوع است.

 

ارزش نقد خود را بالا ببرید.

اگربخواهیم انتقادهایمان اثربخش باشد باید جایگاه خوبی برای خود بسازیم.

تخصص زیادی کسب کنیم. هرجایی نظر ندهیم که ارزش کارما کم شود.

فرض کنید فردی غریبه درپارک مشغول صحبت کردن با تلفن باشد. من پس از پایان مکالمه به اوبگویم که چه ایراداتی در صحبتش داشته!

نتیجه چه می شود؟ او احتمالا از من دور می شود و در دلش به من می گوید : عجب آدم فضولی است!

اما کسانی که ما را می شناسند حاضرند چند میلیون تومان پول برای نقد صحبت هایشان به ما بپردازند.

بنابراین توصیه می کنیم درکار خود متخصص شوید.

دراین صورت دیگران برای شنیدن نقدهایتان حاضرند پول پرداخت کنند. نه اینکه از نقدهایتان فرار کنند!

خب با این اوصاف نقد کردن تعطیل شد؟

اگر دقت کنید می بینید که تمام تلاش ما این بود که شرایط نقد کردن را سخت و سخت تر کنیم .

تا حد ممکن نقد نکنیم.

اما در عوض شرایط انتقاد از خود را باز و بازتر کردیم که راحت تر به مانقدصورت گیرد.

این بدین معنا نیست که تحت هیچ شرایطی نباید نقد کنیم.

همان قدر که یک انتقاد سازنده و مثبت می تواند اثربخش بوده و باعث پویایی شود.

انتقاد نکردن درجای مناسب و لازم خود می تواند مخرب و زیان بار باشد.

اشتباهی که با یک انتقاد ممکن است اصلاح شود می تواند به اصل و ریشه موضوع ضرر جبران ناپذیری وارد سازد.

بنابراین اگر می دانیم انتقاد ما اثر دارد. مهارت کافی در انتقادرا کسب کرده ایم. احساس می کنیم که ضرورت دارد این کار را انجام دهیم.

 

ادامه مقاله را به زودی برای شما قرار خواهم داد.

 

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *